به گزارش اطلاعات آنلاین، محمد بزی - روزنامهنگار لبنانی-آمریکایی و رئیس سابق دفتر خاورمیانه در نیوزدی - عضو هیئت علمی دانشگاه نیویورک است. مدیر مرکز مطالعات خاور نزدیک و استاد روزنامهنگاری دانشگاه نیویورک در تازهترین تحلیل خود برای گاردین موضوع تلاشهای ناکام ترامپ برای رسیدن به توافق با ایران را بررسی کرده است.
«رئیس جمهوری آمریکا هفتههاست میکوشد راهی برای پایان دادن به جنگی که با ایران آغاز کرده بیابد - توافقی که به او اجازه میدهد پیش از اینکه جنگ آسیبی شدیدتر به اقتصاد جهانی وارد کند و از بخت جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای بکاهد، اعلام پیروزی و از این درگیری عبور کند. اما به نظر نمیرسد که این استاد خودخوانده هنر معاملهگری نمیتواند از خرابکاری در مذاکرات خودش دست بردارد یا بپذیرد که ایران اکنون در موقعیت بهتری برای درخواست امتیاز نسبت به قبل از جنگ است.
در طول تعطیلات روز یادبود، ترامپ از حضور در جشن عروسی پسر بزرگش در باهاما چشم پوشید و برنامههایش را برای گذراندن آخر هفته در باشگاه گلف نیوجرسی لغو کرد. تغییرات دقیقه نودی گمانهزنیها را مبنی بر اینکه ترامپ آماده رونمایی از توافقی برای پایان دادن به جنگ است، افزایش داد. سپس اعلام کرد روز چهارشنبه جلسه کابینه را در کمپ دیوید، مجتمع ریاست جمهوری در مریلند که محل اجلاسها و اعلامیههای تاریخی دیپلماتیک بوده، برگزار خواهد کرد. اما آن جلسه به کاخ سفید منتقل شد، زیرا پیدا بود ترامپ نتوانسته توافقی را که میتوانست با هیاهوی فراوان در کمپ دیوید اعلام کند، نهایی کند.
چرا این غول تجاری که کتاب پرفروش «هنر معامله» را در سال ۱۹۸۷ (با یک نویسنده ناشناس) نوشته، از دستیابی به توافق بازمانده است؟ ترامپ رهبران قدرتمند را تحسین میکند و از نشان دادن هر گونه نشانهای از ضعف بیزار است - و حالا از رسیدن به توافقی با ایران که او را ضعیف جلوه دهد، میترسد. رئیس جمهوری همچنین به این انتقاد حساس است که هر توافقی که امضا کند، برای ایالات متحده بدتر از توافق هستهای ۲۰۱۵ بین ایران و شش قدرت جهانی در دولت باراک اوباما خواهد بود. ترامپ در سال ۲۰۱۸، دوره اول ریاست جمهوری خود، یکجانبه واشنگتن را از آن توافق خارج و رویدادهایی را آغاز کرد که منجر به درگیری فعلی شد.
ترامپ با شروع جنگی با هدف تغییر رژیم در ایران، خود را در تنگنا قرار داد و گزینههای عمدتاً بدی پیش رویش قرار گرفت. حتی با اصول مندرج در کتاب معروفش، ترامپ در مذاکرات خود با تهران در موقعیتی نامساعد قرار دارد. او در آن کتاب چنین نوشته است: «بدترین کاری که میتوانید در یک توافق انجام دهید این است که برای رسیدن به آن ناامید به نظر برسید. این باعث میشود طرف مقابل بوی خون را حس کند و بعد شما کشته میشوید. بهترین کاری که میتوانید انجام دهید این است که از روی قدرت معامله کنید و اهرم فشار بزرگترین قدرتی است که میتوانید داشته باشید. اهرم فشار داشتن چیزی است که طرف مقابل میخواهد.»
مشکل اصلی ترامپ این است که ایران اهرم فشار بیشتری نسبت به او دارد - و رهبران ایران به خوبی از این مزیت آگاهند. در ۲۸ فوریه، ترامپ جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران را آغاز کرد و رهبر معظم انقلاب، آیتالله علی خامنهای و دیگر مقامهای ارشد نظامی و سیاسی را در ساعات اولیه درگیری ترور کرد. در ابتدا، ترامپ با چشمانداز یک پیروزی نظامی سریع، همانگونه که با حمله نیروهای ویژه آمریکایی به محل اقامت رئیس جمهوری ونزوئلا به دست آورده بود، اغوا شد.
اما بسیاری از تحلیلگران هم هشدار داده بودند که ایران مانند ونزوئلا نیست و حکومت ایران با وجود ترور آیتالله خامنهای و دیگر مقامهای ارشد، برای بقای خود سخت خواهد جنگید. تهران با حملات موشکی و پهپادی علیه پایگاههای نظامی ایالات متحده در سراسر خاورمیانه تلافی کرد و زیرساختهای انرژی همسایگان خلیج فارس خود را هدف قرار داد. ایران همچنین مؤثرترین سلاح اقتصادی خود را به کار گرفت: تنگه هرمز را بست، تنگهای که بیش از یک پنجم نفت جهان هر روز از آن عبور میکرد.
این بسته شدن تنگه - همراه با حملات ایران به خطوط لوله و میادین گازی در کویت، عربستان سعودی، قطر و امارات متحده عربی - اقتصاد جهانی را مختل کرد و قیمت نفت را افزایش داد. (در ایالات متحده، از زمان آغاز جنگ توسط ترامپ، میانگین قیمت بنزین 50 درصد افزایش یافته و به تقریباً 4.50 دلار در هر گالن رسیده است.)
ترامپ و متحد او، بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل، نتوانستند رژیم اسلامی را که پس از انقلاب 1979 ایران به قدرت رسید، سرنگون کنند. در عوض، آنها در نهایت آن را تقویت کردند - با اجازه دادن به تهران برای استفاده از کنترل جغرافیایی تنگه هرمز به عنوان سلاحی که میتواند یک بحران انرژی و رکود جهانی را ایجاد کند. پس از شش هفته بمباران شدید از سوی قدرتمندترین ارتش جهان، ایران به محاصره تنگه هرمز و حملات موشکی خود را به کشورهای خلیج فارس و اسرائیل ادامه داد. ایالات متحده و ایران در ۸ آوریل با آتشبس موافقت کردند، اما مذاکرات به دلیل تردید ترامپ بین توافق و تهدید به از سرگیری بمباران، متوقف شد.
این توافق نوظهور بر حل مشکلی متمرکز است که پیش از شروع این جنگ ترامپ علیه تهران وجود نداشت: بازگشایی کامل تنگه هرمز به روی کشتیهای تجاری تا قیمت نفت تثبیت شود. طبق پیشنویس توافقی که در حال توزیع بین متحدان ایالات متحده است، واشنگتن همچنین محاصره بنادر ایران را لغو میکند و به تهران اجازه میدهد به حدود ۱۲ میلیارد دلار دارایی مسدودشده خود دسترسی پیدا کند.
همانطور که ترامپ سال گذشته با میانجیگری خود آتشبس بین اسرائیل و حماس در غزه را برقرار کرد، دولت او برخی از دشوارترین مشکلات (از جمله خلع سلاح حماس و تضمین خروج نظامی اسرائیل از سرزمین فلسطین) را به مذاکرات بعدی موکول کرد که هرگز به نتیجه نرسید.
بار دیگر، به نظر میرسد ترامپ در پی دستیابی به توافقی محدود با ایران است که دشوارترین پرسشها را به مذاکرات آینده موکول کند، مذاکراتی که میتواند ماهها یا حتی سالها به طول انجامد. مسائل حلنشده احتمالاً شامل برنامه و قابلیتهای هستهای ایران؛ توسعه موشکهای بالستیک و حمایت آن از شبهنظامیان منطقهای مانند حماس، حزبالله در لبنان و حوثیها در یمن خواهد بود.

این یکی دیگر از کتابهای ترامپ است که به خوانندگان روشهای پولدار شدن را آموزش میدهد
ترامپ در ویدئویی که ۲۸ فوریه در رسانههای اجتماعی منتشر شد، این نگرانیها را به عنوان تهدیدهای قریبالوقوعی که ایران برای ایالات متحده ایجاد کرده است - و دلیل اصلی جنگ - مطرح کرد. هیچیک از این مسائل حل نشدهاند. از برخی جهات، ایران پس از جنگی که هدف آن از بین بردن قابلیتهای نظامی آن بود، قویتر ظاهر شده است.
گزارشی از سازمان سیا که اوایل این ماه برای ترامپ ارسال شد، نشان داد تهران توانسته بخشی چشمگیر از توانمندیهای موشکی خود را حفظ کند. این تحلیل میگوید ایران حدود ۷۰ درصد از ذخایر موشکی پیش از جنگ و حدود ۷۵ درصد از پرتابگرهای متحرک خود را حفظ کرده است. این گزارش همچنین نتیجه گرفته است که ایران از آنچه مقامهای آمریکایی ادعا میکردند، مقاومتر است و میتواند ماهها از محاصره دریایی جان سالم به در ببرد.
ترامپ با وجود موضع ضعیفش، اصرار دارد با ایران به توافقی بهتر از توافق دولت اوباما در سال ۲۰۱۵ دست خواهد یافت. این توافق، در ازای محدودیتهایی بر غنیسازی هستهای، تهران را از تحریمهای بینالمللی رهایی بخشید. (به ایران اجازه داده شد اورانیوم را در سطوح پایین غنیسازی کند، به اندازهای که برای راهاندازی نیروگاهها کافی باشد اما برای تولید سلاح هستهای کافی نباشد.)
سالها پس از خروج ترامپ از توافق، ایران تولید اورانیوم غنیشده تا سطح نزدیک به سلاح را به شکلی چشمگیر افزایش داد، اما سازمان ملل و سایر ناظران دریافتند که هنوز گامی برای ساخت سلاح واقعی برنداشته است.
البته، ترامپ میتوانست از شروع جنگی با هدف تغییر رژیم که شکست خورد و جهان را با عواقب آن تنها گذاشت، اجتناب کند. در عوض، این مذاکرهکننده چیرهدست، یک سلاح اقتصادی تازه به ایران داد - و اهرم فشار بیشتر برای دستیابی به یک توافق مطلوب.»