محمدعلی ابطحی
فصلالخطاب بودن در رهبری جامعه، در کشورهایی مانند ما، امری جدی و ضروری است.
فصلالخطاب بودن یعنی در لحظاتی که جامعه نیاز به تصمیمگیری دارد، باید موضوعی به مرحله عمل برسد و درباره آن اختلافنظرهایی وجود دارد، فردی در رأس حاکمیت باشد که نظر او برای همه لازمالاتباع تلقی شود و ارکان مختلف کشور، با پذیرش آن نظر، مسیری را که رهبری تعیین کرده است دنبال کنند.
البته در برخی کشور ها نهادهای قانونی، هر یک در حوزه وظایف خود، فصلالخطاب هستند اما در بسیاری از کشورهای جهان، این نقش همچنان بر عهده یک فرد است.
رهبر شهید، بیتردید، فصلالخطاب جدی نظام بود.
پشتوانه این جایگاه، نخست، موقعیت قانونی ایشان بود. بر اساس تفسیر رایج از قانون اساسی، اصل ولایت مطلقه فقیه به رهبری این اختیار را میدهد که نظر ایشان در موضوعات مختلف، نظر نهایی و لازمالاجرا باشد. امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، حتی به اختیارات گستردهتری در این زمینه باور داشت. چنانکه یکبار، هنگامی که آیتالله خامنهای در خطبههای نماز جمعه این اختیارات را محدودتر ترسیم کرد، با تذکر صریح امام روبهرو شد.
پشتوانه دوم فصلالخطاب بودن ایشان، ابهت و اقتدار شخصی بود؛ اقتداری که از باورهای خللناپذیر و شخصیت استوار او سرچشمه میگرفت. کمتر موضوعی پیش میآمد که تصور شود ایشان در آن بهسادگی تغییر رأی خواهد داد.
اگرچه درباره چنین جایگاهی میتوان نقدهایی داشت، اما در کشوری بحرانخیز که در سالهای اخیر چندین بار تا آستانه آشوبهای گسترده و حتی خطر تجزیه پیش رفت، همین جایگاه فصلالخطاب، در مهار بسیاری از بحرانها نقش تعیینکنندهای ایفا کرد.
هرگاه کشور با یک بحران عمومی و ملی روبهرو میشد، نگاهها به تلویزیون دوخته میشد تا سخنان رهبری را بشنوند؛ زیرا همه میدانستند که این سخنان ـ چه آن را بپسندند و چه نپسندند ـ مسیر آینده کشور را تعیین خواهد کرد.
بهویژه از زمانی که دامنه نفوذ فکری رهبر شهید از مرزهای ایران فراتر رفت و در کشورهای مختلف، گروهها و جریانهایی با گرایشهای گوناگون خود را پیرو ایشان میدانستند، نگرانیهای جهانی درباره رفتار این مجموعهها نیز تا حد زیادی به نقش فصلالخطاب ایشان گره خورد. بسیاری بر این باور بودند که وجود شخصیتی مانند سیدعلی خامنهای مانع از آن میشود که این جریانها به سمت الگوهایی مانند داعش، طالبان یا القاعده سوق پیدا کنند.
خداوند رهبر شهید را رحمت کند.
ایشان در جایگاه فصلالخطاب، نقشی بزرگ و اثرگذار، هم در مدیریت مسائل داخلی و هم در معادلات منطقهای و بینالمللی ایفا کرد.
شما چه نظری دارید؟