چهارشنبه ۱۰ تیر ۱۴۰۵ - ۱۳:۱۰
نظرات: ۰
۰
-
[علیرضا جاجرمی] معمار حقوقی سرمایه اجتماعی

در حافظه و ادراک عمومی جامعه، نام «وزارت دادگستری» معمولاً تداعی‌کننده دادگاه، دادرسی و اجرای احکام قضایی است؛ برداشتی که گرچه ریشه در سیر تاریخی شکل‌گیری این عنوان و پیوند دیرینه آن با مفهوم عدالت دارد، اما...

در حافظه و ادراک عمومی جامعه، نام «وزارت دادگستری» معمولاً تداعی‌کننده دادگاه، دادرسی و اجرای احکام قضایی است؛ برداشتی که اگرچه ریشه در سیر تاریخی شکل‌گیری این عنوان و پیوند دیرینه آن با مفهوم عدالت دارد، اما با جایگاه کنونی، فلسفه وجودی و مأموریت‌های قانونی این وزارتخانه در نظام حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران انطباق کامل ندارد.

وزارت دادگستری جمهوری اسلامی ایران در واقع، نه مرجع کشف جرم و رسیدگی کننده قضایی و نه متولی اجرای عدالت قضایی است؛ بلکه نهادی است که قانون اساسی، آن را در نقطه تلاقی ارکان حاکمیت بین سه قوه قرار داده است تا با انسجام بخشی پیوندهای نهادی میان قوا، بسترهای لازم برای هماهنگی، هم‌افزایی و انسجام در سیاست‌گذاری و اداره امور عمومی را فراهم آورد.

از این منظر، فلسفه وجودی وزارت دادگستری نه تصدی گری در امور قضایی، بلکه راهبری تعاملات حقوقی حاکمیت، صیانت از حقوق عمومی و حقوق شهروندی مردم و تقویت سازوکارهای حکمرانی قانون‌مدار است. همین جایگاه ممتاز، ظرفیت نهادی کم‌نظیر و در عین حال کمتر شناخته‌شده‌ای را در اختیار وزارت دادگستری قرار داده است؛ ظرفیتی که تاکنون بیش از آنکه به‌عنوان یک مزیت راهبردی در نظام حکمرانی مورد بهره‌برداری قرار گیرد، در سایه برداشت‌های سنتی و البته فرسایشی از مأموریت این وزارتخانه پنهان مانده است. اهمیت این ظرفیت، هنگامی آشکارتر می‌شود که دریابیم کشور و جامعه عزیز ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری به بازسازی سرمایه اجتماعی، تقویت اعتماد عمومی، ارتقای احساس عدالت، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و تحکیم انسجام ملی نیازمند است. دستیابی به این اهداف، صرفاً با توسعه قوانین، حقوق واکنشی، تشدید ضمانت‌های اجرایی یا گسترش سازوکارهای رسیدگی به اختلافات و تخلفات ـ هرچند ضروری و اجتناب‌ناپذیر ـ تحقق نخواهد یافت؛ زیرا این سازوکارها عمدتاً پس از وقوع مسئله و در مقام واکنش به آن عمل می‌کنند. آنچه بیش از پیش مورد نیاز است، استقرار نگاهی پیش‌نگر، نظام‌مند و حقوق‌محور به حکمرانی اجتماعی است؛ نگاهی که بتواند پیش از تبدیل مسائل و تعارضات به بحران، با طراحی و تقویت سازوکارهای گفت‌وگو، تفاهم، پیشگیری، میانجیگری، تنظیم‌گری و حل مسئله، و ارتقای سلامت نظام حکمرانی، زمینه‌های شکل‌گیری آسیب‌های اجتماعی را مدیریت و مهار کند.

با این توضیحات می توان اشعار داشت یکی از واقعیت‌های کمتر مورد توجه آن است که مسائل اجتماعی، صرفاً پدیده‌هایی فرهنگی، اقتصادی یا روان‌شناختی نیستند؛ بلکه واجد «ساحت حقوقی» نیز هستند. این ساحت حقوقی، ناظر بر تنظیم حقوق و تکالیف، توزیع مسئولیت‌ها، تضمین اجرای قواعد، طراحی نهادهای حل اختلاف و ایجاد سازوکارهای پیشگیری و ترمیم تعارضات اجتماعی است. از همین رو، هر مسئله اجتماعی، افزون بر سایر ابعاد خود، دارای یک بُعد حقوقی است و هر سیاست اجتماعی پایدار، ناگزیر به برخورداری از یک پیوست حقوقی کارآمد است. در نتیجه، حکمرانی اجتماعی بدون حکمرانی حقوقی، به مجموعه‌ای از سیاست‌های مقطعی، واکنشی و کم‌اثر تقلیل خواهد یافت.

در چنین نگرش و چارچوبی، وزارت دادگستری می‌تواند نقشی به‌مثابه «معمار حقوقی سرمایه اجتماعی» ایفا کند. مقصود از این تعبیر، نهادی است که با اتکا به ظرفیت‌های حقوقی و بین‌بخشی خود، میان سیاست‌گذاری، قانون‌گذاری، اجرا، نظارت و مشارکت اجتماعی پیوند برقرار می‌کند؛ حقوق شهروندی را از سطح مفاهیم انتزاعی به عرصه عمل نزدیک می‌سازد؛ و آثار اجتماعی سیاست‌ها و مقررات را از منظر حقوقی مورد ارزیابی قرار می‌دهد و از تبدیل آنها به بحران‌های اجتماعی پیشگیری می‌کند.
بر پایه این نگاه، مسئولیت وزارت دادگستری نه توسعه قلمرو صلاحیت‌های قانونی، بلکه بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های موجود برای ارتقای کیفیت حکمرانی است. در این رویکرد، کانون توجه از «واکنش به بحران‌ها» به «پیشگیری از شکل‌گیری تعارضات» منتقل می‌شود و عدالت نیز تنها به معنای رسیدگی به دعاوی یا اعمال ضمانت‌های اجرایی تفسیر نمی‌شود، بلکه به مثابه احساسی اجتماعی از انصاف، اعتماد، امنیت حقوقی، پاسخگویی و برابری در برابر قانون فهم می‌شود؛ احساسی که از مهم‌ترین پایه‌های انسجام و پایداری هر جامعه به شمار می‌آید.

بازسازی سرمایه اجتماعی نیز از همین نقطه آغاز می‌شود. جامعه‌ای که شهروندان آن اطمینان داشته باشند صدا و حقوقشان شنیده و دیده می‌شود، راه‌های مؤثر و منصفانه‌ای برای مطالبه حق وجود دارد. نهادهای عمومی در برابر مردم پاسخگو هستند و اختلافات پیش از تبدیل شدن به بحران، در چهارچوب‌های حقوقی و نهادی مدیریت می‌شوند، جامعه‌ای خواهد بود که از تاب‌آوری بیشتر، امید اجتماعی بالاتر و انسجام ملی پایدارتر برخوردار است.

آنچه امروز بیش از هر چیز ضرورت دارد، بازاندیشی در فلسفه وجودی این نهاد و بازتعریف نقش آن در منظومه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران است؛ نقشی که می‌تواند بر پایه ظرفیت‌های ذاتی و قانونی وزارت دادگستری، در عرصه راهبری حکمرانی حقوق‌محور، صیانت از حقوق عمومی و حقوق شهروندی، ارتقای کیفیت تنظیم‌گری، ارزیابی آثار حقوقی و اجتماعی سیاست‌های عمومی، تقویت انسجام نهادی و افزایش سرمایه اجتماعی کشور معنا یابد. چنین تحولی، نه مستلزم توسعه صلاحیت‌های قانونی، بلکه نیازمند بازشناسی هوشمندانه ظرفیت‌هایی است که قانون اساسی از آغاز در کالبد این وزارتخانه نهاده، اما همه ابعاد آن هنوز به فعلیت نرسیده و در خدمت ارتقای کیفیت حکمرانی قرار نگرفته است.

اگر این افق با نگاهی آینده‌نگر، واقع‌بینانه و مبتنی بر ظرفیت‌های موجود محقق شود، وزارت دادگستری دیگر صرفاً حلقه ارتباطی میان قوا نخواهد بود؛ بلکه به یکی از ارکان راهبردی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران تبدیل خواهد شد؛ نهادی که رسالت آن، جاری ساختن منطق حقوق، عدالت، قانون‌مداری و اعتماد عمومی در تار و پود نظام اداری و فرآیندهای حکمرانی است. در چنین صورتی، وزارت دادگستری می‌تواند به «معمار حقوقی سرمایه اجتماعی» و یکی از پیشران‌های ارتقای کیفیت حکمرانی، انسجام ملی و توسعه پایدار کشور بدل شود.

وزارت دادگستری؛ به عنوان نهاد پیشران حقوق پیش‌نگر می‌تواند در ارتقای کیفیت حکمرانی از مسیر حقوق، تقویت سرمایه اجتماعی، تحکیم اعتماد عمومی و پاسداری از کرامت و حقوق شهروندان نقش آفرینی کند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی