طه حسین فراهانی
در تاریخ ادبیات ایران، نام برخی شاعران چنان با یک اثر یا یک مضمون درآمیخته است که یاد آنها از حافظه فرهنگی ایرانیان جداشدنی نیست. «محتشم کاشانی» از جمله این شاعران است؛ شاعری که با مرثیههای سوزناک خود برای شهدای کربلا، نام خویش را برای همیشه در ادبیات فارسی و آیینهای سوگواری شیعیان ماندگار ساخت.
واقعه عاشورا نه تنها یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ اسلام، بلکه یکی از تأثیرگذارترین سرچشمههای الهام در ادبیات فارسی به شمار میرود. طی قرنها، شاعران و نویسندگان ایرانی با الهام از قیام امام حسین(ع) و یارانش آثاری خلق کردهاند که در آنها حماسه، سوگ، ایمان و آرمانخواهی در هم آمیخته است. این میراث ادبی، از مرثیههای مشهور محتشم کاشانی تا مجالس تعزیه و روایتهای عامیانه، بخش مهمی از هویت فرهنگی و مذهبی ایرانیان را شکل داده است.
دوره صفوی را میتوان عصر شکوفایی شعر مذهبی در ایران دانست. با رسمی شدن مذهب تشیع، شاعران بسیاری استعداد خود را در خدمت بیان فضائل اهل بیت(ع) و روایت مصائب عاشورا قرار دادند. در میان آنان، محتشم کاشانی جایگاهی ممتاز دارد. او که در آغاز جوانی به سرودن اشعار عاشقانه میپرداخت، بعدها مسیر شعر خود را تغییر داد و بیشتر آثارش را به مراثی و مناقب ائمه اطهار اختصاص داد.
شهرت محتشم، بیش از هر چیز، به دلیل ترکیببند معروف دوازدهبند اوست که با بیت مشهور «باز این چه شورش است که در خلق عالم است» آغاز میشود. این اثر، به تدریج به بخشی جداییناپذیر از فرهنگ سوگواری شیعیان تبدیل شد و قرنهاست که در ایام محرم و عزاداریهای حسینی خوانده میشود. بسیاری از شاعران پس از او، از جمله صباحی کاشانی و وصال شیرازی، کوشیدند با الهام از سبک و شیوه او، مراثی مشابهی بسرایند، اما کمتر کسی توانست به عمق عاطفی و تأثیرگذاری آثار محتشم دست یابد.
آنچه شعر محتشم را متمایز میسازد،
فقط صنایع ادبی و مهارتهای زبانی او نیست، بلکه صداقت احساس و سوز درونی موجود در آثار اوست. به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران، مراثی او را نمونهای از شعر اصیل فارسی دانستهاند. ادوارد براون، ایرانشناس نامدار انگلیسی، معتقد بود که شعر محتشم همانند سرودههای ناصرخسرو، از دل برآمده و بر دل مینشیند. به باور او، واقعه کربلا چنان تأثیری بر روح و احساس ایرانیان گذاشته است که حتی کسانی که پایبندی مذهبی چندانی ندارند، در برابر عظمت و تأثر آن بیتفاوت نمیمانند.
براون در کتاب «تاریخ ادبی ایران» از مرثیههای عاشورایی به عنوان نمونهای از شعر صادقانه و عاری از تکلف یاد میکند. او معتقد است بسیاری از آثار ادبی که در میان مردم محبوبیت یافتهاند، نه به سبب پیچیدگیهای لفظی، بلکه به دلیل پیوند عمیق با احساسات و باورهای عمومی جامعه ماندگار شدهاند. از این منظر، شعر عاشورایی محتشم نمونهای بارز از ادبیاتی است که توانسته با وجدان جمعی ایرانیان ارتباط برقرار کند.
اما تأثیر عاشورا فقط به شعر محدود نماند. به مرور زمان، روایتهای مربوط به واقعه کربلا در قالبهای گوناگونی همچون روضهخوانی، تعزیه و داستانهای عامیانه گسترش یافت. تعزیه که یکی از جلوههای برجسته هنر آیینی ایران به شمار میآید، با ترکیب شعر، موسیقی و نمایش، توانست روایت کربلا را برای نسلهای مختلف زنده نگه دارد.
برخی پژوهشگران غربی از جمله ادوارد براون، در بررسی تعزیه و روایات عاشورایی، به شباهتهایی میان برخی عناصر این آثار و سنتهای مسیحی اشاره کردهاند. به عقیده او، داستانهایی همچون شهادت سفیر فرنگی در دربار یزید یا روایت سردار مسیحی که پس از مشاهده عظمت شخصیت امام حسین(ع) به سپاه او میپیوندد، میتواند نشانهای از تأثیرپذیری برخی روایتهای متأخر از مضامین مسیحی باشد.در کتاب «اسرارالشهاده» نیز روایتی نقل شده است که بر اساس آن، گروهی از مسیحیان برای یاری عمر بن سعد به میدان کربلا فراخوانده میشوند، اما فرمانده آنان پس از مشاهده امام حسین(ع)، حقیقت را درمییابد و جان خود را در راه او فدا میکند. این داستانها، هرچند از دیدگاه تاریخی محل بحث و بررسی هستند، اما نشاندهنده گسترش و نفوذ فرهنگ عاشورا در میان لایههای مختلف ادبیات و هنر مردمیاند.
آنچه مسلم است، واقعه کربلا تنها یک حادثه تاریخی باقی نماند، بلکه به یکی از مهمترین منابع الهام فرهنگی و ادبی ایرانیان تبدیل شد. از شعر محتشم کاشانی گرفته تا تعزیههای سنتی و آثار نویسندگان معاصر، همه نشان میدهند که عاشورا همچنان حضوری زنده و تأثیرگذار در فرهنگ ایرانی دارد.
محتشم کاشانی، آن شاعر دلسوخته و شیفته خاندان پیامبر(ص)، هنگامی که خواست این ماتم بیپایان را در قالب کلمات بریزد، چنان با جان خویش سخن گفت که سرودهاش پس از قرنها همچنان طنینانداز محافل عزاداری است. او نه تنها یک مرثیه، بلکه تصویری از اندوه عالم در سوگ فرزند رسول خدا آفرید؛ تصویری که گویی آسمان و زمین، فرشتگان و آدمیان را در ماتمی مشترک گرد آورده است.
از همین رو، ترکیببند مشهور او با پرسشی آغاز میشود که هنوز پس از گذشت قرنها، پاسخ آن در اشکهای عاشقان حسین(ع) نهفته است:
باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است؟
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است...
و شاید راز جاودانگی این ابیات، نه فقط در استحکام لفظ و زیبایی بیان، بلکه در سوزی باشد که از دل برخاست و بر دل نشست؛ سوزی که محتشم آن را از کربلا گرفت و برای همیشه در حافظه ادبی و معنوی ایرانیان به یادگار گذاشت. سرانجام محتشم کاشانی پس از عمری شاعری و ارشاد اهل ادب، در سال ۹۹۶ هجری قمری در زادگاه خود کاشان درگذشت. او در خانهاش به خاک سپرده شد و آرامگاهش در محلهای قرار گرفت که بعدها به نام «محله محتشم» شهرت یافت. امروزه نام و یاد او همچنان در میان دوستداران شعر فارسی و شیفتگان فرهنگ عاشورا زنده است.
شما چه نظری دارید؟