سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۱:۲۳
نظرات: ۰
۱
-
توافق با ایران هیچ‌یک از مشکلات ترامپ را حل نمی‌کند؛ آنچه در زیر پنهان است

با این چارچوب برای پایان دادن به جنگ، ایالات متحده و ایران سعی می‌کنند صفحه را پاک و وانمود کنند چهار ماه گذشته هرگز اتفاق نیفتاده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، پس از چند ده شروع نادرست، به نظر می‌رسد ایالات متحده و ایران سرانجام به یک توافق چارچوبی برای توقف جنگ به مدت دو ماه دیگر، تثبیت قیمت جهانی انرژی و ازسرگیری مذاکرات دقیق در مورد برنامه هسته‌ای تهران دست یافته‌اند.

دونالد ترامپ، طبق معمول، این توافق را در تروث سوشال اعلام و ادعا کرد خاورمیانه را در مسیر صلح قرار می‌دهد. او به سرعت چند مصاحبه انجام داد و بار دیگر تکرار کرد که اگر تهران به تعهدات خود در قبال این معامله عمل نکند، اقدامات نظامی بیشتر ایالات متحده در دستور کار است.

برای یک بار، دولت ترامپ و ایرانی‌ها از یک آهنگ استفاده می‌کنند. هر دو اعلام کردند مراسم امضای توافق این جمعه برگزار خواهد شد و در حالی که متن اصلی توافق هنوز منتشر نشده، هر دو طرف پارامترهای کلی آن را ترسیم کردند.

این چارچوب مشابه چیزی است که هفته‌هاست گزارش می‌شود. نیروی دریایی ایالات متحده در ازای بازگشایی تنگه هرمز توسط تهران طی ۳۰ روز آینده، محاصره بنادر ایران را به حالت تعلیق درخواهد آورد. ایرانی‌ها اصرار دارند واشنگتن همچنین موافقت کرده است میلیاردها دلار از پول خود تهران را که در حال حاضر به لطف تحریم‌های ایالات متحده در حساب‌های بانکی خارجی مسدود شده، آزاد کند. (دولت ترامپ هنوز این ادعاها را تأیید نکرده است.) آتش‌بس امضاشده در ۸ آوریل رسماً به مدت ۶۰ روز دیگر تمدید و، به گفته تهران، این آتش‌بس شامل جنگ بین اسرائیل و حزب‌الله در لبنان هم خواهد شد.

در ظاهر، توقف جنگ، حداقل برای دو ماه دیگر، یک پیروزی برای همه طرف‌ها است. این جنگ به شدت به هر یک از جنگجویان آن آسیب رسانده است. بیش از ۷۵۰۰ نفر عمدتا در ایران و لبنان کشته شده‌اند. میزان محبوبیت ترامپ به شدت کاهش یافته است، زیرا آمریکایی‌ها از هر گرایش سیاسی، جنگ و افزایش قیمت بنزین ناشی از آن را زیر سوال می‌برند. ایران هر هفته میلیاردها دلار درآمد نفتی از دست می‌دهد.

حتی کشورهایی که نمی‌خواستند هیچ ارتباطی با این جنگ داشته باشند، تأثیر منفی جنگ را احساس کردند. امارات متحده عربی، قطر، عربستان سعودی، کویت و اردن همگی قربانی حملات موشک‌های بالستیک و پهپادهای ایران بودند. متحدان سنتی اروپایی واشنگتن، که هیچ‌کدام این جنگ را ایده خوبی نمی‌دانستند، با هزینه‌های فزاینده سوخت روبه‌رو شدند و البته رئیس جمهوری عصبانی آمریکا که از آنها می‌خواست او را از مخمصه خودش نجات دهند.

با توجه به همه این موارد، یک توافق - هر توافقی - بهترین گزینه ممکن روی میز است. مطمئناً جایگزین بهتری نسبت به ترامپ است که به امید بعید تسلیم شدن تهران، کارزار بمباران را از سر بگیرد.

با این حال، نباید مغرور شویم و این چارچوب را به عنوان یک موفقیت کامل برای ایالات متحده تلقی کنیم. آمریکا برای شش هفته در یک جنگ انتخابی جنگید، سپس آن را برای چند ماه متوقف کرد و فقط برای پایان دادن به آن (فعلاً) با کنار گذاشتن مشکلات سخت به تاریخ بعدی، تن به یک توافق یا تفاهم داد.

ترامپ احتمالاً ادعا خواهد کرد که این توافق بهتر از توافقی است که در زمان ریاست جمهوری باراک اوباما امضا شد. احتمالاً فقط مسئله زمان است تا رئیس جمهوری اصرار کند که به خاطر پایان دادن به جنگی که خودش آغاز کرده، شایسته جایزه صلح نوبل است. اما رژ لب زدن به خوک بی‌معنی است. این توافق، اقدامی موقت برای خرید زمان برای مذاکرات طولانی‌تر و از نظر فنی پیچیده بین دو دشمن تاریخی در مورد برنامه هسته‌ای ایران است، همان موضوعی که ظاهراً ترامپ را مجبور به آغاز درگیری حدود چهار ماه پیش کرد.

معمولاً توافقات دیپلماتیک مشکلات بین کشورها را حل می‌کنند. با این حال، این توافق چیزی را حل نمی‌کند. این توافق، تقویم را به ۲۷ فوریه، روز قبل از جنگ، برمی‌گرداند، زمانی که تنگه هرمز برای ترافیک دریایی باز بود، بنزین در ایالات متحده حدود ۳ دلار در هر گالن بود، نیروی دریایی ایالات متحده محاصره‌ای در آب‌های منطقه اعمال نمی‌کرد و مذاکره‌کنندگان ایالات متحده و ایران بر سر لغو تحریم‌های ایالات متحده و امتیازات هسته‌ای ایران چانه می‌زدند. در اصل، با این چارچوب، ترامپ و ایران سعی دارند صفحه را پاک و وانمود کنند چهار ماه گذشته هرگز اتفاق نیفتاده است.

با فرض اینکه هر دو طرف به تعهدات خود عمل کنند - که با توجه به بی‌اعتمادی متقابل و ادعاهای مداوم نقض آتش‌بس، قطعی نیست - واشنگتن و تهران ۶۰ روز پس از مراسم امضای توافق در روز جمعه را صرف مذاکره برای دستیابی به فرمولی مورد قبول طرفین خواهند کرد که به ایالات متحده تضمین می‌دهد ایران قادر به دستیابی به سلاح هسته‌ای نخواهد بود. اگر این خواسته‌ها مطابق میل ترامپ برآورده شود، اقتصاد ایران دوباره به سیستم مالی بین‌المللی متصل خواهد شد.

با این حال، این مذاکره جدید به راحتی آب خوردن نخواهد بود. دولت ترامپ و رهبران ایران هنوز برداشت‌هایی متفاوت از آنچه یک توافق قابل قبول در رابطه با مسئله هسته‌ای در نظر گرفته می‌شود، دارند. کاخ سفید انتظار دارد ایران حداقل به مدت ۲۰ سال تمام غنی‌سازی را متوقف کند؛ طبق گزارش‌ها، تهران مایل است این کار را به مدت ۱۰ سال انجام دهد. ترامپ می‌خواهد ایران ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را کامل از بین ببرد؛ ایرانی‌ها فقط حاضرند آن را به درجه پایین‌تری رقیق کنند.

ایران خواهان دسترسی فوری به پول نقد موجود در بانک‌های سراسر جهان، لغو تحریم‌های ایالات متحده در ابتدا یا (حداقل) معافیت‌های ایالات متحده در این مدت است تا نفت خام ایران دوباره صادر شود. کاخ سفید می‌خواهد این پاداش‌های مالی برای ایران به صورت پلکانی و مشروط به انجام مسئولیت‌های هسته‌ای ایران باشد.

آیا می‌توان همه این کارها را طبق چارچوب تعیین‌شده در ۶۰ روز انجام داد؟ احتمال موفقیت زیاد نیست. دولت اوباما برای مذاکره در مورد محدودیت ذخایر اورانیوم تهران، تولید سانتریفیوژ و تولید غنی‌سازی به سه سال زمان نیاز داشت و در این مسیر چند بار تمدید شد. تصور اینکه ترامپ، مردی بسیار بی‌صبر که اغلب فکر می‌کند اوضاع دارد به هم می‌ریزد، برای ۶۰ روز کامل صبر کند، چه برسد به چند سال، دشوار است.

از یک سو، باید به ترامپ به خاطر انتخاب گزینه کم‌خطرتر پیش رو اعتبار بدهیم. اما ایالات متحده از زمان آغاز این درگیری واقعاً چه دستاوردی داشته است؟ همین که ما حتی مجبوریم این سوال را بپرسیم، خود نوعی کیفرخواست علیه جنگ است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی