خبر درگذشت استاد پرویز خرسند، (۱۳۱۹-۱۴۰۵) نویسنده پیشکسوت و اندیشمندی که نامش با طلوع نثر متعهد و انقلابی گره خورده است، مایه تأثر عمیق شد. او تنها یک صاحبقلم نبود؛ او معمار زبانی بود که به تعبیر دقیق دکتر علی شریعتی، توانست «نثر امروز را در خدمت ایمان دیروز» قرار دهد. او مسیر پرپیچوخمی را برای نویسنده شدن پشت سر گذاشت؛ خانوادهاش اعتقادی به تحصیل او نداشتند.
از همان دوران نوجوانی به کانون نشر حقایق به مدیریت محمدتقی شریعتی، پدر دکتر شریعتی پیوست و فعالیت مطبوعاتی خود را آغاز کرد. با رفاقت و همفکری با دکتر شریعتی از سالهای پیش از انقلاب، و بدنبال تمرکز فعالیتهای دکتر در حسینیه ارشاد که با دعوت شهید مطهری آغاز شد، خرسند نیز به همکاری با او پرداخت. همکار مرحومم در رادیو زنده یاد «حسین صبحدل» که برنامههای قرآن و اجرای سرودههای انقلابی اسلامی پیش از سخنرانیهای دکتر شریعتی را برعهده داشت و با اذان معروفش که نام و یاد او را جاودانه کرده است، نقل می کرد که خرسند یار و همکار و همراه جدی دکتر شریعتی بود و هم او بود که با ویراستاری نشریات حسینیه ارشاد در دهه ۵۰، نبض تپنده کلمات را به دست گرفت و با آثاری ماندگار همچون «برزیگران دشت خون»، «شهید همه اعصار» و «پیغام زخم»، ادبیاتی را بنیان نهاد که در آن، مفاهیم عمیق اعتقادی با زبانی پویا، امروزی و تأثیرگذار روایت میشد.
برخی از دیگر آثار مرحوم خرسند با تبیین محتوای آنها بدینکونه است:
در ادبیات آیینی و عاشورایی «برزیگران دشت خون »روایتهای داستانوار از حادثه کربلا
«آنجا که حق پیروز است»نوشته شده در دوران اختفا با مقدمه استاد محمدرضا حکیمی
«پیغام زخم» (با سبکی میان نثر و شعر)
«مرثیهای که ناسروده ماند» با مقدمه استاد محمدتقی شریعتی
«خاطرات من و یگانه و دیوار» روایت خاطرات دوران زندان او
«زبان گفتن و گوش شنیدن» اثری در حوزه نثر و زبان
بارزترین نمونه همکاری او با استاد دکتر شریعتی، خلق اثر ماندگار «هابیل و قابیل» (با نام اصلی «شهید همه اعصار») است. این متن که نثری شاعرانه و تراژیک دارد، صبح روز عاشورای سال ۱۳۵۰ در حسینیه ارشاد با صدای خود خرسند دکلمه شد. این اثر که بعدها به صورت نوار کاست با تیراژ میلیونی منتشر شد، به نمادی از گفتمان انقلابی تبدیل گشت.
نکته تاریخی جالب توجه این است که نخستین برنامهای که پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ از رادیو پخش شد، همین نوار «هابیل و قابیل» با صدای پرویز خرسند بود.
اگر بخواهیم نقش او را در تاریخ مطبوعات ایران مرور کنیم، باید به روزگاری برگردیم که ایران تشنهی شنیدن و خواندن بود. در آن سالهای پرشور، خرسند به عنوان نخستین سردبیر هفتهنامه «سروش»، پدیدهای را خلق کرد که نظیرش در تاریخ رسانهای ما کمتکرار است.
در آن ایام، «سروش» (که مدیرعاملی آن را در دورهای بر عهده داشتم) تنها یک مجله نبود؛ بلکه آیینهی تمامنمای جریانات سیاسی، فرهنگی و اعتقادی جامعه محسوب میشد. محبوبیت این نشریه به حدی بود که با وجود تیراژ کثیر و چشمگیرش، در همان یکی دو روز نخستِ انتشار در پیشخوان روزنامهفروشیها نایاب میشد. مردم برای خریدنش صف میبستند تا روایتهای خرسند و تیمش را از تحولات زمانه دنبال کنند.
در واقع، «سروش» با هدایت او به رسانهای تبدیل شد که نبض افکار عمومی را در دست داشت. سالها بعد، وقتی مسئولیت مدیریت انتشارات سروش بر عهدهی اینجانب قرار گرفت، همواره به دنبال آن بودم تا از تجربیات گرانسنگ و نگاه تیزبین ایشان بهرهمند شوم.
بارها از استاد خرسند دعوت کردم تا بار دیگر به خانهی خویش بازگردد و در حوزههای مختلف اجرایی و تحریریه با ما همکاری داشته باشد. اما ایشان با همان تواضع و متانت ذاتی که ویژگی مردان بزرگ است، کُنج عزلت و خلوتِ اندیشمندانهی خود را برگزید.
گویی او رسالتش را در پایهگذاری آن بنای رفیع به انجام رسانده بود و ترجیح میداد از دور، نظارهگر رویشهای تازه باشد. انزوای آگاهانه و عرفانی او، نه از سرِ بیمهری، که برآمده از روحیهی عمیقی بود که ترجیح میداد به جای حضور در ساختارهای اداری، در میان کلمات و اندیشههایش زندگی کند.
امروز که پرویز خرسند رخ در نقاب خاک کشیده است، میراث او یعنی همان نثرِ پاکیزه و آن نگاه آرمانگرا، همچنان در تار و پود ادبیات متعهد ما زنده است. او با رفتار و کلماتش فریاد زد که کلمه، اگر با ایمان پیوند بخورد، میتواند جریانی ایجاد کند که دههها بعد هم از آن به نیکی یاد شود.
یاد آن مجلهی نایاب و آن قلمِ ناب، همواره در حافظهی تاریخی فرهنگ این مرز و بوم باقی خواهد ماند.
یادشان زمزمه نیم شب مستان باد
تا نگویند که از یاد فراموشانند
روحش شاد و در جوار رحمت الهی متنعم باد