نخست، مقاله مفصلی است که در تاریخ ۷ اردیبهشت در روزنامه صهیونیستی و راستگرای «یزرائل هَیوم» (اسرائیل امروز) پیرامون تغییراتی که دستگاه اطلاعات خارجی رژیم صهیونیستی (موساد) در راهبرد خود ایجاد کرده، منتشر شد. البته در همان زمان، خلاصه ها و قسمت هایی از این مقاله در منابع فارسی نیزانتشار یافت که به نظر نگارنده مورد توجه کافی قرار نگرفت و همچنان توجه به این تغییرات حائز اهمیت است.
مهمترین نکته در مقاله این است که « دیوید بارنیا» رئیس موساد از سال ۲۰۲۱ که در این جایگاه قرار گرفته، شاخه جدیدی را با هدف سرنگونی نظام اسلامی ایران در موساد ایجاد کرده که اساس فعالیت آن، ترور شخصیتی مسئولان جمهوری اسلامی به جای ترور فیزیکی آنهاست، چراکه ترور فیزیکی، دشواری ها و دردسرهای خود را دارد در حالیکه ترور شخصیتی به منظور اخراج شخص هدف از صحنه فعالیت، بسیار آسان و کم هزینه است. در این مورد به تفصیل درباره ترور شخصیتی مرحوم سردار رستم قاسمی سخن رفته که البته به نظر می رسد این مورد بسیار مبالغه آمیز بیان شده تا آن را به عنوان دستاوردی مهم برای موساد جلوه دهند.
کار این شاخه جدید انجام عملیات تاثیرگذاری بر افکار عمومی از طریق شبکه سازی و پخش اطلاعات نادرست است. به عبارت دیگر، ایجاد یک ماشین سمپاشی رسانه ای با شبکه هایی از حساب های کاربری جعلی در پلتفرم های اجتماعی و پخش گسترده اطلاعاتی برای تضعیف ثبات نظام سیاسی در ایران است. با این همه، موساد در آغاز جنگ جدید ۸۰ روزه، دچار خطای محاسباتی و اشتباه بزرگی شد. در اسفند ماه گذشته، دیوید بارنیا به این نتیجه رسیده بود که هم افزایی عملیات های نفوذ درایران و حملات هوایی آمریکا و اسرائیل به سرنگونی نظام اسلامی منجر خواهد شد. این همان وعده ای بود که موساد به دونالد ترامپ داده بود و وی را برآن داشت که در میان مذاکرات ژنو به ایران حمله کند و رهبر معظم انقلاب و جمعی از فرماندهان نظامی را به شهادت برساند. همچنان که دیدیم، این طرح به شکلی مفتضحانه شکست خورد و نظام اسلامی نه تنها سرنگون نشد بلکه با اقتداری بیشتر همه چیز را سریعا بازسازی کرد و کنترل اوضاع را در همه جا به دست گرفت. این تحول، خشم ترامپ را علیه نتانیاهو بر انگیخت. با این حال، بارنیا حاضر نشد به اشتباه خود اعتراف کند ودر مقاله مورد بحث اظهار داشته که وی نگفته است نظام سیاسی ایران بلافاصله پس از حمله نظامی سرنگون خواهد شد بلکه این هدف به تدریج در یک بازه زمانی اتفاق خواهد افتاد!
واقعیت این است که ما هرچند در زمینه جنگ سخت، خوب عمل کرده و پیشرفت چشمگیری داشته ایم اما در زمینه عملیات نرم، کوتاهی و کم کاری کرده ایم و لذا برای مقابله با دشمن مجبور به قطع اینترنت شده ایم، که هرچند لازم بوده اما عوارض خود را نیز داشته است. در شرایط عادی، دشمن این امکان را دارد که یک شایعه یا خبر نادرست را به سرعت در شبکه های اجتماعی پخش کند و در مقابل، واکنش ما و تکذیب ها دامنه گستردگی لازم را نداشته و معلوم نیست همه مخاطبانی که خبر نادرست را دریافت کرده و احتمالا تحت تاثیر قرار گرفته اند، تکذیب ها و توضیحات ما را هم دریافت کرده باشند. اکنون حضور میلیونی و پرشور شبانه مردم در خیابان ها و میدان ها تا حدود زیادی راه دسترسی دشمن به افکار عمومی را سد کرده است اما این نمی تواند کم کاری دستگاه ها و رسانه های ما را توجبه کند.
دوم، مقاله ای به قلم «ریچارد نفیو» درشماره اخیر فصلنامه معروف «فارن افرز» است با عنوان «بگذارید ایران خود را شکست دهد». یاد آوری کنیم که ریچارد نفیو، طراح اصلی تحریم ها علیه جمهوری اسلامی در دوره ریاست جمهوری اوباما بوده و اینک مدیریت «مرکز سیاست گذاری انرژی جهانی» دردانشگاه کلمبیا را برعهده دارد. بطور خیلی خلاصه، نفیو در این مقاله روی «بازتعریف، بازتنظیم و هوشمندسازی فشارها از حالت کمّی به کیفی» تاکید دارد بطوریکه به جای وضع تحریم های جدید، تمرکز بر انسداد و فشار روی اجرای سختگیرانه و عملیاتی تحریم های موجود قرار گیرد. وی همچنین خواستارهم افزایی میان فشارخارجی و بحران های ساختاری داخلی می شود و تاکید می کند که آمریکا باید به جای تغییر رژیم ایران، در جهت مهار و بازدارندگی نظامی حرکت کند؛ تدابیری که سرانجام به فروپاشی نظام سیاسی منجر خواهد شد.
استدلال اصلی او این است که مشکلات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران به اندازهای عمیق شده که خودِ ساختار حاکمیت در معرض فرسایش قرار گرفته و آمریکا نباید با امتیازدهی گسترده، این روند را متوقف کند.اهمیت این مقاله در آن است که ممکن است پیشنهادهای او به عنوان راهکارهای اجرایی در دولت دونالد ترامپ پذیرفته شود و بدیهی است که نهادهای مسئول در کشور ما باید برای مقابله و خنثی سازی این اقدامات آمادگی داشته باشند و تدابیر لازم را اتخاذ کنند.