محمد علی مهتدی

   محور یا جبهه مقاومت در  منطقه عربی اسلامی شاید مهمترین و بزرگترین دست آورد و یادگار رهبر شهید انقلاب حضرت آیة الله خامنه ای رضوان الله علیه  باشد. محوری که در ۴۲ سال گذشته به تدریج شکل گرفته و با مبارزات چشمگیر خود کلیه توطئه ها و طرح های منطقه ای جبهه متحد استکبار و صهیونیسم را خنثی و نقش بر آب کرده است. طرح "خاورمیانه جدید" که نخستین بار پس از فروپاشی اتحاد شوروی توسط شیمون پرز، نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی مطرح شد؛ طرح «اسرائیل بزرگ» که از آغاز اشغال فلسطین مطرح بوده و اخیرا توسط بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم علنا پیگیری شده و ائتلاف ابراهیم ، طرح مورد علاقه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا، و دامادش، جرار کوشنر، مهمترین طرح هائی هستند که در مرحله اجرا به صخره بزرگ و سخت محور مقاومت برخورد کرده واز حرکت باز ایستاده اند. اینک در زمینه نظام امنیتی منطقه، محور مقاومت در برابر محور آمریکا و همپیمانانش ایستاده و می کوشد نظام امنیتی مورد نظر خود مبتنی بر عدالت و انسانیت و همکاری بین کشورهای منطقه را بدون حضور بازیگران خارجی  بر منطقه حکمفرما کند.
با توجه به نقش مهم منطقه ای محور مقاومت، از همان آغاز، فعالیت تبلیغاتی گسترده ای علیه این محور آغاز شد. نخستین بار پادشاه قبلی اردن از این محور به عنوان «هلال شیعی» یاد کرد تا چنین وانمود شود که این مقاومت ربطی به جوامع سُنی مذهب ندارد. آنها همچنین جمهوری اسلامی را متهم کردند که در پی گسترش مذهب شیعی در منطقه با اکثریت سنی است. هرچند حمایت ایران از مسأله فلسطین و حرکت های حماس و جهاد اسلامی این اتهام را مخدوش می کرد اما آنچه ما در گفتمان خود تاکید می  کردیم این بود که مقاومت  مبتنی بر هیچ دین و مذهبی نیست بلکه حق هر ملتی است که مورد اشغالگری و ستم قرار گرفته و این حق در همه شرایع و قوانین بین المللی به رسمیت شناخته شده است. 
چرا غرب، مقاومت ملت فرانسه در زمان اشغال این کشور توسط ارتش آلمان نازی را حق دانسته و از آن حمایت کرده اما همین حق برای ملت های فلسطین و لبنان را قبول ندارد و آن را تروریسم می خواند؟ این معیار های دوگانه چه معنائی دارد!
 واقع امر این است که «مقاومت» در منطقه یک حق و یک هویت است و هر انسانی با هر دین و مذهبی می تواند وارد این میدان شود و حق و هویت خود را اعمال کند کما اینکه در فلسطین ، لبنان ، سوریه و عراق این واقعیت خود را نشان داده و افراد بسیاری اعم از شیعی یا سنی و مسیحی و حتی بدون وابستگی دینی در جنبش های مقاومت فعالیت کرده و شهید نیز داده اند.   اتهام بزرگ دیگر که بسیار پیرامون آن تبلیغات کرده اند این است که حرکت های مقاومت در منطقه نیروهای نیابتی ایران هستند و برای منافع وامنیت ایران کار می کنند و ایران با ایجاد این حرکت ها در امور داخلی کشورها مداخله می کند. اما واقعیت این است که اولا: ایران این حرکت ها را ایجاد نکرده بلکه آنها خود برای دفاع از کشور خویش در برابر قدرتهای اشغالگر و ستم پیشه قیام کرده و از جمهوری اسلامی کمک خواسته اند . جمهوری اسلامی نیز به انگیزه های دینی و انسانی به آنها کمک کرده است چون برای دفاع از خود هیچ نیازی به این حرکت ها نداشته و ندارد و هر گز از آنها برای خود چیزی درخواست نکرده  است.
 یک حقیقت مهم که کمتر بدان پرداخته شده، این است که هیچگاه در جمهوری اسلامی یک طراحی برای تشکیل این محور انجام نشده بلکه تک تک این حلقه ها به صورت موردی برای دفاع و مقاومت در برابر اشغالگری شکل گرفته و بعدها ، به ضرورت، این حلقه ها به یکدیگر متصل شده و یک زنجیره هماهنگ را تشکیل داده اند. خود این نحوه عمل ثابت می کند که جمهوری اسلامی هرگز برنامه ای برای ایجاد نیروهای نیابتی و ربط امنیت راهبردی خود به این نیروها  نداشته است.
   حقیقت دیگری که باید تبیین شود این است که انگیزه حمایت از این نیروها صرفا دینی و انسانی و بر اساس آموزه های قرآن کریم و دستورات پیامبر گرامی و پیشوایان دینی بوده و نه محاسبات امنیت راهبردی. بحث در این زمینه طولانی است اما فقط اشاره می کنیم که قرآن کریم آکنده است ازوجوب دفاع از مظلوم و ایستادگی در برابر ظالمین. در احادیث شریف نبوی تنها به یک حدیث اشاره می کنیم که فرمود: «من سمع رجلا ینادی یا لَلمسلمین ولم یجبه فلیس بمسلم.»  کسی که بشنود مردی فریاد می زند که مسلمانان به دادم برسید و جوابش را ندهد مسلمان نیست. دقت کنیم که فرمود مردی یعنی هر انسانی و نفرمود مسلمانی یا مؤمنی! هر انسان ستمدیده ای که از شما یاری بخواهد باید او را یاری کنید و گرنه مسلمان نیستید!
و اشاره ای نیز به سفارش امیرالمؤمنین علی علیه السلام به دو فرزندش حسن و حسین علیهماالسلام :« کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا» خصم ستمگر و یار و یاور ستمدیده باشید. در اینجا نیز می بینیم که ستمدیده عام است و اختصاص به دین و مذهب خاصی ندارد.
  حال تصور بکنیم که ارتش صهیونیستی در نوار غزه کشتار می کند و ساکنان مظلوم فریاد استغاثه سر می دهند، آیا ما به عنوان «جمهوری اسلامی» می توانیم بی تفاوت بمانیم و به کمک فلسطینیان ستمدیده نشتابیم؟  و یا وقتی ارتش صهیونیستی لبنان را اشغال و ویران می کند وعده ای از لبنانی ها به رهبر جمهوری اسلامی مراجعه می کنند و برای مقاومت و آزاد سازی خاک خود کمک می خواهند بدیهی است که جمهوری اسلامی باید به آنها کمک کند. همین امر در مورد یمن، سوریه و عراق هم جاری است و بررسی تک تک این موارد به تفصیل در این عجاله نمی گنجد.
 اما ما نیز اشتباهاتی داشته ایم  چون این موارد را که در قانون اساسی ما تحت عنوان حمایت از مستضعفان و ستمدیدگان آمده است درست تبیین نکرده ایم. وقتی ملت را دوشقه می کنیم و چنین وانمود می شود که انگار کمک به مقاومت در لبنان و فلسطین نه یک امر ملی بلکه در انحصار یک جریان خاص سیاسی است آنوقت نفوذی های دشمن فرصت می یابند که شعارهای گمراه کننده ای مانند « نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» را با فریبکاری وارد تجمعات خیابانی نمایند.
   درپایان این یادداشت باید از دو شخصیت بسیار مهم یاد کنیم که مورد وثوق کامل رهبر شهید انقلاب بودند و بیشترین سهم را در شکل گیری محور مقاومت بر عهده داشتند: شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید سید حسن نصرالله. رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی چنان اعتمادی به این دو شخصیت داشتند که به آنها کارت سفید داده بودند که هرچه را درست می دانند بدون مراجعه به رهبری عملی نمایند.
  این اعتماد ناشی از احساسات فردی نبود بلکه این دو شخصیت بزرگ ویژگی هائی داشتند که این اعتماد و وثوق را پدید می آورد. آنها از همه علایق و وابستگی های مادی و دنیوی رسته بودند و، طبق فرموده امیرالمؤمنین علیه السلام  در نهج البلاغه، جمجمه های خود را به پروردگارشان فروخته بودند. در عین حال، آنها در زمینه های مختلف جهادی و طراحی عملیات دارای نبوغی فوق العاده و گاه مُسدّد و برخوردار از امدادها و عنایات خاص بودند. هردو عاشق شهادت بودند و سرانجام به این فیض عظیم نائل شدند.  به روان پاک رهبر شهید و همه شهدای راه مقاومت و آزادیخواهی درود می فرستیم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی