چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۱
نظرات: ۰
۰
-
[علی‌اصغر شعردوست] غدیر، طلوع خورشید ولایت

خاتم پیامبران، حضرت ختمی مرتبت رسول مکرم اسلام(ص)، در زیر باران تهمت و دشمنی و ستیز، بنای امت را در خانه پربرکت خویش پی ریخت.

نخستین افراد این امت، حضرت خدیجه(س) و مولا علی(ع)، به رسالت حضرتش ایمان آوردند و دفاع از اندیشه و آرمان و رسالت پیامبر(ص) را وجههٔ همت خویش ساختند. هجرت پیامدار وحی از سرزمین مکه به مدینه، تلاشی گسترده بود تا این جامعه را استوارتر پی گیرد و در واقع در هجرت حضرت رسول(ص)، بنای جامعهٔ آرمانی مؤمنان، صورت تحقق به خود گرفت.

هدف بعثت رسول(ص)، تشکیل «امت وسط» بود؛ یعنی امتی میانه‌رو و معتدل که نه افراطی‌اند و نه تفریطی. خدا و رسولش بر آن بودند که بذر ایمان در دل‌های مؤمنان در شرایطی به بار نشیند که مجموعهٔ شرایط برای بالیدن آن فراهم باشد. اگر کوشش‌ها به صورت فردی بماند، آن مزرع پربرگ و بار، وحدت و همدلی خویش را از دست می‌دهد و به تندباد حوادث، ایمان‌های فردی در معرض هدم قرار می‌گیرد. اما رسول گرامی اسلام(ص) اعلام کرده بود که پیامبر «ناس» است و «ناس» همه توده‌های مردم، اعم از سپید و سیاه، عرب و غیر عرب را شامل می‌شود. ده سال از هجرت گذشته بود. اینک طی بیست و سه سال مجاهده و فداکاری، بنیادهای نهضت استوار شده و سراسر شبه‌جزیرهٔ عربستان در روشنای تعالیم حضرت رسول(ص) قرار گرفته است. امت محمد(ص) با امپراتوری‌های ایران و روم همسایه شده است، اما نه برای ستیز و جنگ. این امت، با ایمان خود بر دل‌ها حکومت می‌کند و کاخ‌های ستم را از درون خالی می‌سازد؛ چندان که حاکمان ستمگر را به هراس می‌اندازد، بی‌آنکه خشونتی در کار باشد. اما قوای جسمانیِ رهبر نهضت تحلیل رفته و او به زودی باید دعوت حق را لبیک گوید. اکنون که امواج فتنه، چون پاره‌های ابر سیاه از راه می‌رسند، آن مهربانِ عالمیان، آن پیامبر رحمت، برای حفظ جان و ایمان امتش، می‌اندیشید. او که درخت نهضت را با بیست و سه سال مجاهده به ثمر رسانده بود، اکنون نگران بود که مبادا این ثمره در نبودش تباه شود. از همین جاست که با لطف و مهربانی، چاره‌ای جست.

در روز هیجدهم ذیحجه، در سرزمین غدیرخم، جایی که راه‌ها از یکدیگر جدا می‌شود، کاروان حج را ناگاه نگاه می‌دارد. منبری از جهاز شتر ساخته می‌شود و رسول خدا(ص)، به امر حق‌تعالی و با نزول آیهٔ شصت و هفتم سوره مائده که می‌فرماید «ای پیامبر! آنچه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده است، تبلیغ کن و اگر چنان نکنی، پیام و رسالت او را انجام نداده‌ای و خداوند تو را از مردم حفظ می‌کند»، پیام نهایی را به گوش مؤمنان می‌رساند و اعلام می‌دارد که «امروز دین شما را کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را به عنوان آیین شما پسندیدم». آنگاه، پیش هزاران چشم مشتاق، زمام ولایت جامعه را پس از خویش به مردی می‌سپارد که پاکبازی او در صحنه‌های مختلف به اثبات رسیده بود؛ مردی که در کارگاه خلقت اگر گوهرش نبود، نخل تناور بشریت ثمر نداشت. رسول اکرم(ص) دست مولا علی(ع) را بالا برد و سه بار فرمود: «هر کس من مولای اویم، پس علی مولای اوست. بار خدایا، دوست بدار هر که او را دوست دارد و دشمن بدار هر که او را دشمن دارد». و این‌گونه، مسیر نهضت برای همیشه تعیین شد.

از لحظه‌ای که پیغامبر(ص) دست علی(ع) را در دستانش فشرد و بالا برد و گرمای این دو دست ملکوتی، در همهمهٔ مردمان، سکوت چکاند، نگاه‌ها همه در امتداد این دو دست تا عمق آسمان کشیده شدند. انگار که این دو دست می‌خواستند آسمان را پایین بکشند، یا از باغستان‌های عرش، خوشه‌ای از نایاب‌ترین و ناب‌ترین گل‌های ملکوت را بچینند. نگاه‌های منتظر، خیره به این دو دست ملکوتی ثابت مانده بودند، چنان که گویی زمان ایستاده بود؛ چنان که انگار زمان از ابعاد همیشگی‌اش فراتر رفته بود و چرخش عرش و فرش، در یک ایستایی آنی، همه را در بهت فرو برده بود. غدیر، تنها یک رویداد تاریخی نیست؛ غدیر، ادامهٔ رسالت رسولان است و عید غدیر، پاسداری از آن رسالت بزرگ.

و امیرالمؤمنین علی(ع)، آفتاب همیشه تابان ولایت است:

«ز مشرق تا به مغرب گر امام است / امیرالمؤمنین حیدر تمام است / زگرفته این جهان زخم سنانش / گذشته زان جهان وصف سه نانش / سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشید / دو عالم را به خوان بنشاند جاوید / تو را گر تیرباران بر دوام است / علیُّ جُنَّةَ جنت تمام است / پیمبر گفتش ای نور دو دیده / ز یک نوریم هر دو آفریده / چنان در شهر دانش باب آمد / که جنت را به حق بواب آمد / چنان مطلق شد او در فقر و فاقه / که زر و نقره دادش سه طلاقه / چو هرچه گفت از بهر یقین گفت / زبان بگشاد و روزی و چنین گفت / که او کشف الغطا دادست دستم / خدا را تا نبینم کی پرستم / زهی چشم و زهی علم و زهی کار / زهی خورشید علم و بحر زخار»

عید غدیر، جشن انتخاب بزرگی است که رسول(ص) صورت داد و در تاریخ مسلمین نقطه عطفی است که سرنوشت جامعه رقم زده شد. مبادا که جامعهٔ مسلمین بی‌پناهِ ولایت اهل بیت(ع) بماند و دشمنان مجال یابند. غدیر، طلوع خورشید ولایت است، و آن خورشید هرگز غروب نخواهد کرد، هر چند که دشمنانش شب را بر این سرزمین حاکم پندارند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی