ندا زمان فشمی
امضای «توافق چارچوب» میان اسرائیل و لبنان با میانجیگری ایالات متحده، یکی از مهمترین تحولات دیپلماتیک خاورمیانه در هفتههای اخیر به شمار میرود؛ توافقی که به اعتقاد بسیاری از رسانههای بینالمللی، اگرچه هنوز تا تبدیل شدن به یک صلح پایدار فاصله زیادی دارد، اما میتواند آغازگر تغییراتی مهم در معادلات امنیتی مرزهای شمالی اسرائیل و جنوب لبنان باشد. تقریباً تمامی رسانههای معتبر جهان در یک نکته اتفاق نظر دارند: توافق اخیر را نباید پایان منازعه اسرائیل و لبنان دانست، بلکه آغاز فرآیندی است که موفقیت یا شکست آن به عوامل متعددی، ازجمله موضع حزبالله، میزان تعهد اسرائیل به اجرای مفاد توافق و توان دولت لبنان برای اعمال حاکمیت در جنوب این کشور بستگی دارد.
«توافق چارچوب» دقیقاً چیست؟
به نوشته رویترز، توافق اخیر در واقع یک «Framework Agreement»(توافق چارچوب) است؛ یعنی سندی که اصول کلی همکاری امنیتی را مشخص میکند اما اجرای آن نیازمند مذاکرات تکمیلی و اقدامات عملی
است.
در این گزارش به نقل از مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا آمده است که بر اساس این چارچوب، ارتش لبنان باید بهتدریج کنترل مناطق جنوبی را در اختیار بگیرد و در مقابل، اسرائیل نیز عقبنشینی مرحلهای نیروهای خود را آغاز کند. رویترز تأکید میکند که این یک توافق امنیتی است و اجرای آن تحت نظارت آمریکا دنبال خواهد شد.
اهمیت این توافق بیش از هر چیز در آن است که برای نخستین بار پس از ماهها درگیری، نمایندگان اسرائیل و لبنان با میانجیگری ایالات متحده، یک چارچوب رسمی را برای ادامه روند مذاکرات و کاهش تنش امضا کردند. مارکو روبیو، توافق چارچوب میان اسرائیل و لبنان را «نخستین گام در مسیر صلح» توصیف و تأکید کرده که هنوز کارهای زیادی برای اجرای آن باقی مانده است. او مدعی شده است که توافق، روند خلع سلاح حزبالله، بازپسگیری تدریجی مناطق تحت کنترل اسرائیل توسط دولت لبنان و تشکیل یک گروه هماهنگی نظامی با تسهیل آمریکا را پیشبینی میکند.
شبکه الجزیره نیز در تحلیلی تأکید کرد که اهمیت این توافق فراتر از روابط دوجانبه لبنان و اسرائیل است و این توافق میتواند نخستین گام در مسیر مذاکرات سیاسی گستردهتر باشد، اما همزمان به دلیل آنکه خروج کامل اسرائیل را تضمین نمیکند و اجرای آن را به خلع سلاح حزبالله گره میزند، با ابهامها و چالشهای جدی روبرو ست. این رسانه یادآور شد که روبیو در مراسم امضای توافق، از آن با عنوان «آغازِ آغاز» یاد کرد؛ عبارتی که نشان میدهد حتی حامیان توافق نیز آن را شروع یک روند دشوار میدانند.
حزبالله؛ مهمترین چالش اجرای توافق
تقریباً همه گزارشهای منتشرشده پس از امضای توافق چارچوب، حزبالله را مهمترین مانع اجرای آن معرفی کردهاند. رویترز گزارش داد که ساعاتی پس از امضای توافق در واشنگتن، «نعیم قاسم» دبیرکل حزبالله این توافق را «تسلیم» خواند و آن را «باطل و بیاعتبار» دانست. او تأکید کرد که حزبالله خلع سلاح نخواهد شد و هرگونه تلاش برای تحمیل چنین روندی را مردود میداند.
رویترز همچنین نوشت که این موضع از همان آغاز، تردیدهایی جدی درباره امکان اجرای توافق ایجاد کرده، زیرا یکی از ارکان اصلی چارچوب پیشنهادی آمریکا، پیشبرد روند خلع سلاح حزبالله است. آسوشیتدپرس نیز در گزارشی تأکید کرد که اجرای توافق چارچوب به دلیل جایگاه سیاسی و نظامی حزبالله با موانع جدی روبروست. به نوشته این رسانه، توافق مذکور خروج تدریجی نیروهای اسرائیلی از بخشهایی از جنوب لبنان را به روند خلع سلاح حزبالله پیوند میزند، اما رهبران حزبالله این شرط را
رد کردهاند.
حسن فضلالله، نماینده پارلمان لبنان و از اعضای حزبالله هم تأکید کرده که اجرای این توافق میتواند به بروز جنگ داخلی در لبنان منجر شود. الجزیره نیز به نقل از «رامی خوری» پژوهشگر آمریکایی ـ لبنانی نوشت: مهمترین ابهام توافق، نحوه اجرای بند مربوط به خلع سلاح حزبالله است؛ حزبالله اساساً در مذاکرات حضور نداشته و همین مسأله میتواند اجرای توافق را با دشواری روبهرو کند. به گفته خوری، ارتش لبنان بهتنهایی توان خلع سلاح حزبالله را ندارد و چارچوب امضاشده هم بیش از آنکه بر حقوق لبنان متمرکز باشد، بر امنیت اسرائیل تأکید دارد.
اسرائیل چه میخواهد؟
نخستوزیر اسرائیل پس از امضای توافق چارچوب تأکید کرد که این توافق از نگاه تلآویو، پایان مأموریت نظامی در جنوب لبنان نیست. بنیامین نتانیاهو اعلام کرد که اسرائیل تا زمان خلع سلاح حزبالله، حق حفظ حضور نظامی در جنوب لبنان را برای خود محفوظ میداند. او همچنین گفت که توافق مذکور به ارتش لبنان اجازه میدهد کنترل برخی مناطق را بهتدریج در اختیار بگیرد، اما ادامه عقبنشینی نیروهای اسرائیلی منوط به آن است که ارتش لبنان بتواند حزبالله را خلع سلاح کند و زیرساختهای نظامی آن را برچیند.
در همین حال، «باراک راوید» گزارشگر مشهور آمریکایی در تحلیلی در آکسیوس نوشت: جزئیات مذاکرات را از منابع آمریکایی و اسرائیلی دنبال کرده و معتقد است دولت نتانیاهو این توافق را فرصتی برای کاهش نفوذ ایران و حزبالله در لبنان میداند، اما همزمان تأکید دارد که اسرائیل آزادی عمل نظامی خود را از دست نخواهد داد. راوید همچنین به نقل از سفیر اسرائیل در واشنگتن گزارش داد که تلآویو این توافق را نه پایان اختلافات، بلکه آغاز یک روند برای رسیدن به ترتیبات امنیتی جدید میان دو کشور میداند.
نقش آمریکا
نقش ایالات متحده در دستیابی به توافق چارچوب، فراتر از میانجیگری معمول دیپلماتیک بود، تا حدی که مارکو روبیو به عنوان یکی از بلندپایهترین مقامهای سیاسی آمریکا در روند مذاکرات حضور مستقیم و نقش محوری داشت. در گزارش باراک راوید در اکسیوس نیز به پشتپرده مذاکرات اشاره شده و آمده است که توافق پس از چهار روز گفتگوهای فشرده در واشنگتن و با مشارکت مستقیم مقامهای ارشد آمریکایی
حاصل شد.
راوید معتقد است که دولت آمریکا این توافق را مهمترین دستاورد دیپلماتیک خود در پرونده لبنان طی چند دهه اخیر میداند و هدف آن را فراهم کردن زمینه برای کاهش نفوذ ایران و حزبالله، تثبیت حاکمیت دولت لبنان و ایجاد مسیر سیاسی برای عادیسازی تدریجی روابط دو کشور عنوان میکند. به گفته او، روبیو شخصاً در رفع اختلافات نهایی میان هیأتهای اسرائیلی و لبنانی نقش مؤثر ایفا کرد، به گونهای که دستکم ۸ بار گفتگوهای تلفنی جداگانه با نتانیاهو و جوزف عون، رئیس جمهوری لبنان داشت. جیدی ونس، معاون اول ترامپ نیز در این رابطه با عون و نتانیاهو به صورت تلفنی
گفتگو کرد.
تأثیر احتمالی بر نفوذ منطقهای ایران
یکی از ابعاد مهم توافق چارچوب، تأثیر احتمالی آن بر موازنه قدرت در لبنان و به تبع آن، نفوذ منطقهای ایران است. بخش قابلتوجهی از گزارشها معتقدند که یکی از اهداف اصلی چارچوب پیشنهادی آمریکا، پیشبرد روند خلع سلاح حزبالله و گسترش کنترل ارتش لبنان بر جنوب این کشور است؛ موضوعی که در صورت تحقق، میتواند جایگاه نظامی حزبالله را دستخوش تغییر کند. بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، مردم لبنان در رابطه با این توافق دو دیدگاه دارند: برخی موافق آن بوده و معتقدند این ماجرا به صلح و امنیت و آرامش آنها کمک میکند و برخی دیگر معتقدند این توافق به اشغالگری اسرائیل مشروعیت میبخشد.
آینده توافق
مرور گزارشهای رسانههای جهان نشان میدهد که برخلاف خوشبینی مقامهای آمریکایی نسبت به امضای توافق چارچوب، بیشتر تحلیلها درباره سرنوشت آن با احتیاط همراه است. در اغلب این گزارشها تأکید شده است که ارزش واقعی توافق در چگونگی اجرای تعهدات و میزان پایبندی طرفها به مفاد آن مشخص خواهد شد.
مهمترین چالش پیش روی توافق، نحوه اجرای بندهای مرتبط با حزبالله و برقراری ترتیبات امنیتی جدید در جنوب لبنان است. از یک سو، آمریکا و اسرائیل این توافق را گامی برای کاهش تنش و ایجاد سازوکاری تازه برای مدیریت امنیت مرزها میدانند و از سوی دیگر، مخالفت حزبالله و پیچیدگیهای سیاسی لبنان، چشمانداز اجرای کامل آن را با ابهام روبهرو کرده است. بسیاری از ناظران معتقدند سرنوشت این توافق، در میدان عمل و طی هفتهها و ماههای آینده مشخص خواهد شد.
شما چه نظری دارید؟