عصر ایران نوشت: بر اساس این قاعده که البته نامه رسمی آن منتشر نشده، سکوهای داخلی متقاضی پخش زنده مسابقات جام جهانی تنها مجاز به بازپخش سیگنال تصویری شبکههای تلویزیونی از طریق آیفریم (iFrame) خواهند بود و امکان پخش زنده اختصاصی از مسابقات را نخواهند داشت.
اگرچه جزییات فنی آیفریم به صورت رسمی اعلام نشده، ولی بر اساس نامههای اعتراضی به نظر میرسد که در آیفریم اعطایی به پلتفرمها، صدای گزارشگر، هویت بصری و تبلیغات مسابقه، متعلق به رسانه ملی است و تفاوتی در نمایش بازیها از هر پلتفرم وجود نخواهد داشت.
هر بار که رویداد ورزشی بزرگی در راه است، یک ابلاغیه هم در راه است. این دیگر یک الگو است، نه یک استثنا. جام جهانی ۲۰۲۲، المپیک ۲۰۲۴ و حالا این جام جهانی، هر بار همان ساز ناکوک، همان اعتراضها، همان بینتیجگی.
در واکنش به این تصمیم، اتحادیه رسانههای صوت و تصویر فراگیر و انجمن صنفی شرکتهای ویدیوی آنلاین در دو نامه جداگانه، مخالفت خود را با الزام استفاده از آیفریم اعلام کردند.
این دو تشکل صنفی معتقدند الزام به استفاده از قاب تصویری واحد، عملا پلتفرمها را از نقش رسانهای مستقل خارج کرده و آنها را به توزیعکنندگان صرف محتوای تلویزیونی تبدیل میکند.
بر اساس نکتهای که در نامه اتحادیه رسانههای صوت و تصویر فراگیر مطرح شده، به نظر میرسد الزام به استفاده از آیفریم تنها یک محدودیت محتوایی نیست و پیامدهای فنی و اقتصادی نیز به همراه دارد.
در این شرایط بخش مهمی از ترافیک مصرفی کاربران به زیرساختهای پخش اصلی هدایت میشود و پلتفرمها که قراردادهایی با تامینکنندگان اینترنت دارند، از این ترافیک منتفع نمیشوند.
به علاوه امکان مدیریت مستقل تبلیغات در جریان پخش مسابقه محدود میشود و به این ترتیب، عملا منافع اقتصادی پخش زنده در پلتفرمها، به سازمان صداوسیما میرسد.
شاید ندیده باشید: آمریکاییها فرصت توافق را از دست دادهاند/ ترامپ میتوانست به ۴۷ سال دشمنی پایان دهد
رگولاتور برای این وجود دارد که بازار را منظم کند، نه اینکه یکی از بازیگران آن را بر دیگران برتری دهد. اما آنچه ساترا انجام داده دقیقاً برعکس این است: ترافیک مصرف کاربر روی زیرساخت صداوسیما میگذرد، درآمد تبلیغاتی به صداوسیما میرسد، تجربه بصری از آنِ صداوسیما میماند.
پلتفرم مستقل در این معادله چه دارد؟ فشار سرور، هزینه قرارداد با ISP و نقش توزیعکننده بیمزد محتوای دولتی.
توجیه اعلامی این است که صداوسیما نگران پخش بخشی از مسابقات مربوط به تیم ملی در آمریکاست و دلایل امنیتی دارد. این استدلال را جدی بگیریم؟
اصناف در نامههایشان پاسخی کاملاً فنی دادهاند: صداوسیما میتواند سیگنال پالایششدهای در اختیار پلتفرمها بگذارد که در آن موارد حساس ویرایش شده، اما بدون گزارشگر و برچسب تلویزیون دولتی است. هم نگرانی امنیتی رفع میشود، هم پلتفرمها هویت مستقل خود را حفظ میکنند.
تنها چیزی که از این پیشنهاد کم دارد این است که سهم انحصاری صداوسیما در آن تأمین نمیشود. همین یک نکته کافی است تا بفهمیم ریشه اصلی این تصمیم چیست.
یک ابهام مهمتر هم وجود دارد: هنوز مستندات شفافی از اینکه صداوسیما حقوق پخش این جام جهانی را برای ایران خریداری کرده منتشر نشده است.
ساترا دارد برای چیزی قانونگذاری میکند که مشخص نیست مالکیتش به چه کسی تعلق دارد. دستورالعملی که نامه رسمیاش منتشر نمیشود، بر پایه حقوقی که مستند نیست، در آستانه یک رویداد بزرگ ابلاغ میشود، این ترکیب ویژگیها نه رگولاتوری که ضربت است.
نکتهای که ساترا از آن غافل مانده اینجاست: صداوسیما مخاطبان خودش را دارد و پلتفرمهای داخلی هم به همان شکل. این دو مخاطب لزوماً یکی نیستند و با یک ابلاغیه جابجا نمیشوند. آن دسته از کاربرانی که عادت به تماشای فوتبال روی پلتفرمهای آنلاین دارند، اگر امکان پخش مستقل از آنها گرفته شود، به سراغ تلویزیون نخواهند رفت، به سراغ شبکههای ماهوارهای خواهند رفت.
نتیجه این میشود که نه صداوسیما مخاطب جدیدی به دست میآورد، نه پلتفرمهای داخلی میتوانند خدمات درستی ارائه دهند. این اقدام در عمل نه به نفع رسانه ملی است و نه به نفع مخاطب، فقط علیه پلتفرمهای داخلی است.
ساترا در این ماجرا نه به عنوان یک تنظیمگر مستقل، بلکه به عنوان بازوی اجرایی صداوسیما عمل کرده است. اگر دغدغه واقعی امنیت بود، پیشنهاد اصناف جواب میداد. اگر دغدغه کیفیت پخش بود، اجازه رقابت میداد. آنچه مانده فقط یک انحصار است که این بار لباس امنیت پوشیده است، متاسفانه.