پنجشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰
نظرات: ۰
۰
-
غول تورم در استان‌های مرزی بی‌رحم‌تر است/ همه گرانی را یکسان احساس نمی‌کنند

نگاه‌ها اغلب به نرخ تورم کل کشور دوخته می‌شود، اما ریز آمارهای مرکز آمار روایت متفاوتی از اقتصاد ایران ارائه می‌کنند. بررسی داده‌های استانی نشان می‌دهد فاصله تورمی میان تهران و برخی استان‌های مرزی به حدود ۲۰ درصد رسیده است.

اقتصاد۲۴ نوشت: هر ماه با انتشار گزارش تورم از سوی مرکز آمار ایران، توجه افکار عمومی به یک عدد معطوف می‌شود؛ نرخ تورم کشور. عددی که قرار است تصویری کلی از وضعیت قیمت‌ها ارائه دهد و مبنای بسیاری از تحلیل‌های اقتصادی قرار می‌گیرد. اما پشت این میانگین کشوری، واقعیتی نهفته است که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد؛ اینکه تورم در ایران تجربه‌ای یکسان نیست و جغرافیای محل زندگی می‌تواند تعیین کند یک خانوار تا چه اندازه زیر فشار گرانی قرار بگیرد.

بررسی ریزآمارهای استانی نشان می‌دهد شکاف نرخ تورم میان تهران و برخی استان‌های کشور به حدود ۲۰ درصد رسیده است. در حالی که تهران در برخی شاخص‌های تورمی در میان استان‌های دارای نرخ پایین‌تر قرار دارد، استان‌هایی مانند کردستان با نرخ‌های به‌مراتب بالاتری مواجه‌اند. این اختلاف پرسشی مهم را پیش روی سیاست‌گذاران قرار می‌دهد؛ چرا شهروندی که در سنندج یا مریوان زندگی می‌کند باید فشار تورمی بیشتری نسبت به یک شهروند تهرانی تحمل کند؟

همه گرانی را یکسان احساس نمی‌کنند

در نگاه نخست ممکن است تصور شود تورم یک پدیده سراسری است و همه مردم کشور به یک اندازه از آن آسیب می‌بینند. اما واقعیت این است که نحوه اثرگذاری تورم بر خانوارها به ترکیب هزینه‌های آنها بستگی دارد.

مرکز آمار نرخ تورم را بر اساس سبدی از کالاها و خدمات محاسبه می‌کند. وزن هر کالا در این سبد به میزان هزینه‌ای بستگی دارد که خانوارها برای آن پرداخت می‌کنند. همین مسئله باعث می‌شود افزایش قیمت یک کالا در دو استان متفاوت، اثر یکسانی بر نرخ تورم نداشته باشد.

در تهران، بخش بزرگی از درآمد خانوارها صرف مسکن می‌شود. اجاره‌بها و هزینه‌های مرتبط با مسکن سهمی بسیار سنگین در سبد هزینه خانوارهای پایتخت دارد. به همین دلیل، وزن بالای مسکن در محاسبات تورم تهران نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کند و در بسیاری از مواقع اثر افزایش شدید قیمت برخی کالاهای مصرفی را تعدیل می‌کند.

در مقابل، در استان‌هایی مانند کردستان، سهم خوراکی‌ها و کالاهای اساسی در هزینه خانوارها بیشتر است. به همین دلیل هر بار که قیمت مواد غذایی، لبنیات، گوشت، روغن یا نان افزایش پیدا می‌کند، اثر آن با شدت بیشتری در زندگی روزمره مردم و در نرخ تورم ثبت‌شده آن استان نمایان می‌شود.

چرا استان‌های مرزی بیشتر تحت فشار قرار می‌گیرند؟

ماجرا تنها به تفاوت سبد مصرفی خانوارها محدود نمی‌شود. موقعیت جغرافیایی نیز نقش مهمی در شکل‌گیری این شکاف تورمی دارد.

تهران علاوه بر آنکه بزرگ‌ترین بازار مصرف کشور محسوب می‌شود، مرکز اصلی توزیع بخش قابل توجهی از کالاها نیز هست. بسیاری از شرکت‌ها، انبارهای بزرگ، شبکه‌های توزیع و مراکز عمده‌فروشی در پایتخت یا استان‌های مرکزی مستقر هستند. در نتیجه هزینه رساندن کالا به مصرف‌کننده نهایی در این مناطق پایین‌تر است.

اما برای رسیدن همان کالا به شهرهای مرزی، زنجیره طولانی‌تری از حمل‌ونقل و توزیع باید طی شود. هزینه‌های حمل، انبارداری، واسطه‌گری و توزیع در نهایت به قیمت نهایی کالا اضافه می‌شود؛ هزینه‌ای که در بسیاری از موارد مستقیماً از جیب مصرف‌کنندگان مناطق دور از مرکز پرداخت می‌شود.

در شرایطی که اقتصاد ایران با تورم مزمن مواجه است، همین هزینه‌های جانبی می‌توانند فاصله قابل توجهی میان قیمت کالاها در مرکز و پیرامون ایجاد کنند.

فرق تهران چیست؟

یکی دیگر از تفاوت‌های مهم میان تهران و بسیاری از استان‌های کشور به ساختار بازار بازمی‌گردد.

پایتخت از شبکه گسترده فروشگاه‌های زنجیره‌ای، بازارهای میوه و تره‌بار، مراکز عمده عرضه کالا و رقابت شدید میان فروشندگان برخوردار است. این رقابت تا حدی می‌تواند مانع جهش‌های ناگهانی قیمت شود یا دست‌کم سرعت آن را کاهش دهد.

اما در بسیاری از شهرهای کوچک‌تر و مناطق مرزی، بازارها محدودتر هستند و تعداد عرضه‌کنندگان کمتر است. در چنین شرایطی مصرف‌کننده انتخاب‌های کمتری دارد و امکان مقایسه قیمت‌ها نیز محدودتر می‌شود. نتیجه آن است که اثر موج‌های تورمی با شدت بیشتری به خانوارها منتقل می‌شود.

فشار مضاعف بر مناطق محروم

نکته قابل تأمل آنجاست که استان‌هایی که معمولاً از نظر شاخص‌های توسعه، درآمد و اشتغال در شرایط دشوارتری قرار دارند، اغلب نرخ‌های تورمی بالاتری را نیز تجربه می‌کنند.

به بیان دیگر، مناطقی که قدرت خرید پایین‌تری دارند، در بسیاری از موارد با گرانی بیشتری نیز روبه‌رو هستند. این مسئله باعث می‌شود شکاف‌های اقتصادی موجود عمیق‌تر شود و فشار معیشتی بر خانوارهای کم‌برخوردار افزایش یابد.

از همین رو بسیاری از اقتصاددانان معتقدند اتکا به میانگین کشوری برای تحلیل وضعیت معیشت مردم می‌تواند گمراه‌کننده باشد. نرخ تورم ملی اگرچه تصویری کلی از اقتصاد ارائه می‌دهد، اما لزوماً تجربه واقعی زندگی در استان‌های مختلف را منعکس نمی‌کند.

یک هشدار مهم در دل آمارهای تورم

اختلاف حدود ۲۰ درصدی میان نرخ تورم تهران و برخی استان‌های کشور صرفاً یک عدد در جداول آماری نیست. این شکاف نشان می‌دهد آثار تورم در ایران به شکل یکنواخت توزیع نمی‌شود و محل زندگی افراد می‌تواند تعیین‌کننده میزان فشار اقتصادی بر آنها باشد.

به همین دلیل، ریزآمارهای مرکز آمار حامل پیامی مهم برای سیاست‌گذاران هستند؛ اینکه تمرکز صرف بر میانگین‌های ملی نمی‌تواند تصویر دقیقی از وضعیت معیشت مردم ارائه کند. آنچه برای یک خانواده اهمیت دارد، نه نرخ تورم کل کشور، بلکه هزینه واقعی زندگی در شهری است که در آن روزگار می‌گذراند.

شاید به همین دلیل باشد که پشت یک عدد واحد به نام «تورم کشور»، در واقع چندین روایت متفاوت از گرانی در ایران پنهان شده است؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد فاصله میان مرکز و پیرامون، امروز بیش از هر زمان دیگری در سفره خانوارها دیده می‌شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی