غلامرضا امیرخانی
رییس سازمان اسناد و کتابخانه ملی
از انتشار نخستین روزنامه در ایران با عنوان کاغذ اخبار به مدیریت میرزا صالح شیرازی، در روز دوشنبه، ۱۱ اردیبهشت ۱۲۱۶، به فرمان محمدشاه قاجار (سومین پادشاه قاجار: نوه فتحعلیشاه و فرزند عباسمیرزا)، تا انتشار نخستین شماره روزنامه اطلاعات در تهران، در روز یکشنبه ۱۹ تیر ۱۳۰۵، در زمان رضا شاه، نودسال میگذشت و ایران در این فاصله تحولات سیاسی و اجتماعی بسیاری را طی کرده بود.
ناصرالدین شاه بعد از پدرش، محمدشاه زمام امور را در دست گرفت و با التفات به آشنایی با غرب و سفرهای فراوان به فرنگ (در سالهای ۱۲۵۲ و ۱۲۵۶ و ۱۲۶۷ و ۱۲۶۸ خورشیدی) با مدرنیته و نقش اثرگذار آن در تحولات و تطورات ملل آشنا شد. البته دو دهه پیش از آغاز این سفرها، بنیان آموزش و پرورش مدرن در ایران در سال ۱۲۳۰ خورشیدی با تأسیس دارالفنون با ابتکار امیرکبیر نهاده شده بود و در سایه همین ابداع و ابتکار بود که مکتبخانههای قدیم از ارج و قرب خویش فاصله گرفتند و آرامآرام ایران با همه مقاومتهای صورتگرفته از سوی سنتگرایان، پا به عصر جدید نهاد و شاهد نوآوریهای فراوانی در عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی شد. و درست از همین نقطه بود که روزنامه و روزنامهنگاری اگرچه در زمان فرمانروایی محمدشاه، پدر سلطان صاحبقران و واپسین پادشاهی مطلقه در ایران، متولد شده بود، به شکل جدی متحول شد و نقش مؤثری در مناسبات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و هنری ایفا کرد و همین باعث شد که روزنامههایی با رویکردهای متفاوت متولد شوند و مطلع تحولات بنیادین در ساختار اجتماعی و سیاسی و فرهنگی ایران شوند: وقایع اتفاقیه، ادب، اختر، قانون، روزنامه علمیه دولت علیه ایران، شرف و...
وقایع اتفاقیه دومین روزنامه بعد از کاغذ اخبار بود که در سال سوم سلطنت ناصرالدین شاه، در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۲۲۹، به دستور میرزا تقیخان امیرکبیردر تهران آغاز به کار کرد. این سیر تا آغاز تاجگذاری و سلطنت رضا شاه در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۰۴ ادامه داشت و روزنامه همچنان به عنوان مهمترین رسانه تأثیرگذار آن روزگار تا سالها و دههها بعد که فضای مجازی و سایتها متولد شدند و تا حدی جای آن را گرفتند، نقشی پررنگ در تحولات و تطورات ملل ایفا کرد.
روزنامه اطلاعات در ادامه و امتداد چنین سیری بود که در شامگاه یکشنبه ۱۹ تیر ۱۳۰۵ خورشیدی در تهران پا به عرصه وجود نهاد و امروز در آستانه صدسالگی قرار گرفته است. عباس مسعودی، به عنوان بنیانگذار این روزنامه که کارش را در سیزدهسالگی با حروفچینی آغاز کرده بود، پس از چندی با روزنامه کوشش همکاری کرد و یکچند نیز چاپخانهای کوچک به راه انداخت و سرانجام با تجربیات قابل توجهی که در این راه اندوخته بود، به فکر انتشار روزنامهای در سطح ملی افتاد که حاصل آن درنهایت انتشار همین روزنامهای است که ۱۹ تیر ۱۴۰۵ صدساله میشود. روزنامهای که اگرچه در بدو تأسیس در دو صفحه و در شمارگان پانصد نسخه منتشر میشد، اما رفتهرفته جای خود را در این عرصه باز کرد و توانست جایگاه و پایگاه محکمی در میان مطبوعات آن روز ایران بیابد. این جایگاه و پایگاه از زمان تأسیس تا امروز که انتشار روزنامه با توجه به گسترش روزافزون فضای مجازی چالشهای فراوانی را به همراه داشته، همچنان رو به تعالی بوده است. شاید یکی از مهمترین دلایل این اقبال و قُرب، به سابقه آن برمیگردد. اما درباره اثرگذاری این روزنامه در حوزههای مختلف فکری و فرهنگی و نیز به عنوان مأخذ نهادی که همواره مورد التفات نویسندگان و پژوهشگران ایران بوده و در تألیف و تدوین مقالات، جستارها و کتابهایشان از آن بهره بردهاند میتوان ساعتها سخن گفت و صدها صفحه نوشت. حتی این مسئله میتواند موضوع یک رساله دانشگاهی در سطح دکتری باشد و همینجا صاحب این قلم، به عنوان همکار سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، چنین موضوعی را به یک دانشجوی کوشا و علاقه مند در رشته هایی مانند کتابداری و اطلاع رسانی، علوم ارتباطات و روزنامه نگاری، تاریخ معاصر و یا ادبیات فارسی؛ پیشنهاد میکنم.
در سالهای پیش و پس از انقلاب اسلامی ایران، روزنامه اطلاعات توانست با اقبال قابل قبولی که در میان طیفهای مختلف جامعه ایران و حتی فراتر از آن، خاورمیانه کسب کرده بود، نشریات دیگری را نیز تأسیس کند که از آن میان میتوان به اطلاعات بینالملل، جوانان امروز، اطلاعات هفتگی، روو دو تهران (Revue de Téhéran)، الاخاء، دنیای ورزش، اطلاعات علمی، اطلاعات سیاسی و اقتصادی، ادبستان فرهنگ و هنر، اطلاعات جبهه و اطلاعات حکمت و معرفت اشاره کرد. این نشریات هر کدام در ارائه و عرضه اخبار و مقالات روشنگر و شفافسازی وضع موجود، نقشی پررنگ ایفا کردهاند.روزنامه اطلاعات، پس از پیروزی انقلاب، مسیری تازه را آغاز کرد و به دور از افراط و تفریطهای رایج، که همواره گریبان مطبوعات ایران را در سده اخیر گرفته، توانست در جهت شفافسازی اخبار و اطلاعات ایران و جهان حرکت کند و به مدد منش و روش پسندیده یار دیرین امام (ره)، مرحوم سید محمود دعایی، به عمق و غنای جامعه ایرانی و ساختار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن یاری رساند. در کنار آن هم باید از انتشارات این موسسه نام برد که در طول چهار دهه، ناشر آثار فاخر و ارزشمندی به ویژه در عرصه تاریخ و ادبیات و سیاست بوده است.
اجازه بدهید این چند خط را با ابیاتی از یک قصیده امیرالشعراء، ادیبالممالک فراهانی (۱۲۳۹-۱۲۹۶ ه. ش.)، مدیر روزنامههای ادب، ایران سلطانی، ارشاد، مجلس و عراق عجم، به پایان ببرم. ابیاتی که خود گواه تحول و تطوری است که از آن زمان تا امروز در عرصه مطبوعات ایران رخ داده است و ادیب، اگرچه در این سروده، علیالرسم، بر سریر جِد نشسته، اما اهل مزاح و مزیح، نیک میدانند که اینگونه جِد و جهدها، در میان بزرگان و افاضل، هرگز خالی از مطایبتی نبوده است:
چگونه طبع توان کردن این جریده بوقت
که ماهیانه آن گشته سالیانه همی
عجبتر آنکه ندانم پس از سه ماه دگر
مرا دهند حقوق گذشته یا نه همی
ز بس که در پی آن با خزانهدارِ عنود
کنم فروتنی و عجز و استکانه همی
حکایت من و این روزنامه چون مرغیست
که اوفتاده به دام از هوای دانه همی
بود گواه من این نامه کهش به خون جگر
نبشته ساختمش بر درت روانه همی...
شما چه نظری دارید؟