شیما فتح نجات
خبرنگار روزنامه اطلاعات در کرمان
به مناسبت سالگرد سید محمود دعایی سردار مطبوعات ایران، سراغ احمد یوسفزاده نویسنده نامدار استان کرمان و کتاب آن
سی و سه نفر رفتم ، با اینکه بسیار گرفتار بود اما به عشق و یاد دعایی، که در دل خطوط سربی روزنامه اطلاعات یادش همیشه جاودان است، به گفتگو پرداخت و گفت :« از مقابل کتابخانه ملی کرمان رد میشوم. یک صخره کوهپیکر افتاده پشت نردهها، تک و تنها، روی تنش اثر امضای مردان و زنانی آشناست. چند سال پیش که شهرداری کرمان همایش علمی مجسمهسازی برگزار کرد، هنرمندی یزدی دل این صخره سنگین را سوراخ کرد و یادداشتهایی از بیست نویسنده کرمانی در وسط آن جای داد تا بماند به یادگار برای هزاران سال آینده.کتابخانه ملی کرمان یادآور مهربانمردی است که میگویند کودکیاش را حوالی همان صخره به انتظار میگذرانده تا مادرش از کارخانه نخریسی قدیم و کتابخانه ملی امروزی بیرون بیاید و لقمه نانی که ناهار کارگریاش بوده را به فرزند دلبندش که سید محمود دعایی بوده برساند. باری، وقتی استاد مجسمهساز از من هم خواست چند خطی بنویسم که بگذارد در دل سنگ و آن را مهر و موم کند، در نوشتهام بیتی از حافظ آوردم که مصداق بارز آن در شخصیت سید محمود دعایی موج میزد:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت با دشمنان مدارا »
او ادامه میدهد : « راستی در آسمان سیاست و دیانت ایرانزمین کدام شخصیت را میتوان یافت که مثل سید محمود در عمل به این دو حرف حافظ تک باشد. او در تندبادهای حوادث انقلاب همیشه در بهترین سمت تاریخ بود. انصاف و اعتدال او را در کمتر کسی از رجال سیاسی و مذهبی زمانهاش میشد دید. حالا که مراسم چهارمین سال درگذشتش را برگزار میکنند، گفتم یادی از آن مرد بزرگ کنم و چیزی بنویسم اگرچه نوشتن از آن پیر پرنیاناندیش نه کاریست خُرد. روح مخملینش که هنوز لابلای آرشیو روزنامه اطلاعات در گشت و گذار است شاد و آسایش دوگیتی روزیاش باد.»
دعای دعایی
به سراغ محمدصادق طاهری مدیر مسئول روزنامه واقعه در کرمان رفتم. میدانستم او نیز از دوستداران سید جلیلالقدر روزنامه اطلاعات است، با روی خوش به پای گفتگویی کوتاه نشست و خاطرهای زیبا از منش و روش دعایی عزیز برایم گفت : «سال ۷۸یا ۷۹ آقای دعایی در سفر به کرمان، سری هم به نمایشگاه مطبوعات زد. آن موقع من متصدی یکی از کمیتههای برگزارکننده نمایشگاه بودم.
سید خوبمان در حین بازدید، وقتی به غرفه یکی از نشریات منتقد دولت رسید، روزنامه را برداشت و سرمقاله تند مدیرمسئول علیه آقای خاتمی رئیس جمهور وقت را خواند. متن را خواند، آهی کشید و نشریه را به همان شکل اول تا زد و روی پیشخوان گذاشت. سپس با لبخند همیشگی خود و با لحنی که بر جان آدم مینشست، رو به آن مدیرمسئول کرد و گفت: «شما این مطلب را نوشتید؟- بله حاج آقا!- خدا خیرتان بدهد. اما یک جاهایی تند رفتهاید و بیانصافی کردهاید.»
آقای دعایی بعد از شنیدن صحبت های نویسنده گفت:« فرصت نیست برایتان توضیح دهم، فقط دعا میکنم خداوند مِهر سادات را در دلتان جاری کند.» همین و بس!... چند سال از آن نمایشگاه و از آن ماجرا گذشت و من با تمام وجود استجابت دعای آقای دعایی در مورد دوستمان را لمس کردم. آن مدیر جوان در ادامه کار حرفهای خود، در صف یاران دعایی و درسمت درست اخلاق ایستاد و در این مسیر به خوبی پیش رفت.»
مرحوم سید محمود دعایی، نه در قالب واژهها بلکه در قالبِ «یک سبک زندگی» خلاصه میشود
محمدرضا علیزاده احمد آبادی مدیر کل اسبق اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمان بود که دوره مدیریت وی به یاد ماندنیست، وی با روحیه ای فرهنگ دوست و اخلاق مدار بهترین عرصه را برای اهالی فرهنگ و رسانه در کرمان فراهم ساخته بود .علیزاده نیز از دوستدارن مرحوم دعایی و مورد توجه «سید رسانهها» بود. با وی که تماس گرفتم، مثل همیشه با رویی گشاده از اینکه برای دعایی بگوید استقبال کرد، هنوز همان روحیه دوران مدیرکلیاش که زود پاسخگو بود وهمیشه اهالی رسانه را مورد عنایت قرار میداد با خودداشت.
باز هم با خیال راحت با او تماس گرفتم. بی مقدمه شروع کرد: « سید محمود دعایی، مدیرمسئول فقید روزنامه اطلاعات، از شخصیتهای منحصربهفرد در تاریخ مطبوعات ایران، به خصوص بعد از انقلاب اسلامی بود. با توجه به مشی معتدل و میانه او، بسیاری از اهالی فرهنگ، هنر، رسانه و سیاست در دوران او احساس امنیت بیشتری برای فعالیت یا طرح دیدگاههای خود داشتند.
ایشان پیوند عمیقی با اهالی فرهنگ، هنر و ادب داشت، دفتر روزنامه اطلاعات تنها به روی اهالی سیاست باز نبود، بلکه او حامی و پناهگاه بسیاری از نویسندگان، شاعران، هنرمندان و پژوهشگرانی بود که شاید در رسانههای دیگر کمتر جایی داشتند.سادهزیستی و فروتنی ایشان را شخصاً در جلساتی که در محل دفتر کار ایشان داشتیم شاهد بودم، این توفیق را داشتم در دوران مسئولیت اداره کل فرهنگ استان کرمان در جلسات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان و همچنین هیأت امناء مرکز کرمانشناسی که با پیگیری استاد گرانمایه سید محمدعلی گلابزاده در محل روزنامه اطلاعات و به میزبانی ایشان برگزار میشد، شرکت نمایم.
دعایی را در این جلسات و دیدارهای متعددی که داشتم بسیار سادهزیست، بیآلایش و به دور از تشریفات مرسوم مدیریتی و اداری یافتم. از جمله ویژگیهای ایشان مهماننوازی بود، به جرأت میتوان گفت نماد واقعی یک کرمانی اصیل و مهماننواز بودند. مهماننوازی مرحوم دعایی تلفیقی بود از سعه صدر، احترام به کرامت انسانی، حمایت از فرهنگ و هنر و صداقتی که فضایی امن را برای طیف وسیعی از مردم، بهویژه اهل قلم و فرهنگ، فراهم میکرد.
دفتر ایشان همواره محل رفتوآمد و محل گردهمایی اهل فرهنگ و ادب، فضایی برای گفتگوهای عمومی و حل مشکلات افراد، و نیز مکانی برای ملاقات با خود ایشان در فضایی صمیمی و دوستانه بوده است.
کلام پایانی درباره مرحوم سید محمود دعایی، نه در قالب واژهها بلکه در قالبِ «یک سبک زندگی» خلاصه میشود. دعایی رفت، اما الگویی به جای گذاشت که امروز بیش از هر زمان دیگری در سپهر رسانهای و مدیریتی ایران به آن نیاز داریم: الگوی اخلاقی او به ما آموخت که حتی در سختترین شرایط سیاسی هم میتوان با «مدارا» و «کرامت انسانی»، میان تودهی مردم و حاکمیت، پیوند ایجاد کرد. یاد و نام او به عنوان نمادی از «اخلاق در رسانه» در تاریخ مطبوعات ایران زنده خواهد ماند.
روحش شاد، یادش گرامی باد
شما چه نظری دارید؟