دکتر قاسم صافی 
استاد دانشگاه تهران

 ویژگی‌های دعایی 
یکی از نیکبختی‌های راقم در گذر عمر، آشنایی با مرحوم دعایی و توفیق مجالست و مصاحبت با وی به کرات بوده است و با وجود گذشت چند سال از درگذشتش همچنان به خیال من اندرست و گویی در برابر چشم، مصوّر، و به یقین آیندگان و برخی از معاصران که با شخصیت وی آشنا شوند بر کسانی غبطه خواهند خورد که زمانی همدم و همنشین گوهر و چهره‌ دوست داشتنی و خونگرمی بوده‌اند که همانندی نداشته است.
دعایی بزرگمردی با فتوت و شخصیتی باغیرت، سلیم‌النفس، نرمخو و گنجینه‌ای از خاطرات جلوه می‌کرد و علاوه بر وظایف اداره مؤسسه روزنامه اطلاعات، دستگیر افتادگان و مغضوبان و مدافع روشنفکران و هنرمندان عصر خود در سطوح مختلف دیده می‌شد و مضایقه و ابا و واهمه‌ای از خدمت به همنوعان و بخصوص به دگراندیشان خادم فرهنگ و ادب و رفع گرفتاری‌های آنان از هجوم بداندیشان و تنگ‌نظران نداشت و چنان بود که با قلبی پاک و چهره‌ای باز و رفتاری تأثیرگذار، رتق و فتق امور می‌کرد و دین را در وادی مکارم اخلاق و حسن سلوک و ادب و احترام می‌نگریست و می‌نمایاند و به هر حال شخصیتی دانا، سودمند و متفاوت می‌نمود که نمونه‌هایش در روزگار کنونی کم شمار است. مرگش نیز، جلوه‌ای دیگر از حماسه بود که سبک بال و آرام رقم زد.
دعایی به واقع، مظهر پاکیزگی و مهر و وقار و فروتنی بود و انضباط کاری و دلسوزی و فداکاری و خوی انسانی، در وی نهادینه شده بود. خورشید بلند فطرتی بود. در نیکوکاری و اندیشه پاک و وصل کردن و متعارف کردن افراد به یکدیگر و از بلندپایه‌طلبی و کمال مروت سرشار، به یاری ستمدیدگان و گره‌گشایی از کار وابسته مظلومان و نیازمندان می‌کرد و طرد شدگان سال‌های اول انقلاب ۱۳۵۷ را که اگر بخواهم ذکر نام آنان کنم بی‌شمارند با ملاطفت جذب می‌نمود و مجال چاپ نوشته‌هایشان را فراهم می‌ساخت و نهی دیگران در او اثر نداشت و با خوشنامی و با صلابت و سلامت و حلّیت و اقتدار و توانمند می‌زیست و در مجالس، دور از چشم دیگران چون گنجی به کنجی می‌نشست.دفتر کار ایشان، حاجب و دربان نداشت و بی‌محافظ با پیکان آمد و رفت می‌کرد همچنان که در دوران نمایندگی مردم در مجلس، این رویّه سادگی و بی‌توقعی را مدّ نظر می‌داشت. 
او همیشه در دسترس بود، در محیط کار، در کاشانه و در هر زمان، و به شدت از آلودگی‌های معمول جناحی و افراد فرصت‌طلب و متفرعن، مبرّا بود و خدمات و توفیقات و اشتیاقاتش به نیکوکاری، مشمول عام و خاص می‌شد و این خصلت را زنده یاد دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی همشهری وی نیز داشت. هرگاه ارتباط تلفنی با او برقرار می‌کردی در سلام کردن پیشتاز بود. 
مرحوم دعایی می‌کوشید تصمیمات و اقدامات و ملاقات‌ها و مجالست‌ها و گفت‌وگوهایش، دقیق، درست و سنجیده و جامع انجام گیرد. قدر خود را می‌دانست و مراقب بود از آسیب‌ها برحذر ماند.
در هر کاری، نیتی پاک و خیالاتی خالص و گفتاری عملگرا از برای خدمت به خلق و رضایتمندی حق و اعتلای مؤسسه اطلاعات داشت و هوشیار بود که نگاه و اندیشه و محیط کارش از ابتلائات نامتعارف مدنی و تعینّات دنیوی و نفاق و دروغ به دور ماند.
پاکیزه زیستی و بی‌تکلفی و بی‌توقعی از ویژگی‌های دعایی بود. او فوق‌العاده باتقوا و دارای مکارم اخلاقی و انسانی بود و زهد و تعهد و اخلاص و کارگشایی و همدردی داشت و از ریا و مداهنه و خوی استبدادهای جاهلانه و قدرت‌طلبانه، اجتناب می‌کرد و می‌دانست این جهان گذرنده، دار خلود نیست و هر کس در هر مقام و مرتبت و طریقی در پسِ یکدیگر می‌روند. به سبب این طرز تفکر و فضایل و محامد اخلاقی و خصلت‌های منحصربه‌فردی که در وجودش بود و به بخشی از آن اشاره کردیم اقوام، استادان و بسیاری از بزرگان و نویسندگان و هنرمندان و دارندگان دانش و کمالات، تمایل داشتند که ایشان بر پیکر عزیزشان نماز گزارد.
دعایی می‌دانست ملت‌ها وقتی روی خوش می‌بینند و مسرورند که مدیران ارشد و حاکمان وقت آنان، از عالمان و بزرگان دانش و فن و ورع باشند؛ جماعتی که رایت‌ها برمی‌افروزند و مانع انحراف فکری و رفتاری دگر مسئولان در جامعه می‌شوند و سبب آزرده خاطر مردم نمی‌شوند و شرط ذاتی و بنیادی پیدایش و تحقق دولت و ملت را مشروط به پیدایش حق سیاسی انتخاب آزاد و تحقق علمی و واقعی کلی آزادهای بشری می‌دانند.

مهمان‌نوازی 
هرکس اندکی با کارها و وجوه شخصیتی دعایی آشنا باشد می‌داند که او در فرهنگ امروز ما تکرار پذیر نیست و لااقل امثال او با تأسف، چندان رشد نمی‌کنند. آشنایی رو در روی من با مرحوم دعایی برمی‌گردد به سال ۱۳۶۴ در ساختمان قدیمی اطلاعات وقتی او را اطلاع دادم که نسخه‌ای از عکس‌های قدیمی از رجال، مناظر، بناها و محیط‌ اجتماعی ایران را که تألیف کرده و در سلسله انتشارات دانشگاه تهران به طبع رسیده بود و مسئول مربوطه دریافت نکرد و دو نسخه مطالبه کرد که همراه نداشتم دستور دریافت آن را داد و به فوریت معرفی شد و در موارد دیگر، روال بر همین منوال، عمومیت یافت.این آشنایی موجب شد که در مجالسی او را دیدار کنم و دقایقی در موضوعات مختلف با او گفت‌وگو کنم. بیشترین آشنایی من با خصوصیات این مرد شریف در ساختمان جدید اطلاعات روی داد و هر زمان فرصت دست می‌داد که به مناسبتی در محیط روزنامه و به‌ویژه با سردبیر معزز وی دکتر علیرضا خانی و همکارانشان دیداری کنم همواره از الطاف وی برخوردار می‌شدم. 
او اغلب با تأکیدی که می‌فرمود در میزبانی ایشان که اهل علم را مشمول محبت و فروتنی و شرمنده بزرگواری خود می‌کرد به صرف ناهار در دفتر جناب ابوالقاسم قاسم‌زاده و گاهی در یکی از سالن‌های اجتماعات (بستگی به تعداد افرادی بود که در ملاقات با سردبیر و مسئولان تحریریه، مدت کوتاهی را در محیط روزنامه گذرانده بودند) دعوت می‌شدیم و گفت‌وگویی انجام می‌گرفت و در گفت‌وگو زیرکانه سطح دانش و اطلاعات افراد را غیرمستقیم می‌آزمود که از چه بابت در صحبت با او، در رابطه با مسئولیتی که برعهده دارد سخن گوید و خدمتی در راستای هدف‌های سازمان روزنامه انجام دهد. 
او خود دانشمند و اطلاعات خوب و وسیعی داشت و سخنران با استعداد و قابلی بود و با نیت دلسوزی برای بهبود وضع جامعه تلاش می‌کرد.مقصود از ذکر این خاطره این است که مرحوم دعایی قادر بود استادان و محققان را دور یک میز بنشاند و گفت‌وگو و پذیرایی کند و بسان یک سمپوزیوم و مجمع علمی، دستاوردهای مفیدی عرضه کند و هم به دست آورد. یاد و شیوه و مرام او همیشه بر دل‌ها خواهد ماند.
دعایی بر مبنای رویه‌ای که داشت و از خصوصیات اخلاقی و زهدپیشگی و تواضع و فضل و کمال و معرفت برخوردار بود و اقتضائات لباس روحانیت را حفظ می‌کرد مثل یک نهاد به مرجعی برای مراجعه دیگران تبدیل شده بود و لذا در تشییع بزرگان علم و ادب و چهره‌های فرهنگی و هنری که بعضاً قرائت ایدئولوژیک و انقلابی هم با آنها ممکن بود نداشته باشد،‌ حضوری فعال داشت و فرصت‌های نیکوکاری را غنیمت می‌شمرد. در دانشکده روان‌شناسی دانشگاه تهران وقتی حضور یافته بود که بر پیکر روان شاد دکتر غلامحسین شکوهی استاد برجسته دانشگاه تهران نماز گزارد از نگارنده خواست که در احوال و خصوصیات ایشان مطلبی بنگارم و تا شبانگاه برایشان بفرستم.
بنده که معمولاً در احوال بزرگان که بخصوص با آنان آشنایی و انس و الفت داشتم و مطالبی در روزنامه می‌نگاشتم مترصد بودم که یادی از زنده یاد دکتر علیمحمد کاردان که یکی از افتخارات دانشگاه تهران و دوستی بسیار مشفق و مؤثر و مفید بودند به عمل آورم، امر جناب دعایی موجب شد که ضمن نگارش منش و شخصیت مرحوم دکتر شکوهی که از استادان فخیم و پاکیزه رفتار بودند و الفتی داشتیم، شرح مختصری نیز از فضایل عدیده همکار معزّز ایشان مرحوم دکتر کاردان بنگارم و شبانگاه برای زنده یاد مرحوم دعایی فرستادم.
آن زنده یاد همان طور که در مجالس یادبود یا نکوداشت بزرگان شرکت می‌کرد متوجه احوال نویسندگان روزنامه سودمند اطلاعات نیز بود و در غم و شادی آنان شرکت می‌کرد و من از این بابت همواره وامدار احسان با اخلاص ایشان بودم.گوهر وجودی مرحوم دعایی چنین بود که پیوند دین و علم و مقام و مدیریت را به گونه‌ای نظام‌مند و اخلاقی حفظ می‌کرد و به پشتوانه خودسازی و خلوص ارزنده و گشاده رویی و فروتنی که در او متبلور بود نامش را برای همیشه ماندگار می‌کرد و دریغا که زود از دست رفت.
چهل تکه حاج آخوند یکی از آثاری بود به قلم آقای دکتر عطاءالله مهاجرانی و خیلی مورد پسند وی بود و نسخه‌ای از آن را به بنده و جناب دکتر باقر ساروخانی استاد جامعه‌شناسی ارتباطات که مهمان وی بودیم اهدا کرد. کتابی مشتمل بر داستان‌ها و خاطرات خواندنی از غربت غرب و فریاد از نفس خویشتن و جز آن. جناب دکتر محمدعلی سلطانی، معرفی و تفسیر جامعی از آن در اطلاعات مورخ ۱۹ تیر ۱۳۹۷ به دست داده است.

روزنامه اطلاعات 
یکی از ویژگی‌های مرحوم دعایی این بود که خدمات بنیادگذاران روزنامه کهنسال اطلاعات زنده یاد عباس مسعودی و سپس فرزند باکمال وی را که از دیرباز منشأ نشر مقالات ارزشمند و اخبار و تحلیل‌های سودمند قرین به حقیقت صرف نظر از مطالب ناشی از فشارهای حکومتی که در هر عصر و زمانه به گردانندگان جراید تحمیل می‌شود پاس می‌داشت و حتی‌المقدور به سبب اعتقادات دینی و حمیّت و جوانمردی که داشت می‌کوشید رضایت مشروعی از وارثان و مالکان بنیادگذار روزنامه اخذ کند و خود نیز که از تنگ‌نظری و تندروی‌ها که به نام انقلاب و اسلام صورت می‌گرفت برحذر بود و فضای رسانه‌ای محدود به یک نوع سلیقه سیاسی یا فرهنگی را مردود می‌دانست و به آزادی‌های اجتماعی، اعتقاد قلبی داشت توانست با شایسته‌سالاری در ارکان مدیریت و سلوک عارفانه، این رسانه را به نحوی مدیریت کند و منسجم و معتدل و مردمی نشر دهد که دانشمندان و برجستگان علمی، ترجیح می‌دادند مطالبشان در این روزنامه منتشر شود و روزنامه و ضمیمه‌های متعدد آن با محورهای فرهنگی، جامعه، خانواده، دانش، ادب و هنر، آفتاب و مهتاب، زیر نظر سردبیران و دست‌اندرکاران بخش‌های مختلف، پاسخگوی نیاز قشرهای مختلف مردم و حتی‌المقدور صدای عدالت و حقوق ناتوانان و حق‌طلبان و خواهندگان دانش و آگاهی باشد، نشر این مجموعه‌ها، یکی از ماندگاری ایشان در مدیریت بود و به جز انتشار روزنامه و توسعه چاپخانه مجهز به تکنیک مدرن و غنا بخشیدن به سازمان مؤسسه، انواع مجله‌ها نیز برای هر طیف و مخاطب به یاری همکاران موفق و متعهدش منتشر می‌کرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی