محمدولی سهرابی اسمرود
* مخاطبان جوانان امروز
پس از نظرسنجیهایی که معمولا هر ۲ سال انجام میشد، به این نتیجه رسیده بودیم که مخاطبان مجله «جوانان امروز» عموماً دانشآموزان دوره دبیرستان و با تحصیلات دیپلم در گروه سنی زیر طبقهبندی میشدند:
ـ ۷۰ درصد ۱۴ الی ۲۰ ساله
ـ ۱۰ درصد کمتر از ۱۴ سال
ـ ۲۰ درصد بالاتر از ۲۰ سال
هدف مدیران مجله پر کردن اوقات فراغت این قشر پرشور و پرانرژی، تحولخواه، و تنوعطلب بود. مخصوصاً دهه ۸۰ و ۹۰ که جامعه آرام آرام وارد دنیای سمعی و بصری، ویدئو، ماهواره، تلفن همراه، ای میل و ... میشد و نوجوانان و جوانان گریزان از مطالعه، میخواستند دنیای جدیدی را تجربه کنند.
«جوانان امروز»، در دوران پساز انقلاب، بخصوص دو دهه پایانی عمر نشریه، تلاش میکرد در پیوندی دوباره با این قشر و نسل نوظهور، تجربه جدید، اما سختی را بیازماید. به دنیای پر راز و رمز و در هم تنیده آنها نزدیک شود و در حد توان، با رعایت اصول روانشناسی بین نسلی، و با بهرهگیری از ادبیات، داستان، خاطره، شعر، هنر، گزارش، گفتگو با جوانان موفق در عرصههای گوناگون، از زبان، احساس و احتیاج آنها سخن بگوید و غیرمستقیم با پر کردن اوقات فراغت، آنها را با مطالعه آشنا کند و در مسیر شناخت هویت خویش و تاریخ و ادبیات کشور، همراه و همگام آنها باشد.
تلاش ما این بود که در این مسیر گام برداریم و بدونشک توفیقات خوب و ناکامیهایی هم در این مسیر داشتیم.
* کارنامه جوانان امروز
بررسی کارنامه ۶۰ ساله مجله جوانان امروز و پرداختن به دورههای خاصِ عمرِ مجله و دوران مدیریت حدود ۱۴ مدیرمسئول و سردبیر، در این مختصر نمیگنجد.
اینکه مدیران و دستاندرکاران این نشریه طی دوران مدیریتشان تا چه حد خواستند و توانستند به خواسته مخاطبان مجله و چارچوب اهداف خود جامه عمل بپوشانند، در کارنامه همان دوران و با شرایط و اقتضائات خاصِ همان مقطع زمانی باید ارزیابی و داوری شود، چرا که شرایط و ضوابط حاکم بر سیاست فرهنگی و رسانهای کشور و ذائقه و خواست مخاطب، دو عامل تاثیرگذار در جذب و دفع مخاطب هر نشریهای، منعکس بوده است.
* مقایسه، هرگز!
آنچه در تاریخ ۶ دهة جوانان امروز به چشم میخورد، حکایت گذر از یک نسل و ورود به دنیای جدید و مواجهه با نسل دیگر ماست. نسلی، ۲۱ سال در حال و هوای خاص دوران پیش از انقلاب با نشریه دلخواه خود انس و الفتی گرفته، و در یک میدان بیرقیب موفقیتی کسب کرده، اما ناگهان با وقوع انقلاب اسلامی و سیاستِ ناشی از آن و شور انقلابی حاکم بر فرهنگ کشور، به وضعیتِ دیگری روی آورد. در این وضعیتِ تازه، هم مدیران رسانهها و هم مخاطبان نشریات باید سلیقه و خواستههای خود را با اتفاقات جامعه، نه آنچه باب میل خودشان است، همگام میکردند!
تمرکز ویژه بر روی صرفاً شمارگان نشریه در یک مقطع زمانی خاص و غفلت از عمر حدود ۴ دههی بعد از انقلابِ «جوانان امروز»، به نظرم ناشی از کمتوجهی به دو نکته است:
الف ـ مقایسه عملکرد نشریه با رقبای همزمان و همسنگ آن، در همان مقطع زمانی.
ب ـ فراموشکردن این نکته که سیاست فرهنگی حاکم بر چاپ و نشر نشریات در دو مقطع قبل و بعد از انقلاب بخصوص «جوانان امروز» با هم، بسیار متفاوت، حتی مغایر بود و ادامه همان مسیر قبلی، غیرممکن.
بنابراین؛ بر این عقیده هستم که بدون توجه به دو مولفة ذکر شده، ادعای موفقیت و عدم موفقیت در دو زمان کاملا متفاوت، مقایسه ناصوابی است.
ادامه دارد...
شما چه نظری دارید؟