دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۶:۱۷
نظرات: ۰
۰
-
چرا نسل زد برای دیدن یک بلاگر صف می‌کشد؟

تجمع گسترده نوجوانان و جوانان برای دیدن ستایش جلالی، تیک‌تاکر ایرانی، در یکی از پاساژهای تهران بار دیگر توجه‌ها را به نسل زد و سبک زندگی متفاوت آن جلب کرد.

رویداد ۲۴ نوشت: تجمع نوجوانان و جوانان نسل زد برای دیدن ستایش جلالی، تیک‌تاکر ایرانی، در یکی از پاساژهای تهران، جنجال تازه‌ای به پا کرد و بار دیگر بحث درباره ویژگی‌های این نسل را به صدر اخبار آورد. نسلی که به نظر می‌رسد تفاوت‌های بنیادینی با نسل‌های پیش از خود دارد.

نسل زد در دوره‌ای متولد شد که اینترنت دیگر یک کالای لوکس نبود و به‌تدریج به یکی از ابزارهای اصلی زندگی روزمره تبدیل می‌شد. به همین دلیل، اعضای این نسل تنها با اینترنت بزرگ نشدند و از آن به‌عنوان یک ابزار استفاده نکردند؛ بلکه اینترنت به بخشی از هویت آنها تبدیل شد. هویتی که آنان را از نسل‌های پیشین متمایز کرده است.

پژوهشگران علوم اجتماعی، نسل زد را بومیان عصر دیجیتال می‌نامند؛ افرادی که بخش مهمی از زندگی، روابط و هویت خود را در فضای مجازی شکل می‌دهند. همین مسئله باعث شده اهداف، علایق و آرزوهای این نسل با نسل‌های قبل تفاوت داشته باشد. آنها تفریح، سرگرمی، یادگیری و حتی یافتن فرصت‌های شغلی را بیش از هر چیز در فضای آنلاین جست‌وجو می‌کنند.

تفریحات این نسل شامل وب‌گردی، حضور در شبکه‌های اجتماعی و تماشای ویدئوهای وایرال در یوتیوب و تیک‌تاک است. آنها در همین فضاها با یکدیگر آشنا می‌شوند، دوست پیدا می‌کنند و حتی الگوهای زندگی خود را برمی‌گزینند. اگر در دهه ۶۰ قهرمانان جوانان ایران رزمندگان جنگ بودند و در دهه‌های ۷۰ و ۸۰ بازیگران سینما و خوانندگان بیشترین محبوبیت را داشتند، امروز این یوتیوبرها و اینفلوئنسرها هستند که به قهرمانان نسل زد تبدیل شده‌اند.

تصور دستیابی به شهرت و ثروت سریع، در کنار ظاهر ساده و کم‌هزینه فعالیت اینفلوئنسرها، باعث شده بسیاری از نوجوانان و جوانان این نسل، موفقیت را در این مسیر جست‌وجو کنند. اگر ذهنیت نسل زد را بشناسیم، دیگر عجیب نخواهد بود که یکی از مهم‌ترین تفریحات آنها حضور در ایونت‌های اینفلوئنسرهایی مانند ستایش جلالی باشد.

اطلاعات دقیقی درباره سن، محل سکونت یا زندگی شخصی ستایش جلالی در دسترس نیست. تنها از روی ویدئوهایی که منتشر کرده، می‌توان حدس زد بین ۱۸ تا ۲۵ سال سن داشته باشد و خود نیز به نسل زد تعلق داشته باشد.

او تاکنون، برخلاف برخی بلاگرهای شناخته‌شده از قبیل داوود هزینه و پویان مختاری، حاشیه‌ای که به تشکیل پرونده قضایی منجر شود نداشته است. با این حال، دلیل محبوبیت او را می‌توان در نوع محتوایی که تولید می‌کند جست‌وجو کرد.

ویدئوهای جلالی کوتاه، ساده، پرریتم و منطبق بر الگوریتم‌های اینستاگرام و تیک‌تاک و ترندهای جهانی هستند. همین به‌روز بودن باعث شده او به یکی از شناخته‌شده‌ترین تیک‌تاکرهای ایرانی تبدیل شود.

او حضور مستمر و فعالی در شبکه‌های اجتماعی دارد، مرتب لایو برگزار می‌کند و در این لایوها بدون نگرانی از واکنش‌های بیرونی، با مخاطبانش گفت‌وگو، بحث و حتی جدل می‌کند. علاوه بر این، سبک پوشش، استفاده از اکسسوری‌های به‌روز و ویدئوهای پرانرژی همراه با رقص و حرکات نمایشی، مخاطبان نوجوان را بیش از پیش به او جذب کرده است.

ممکن است بسیاری از کارشناسان و روزنامه‌نگاران چنین محتواهایی را سطحی بدانند، اما واقعیت این است که نسل زد آنها را سرگرم‌کننده و جذاب می‌داند. همین شناخت دقیق از مخاطب هدف باعث شده ستایش جلالی اینترنت را به فرصتی برای دیده شدن و درآمدزایی تبدیل کند.

چرا نسل زد تا این اندازه به امثال ستایش جلالی توجه می‌کند؟

محبوبیت ستایش جلالی فقط به شخصیت او محدود نمی‌شود، بلکه حاصل ترکیب روان‌شناسی مخاطب، الگوریتم شبکه‌های اجتماعی و فرهنگ اینترنتی رایج میان جوانان است.

جلالی به‌طور مداوم از زندگی روزمره خود و ترندهای فضای مجازی ویدئو منتشر می‌کند. همین موضوع باعث می‌شود مخاطبان احساس صمیمیت بیشتری با او داشته باشند و او را یکی از دوستان خود بدانند.

از سوی دیگر، ویدئوهای کوتاه و اعتیادآور او باعث می‌شود الگوریتم شبکه‌های اجتماعی پس از چند بار تماشا، محتوای بیشتری از او را به کاربران پیشنهاد دهد. همچنین، وقتی یک نوجوان می‌بیند بسیاری از هم‌نسلانش یک چهره را دنبال می‌کنند، برای آنکه احساس تعلق بیشتری به گروه همسالان خود داشته باشد، او نیز به جمع دنبال‌کنندگان آن فرد می‌پیوندد.

عامل مهم دیگر، دسترس‌پذیر بودن اینفلوئنسرهاست. برخلاف سلبریتی‌های سنتی، آنها تقریباً هر روز از زندگی شخصی خود محتوا منتشر می‌کنند و تعامل مستقیمی با مخاطبان دارند. همین تعامل مداوم، احساس نزدیکی عاطفی میان مخاطب و اینفلوئنسر را تقویت می‌کند.

چرا تیک‌تاک برای نسل زد جذاب است؟

در اینستاگرام معمولاً داشتن فالوورهای اولیه نقش مهمی در دیده شدن دارد، اما تیک‌تاک بیش از هر چیز بر اساس علایق کاربران تصمیم می‌گیرد چه ویدئویی نمایش داده شود. بنابراین حتی یک حساب کاربری کوچک نیز می‌تواند با انتشار یک ویدئوی جذاب، میلیون‌ها بازدید کسب کند.

محتواهای کوتاه، شوخی، رقص، لب‌خوانی، واکنش، چالش و ترندها دقیقاً همان قالب‌هایی هستند که تیک‌تاک برای آنها طراحی شده است. این نوع محتوا معمولاً با سرعت بیشتری در این پلتفرم منتشر می‌شود و به کاربران جدید می‌رسد.

از سوی دیگر، بخش بزرگی از کاربران تیک‌تاک را نوجوانان تشکیل می‌دهند؛ همان گروهی که بیشترین تعامل را با بلاگرهای سرگرمی دارند. در این پلتفرم، یک آهنگ، حرکت، شوخی یا ایده می‌تواند ظرف چند روز به یک ترند جهانی تبدیل شود و تولیدکنندگان محتوا نیز با همراه شدن با این موج‌ها، شانس دیده شدن خود را افزایش دهند.

تیک‌تاک همچنین حس ثبت لحظه‌ای از زندگی واقعی را منتقل می‌کند؛ ویژگی‌ای که برای نسل زد، بسیار طبیعی‌تر و باورپذیرتر از قالب‌های رسمی رسانه‌ای است.

چرا تیک‌تاک برای نسل زد جذاب‌تر از سایر نسل‌هاست؟

تیک‌تاک از سال ۲۰۱۶ رشد خود را آغاز کرد و از سال ۲۰۱۹ به بعد به یک پدیده جهانی تبدیل شد؛ زمانی که بسیاری از اعضای نسل زد در دوران نوجوانی یا ابتدای جوانی بودند. در مقابل، نسل‌های قبل‌تر از پیش درگیر پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، فیسبوک و یوتیوب شده بودند.

نسل زد از کودکی با گوشی هوشمند، اینترنت پرسرعت و محتوای کوتاه رشد کرده است. برای آنها طبیعی است که در چند ثانیه یک ویدئو را ببینند، سریع آن را رد کنند، با یک ترند همراه شوند و خود نیز محتوا تولید کنند. اما نسل‌های پیشین با وبلاگ، چت، ایمیل و متن‌های طولانی‌تر وارد دنیای اینترنت شدند.

تیک‌تاک فقط یک اپلیکیشن نیست؛ بلکه یک فرهنگ است. فرهنگی متشکل از ترندها، اصطلاحات، میم‌ها، چالش‌ها و شوخی‌های درون‌گروهی که اگر کسی در آن حضور نداشته باشد، بسیاری از ارجاعات آن را درک نخواهد کرد. برای بسیاری از نوجوانان نسل زد، حضور در این فضا بخشی از هویت اجتماعی و ارتباط با همسالان است؛ در حالی که برای بسیاری از افراد میان‌سال، اینترنت همچنان کارکردهای متفاوتی دارد.

تجمع برای دیدن ستایش جلالی نشان می‌دهد نسل زد، برخلاف بسیاری از نسل‌های پیشین، منتظر تولید محتوای فرهنگی از سوی دولت یا نهادهای رسمی نمی‌ماند. این نسل سلیقه، الگوها و فرهنگ خود را از دل فضای مجازی استخراج می‌کند و بدون نیاز به تأیید نهادهای رسمی، آنها را در عرصه عمومی بازتولید می‌کند.

این روند، اگرچه ممکن است برای بخش‌هایی از حاکمیت یا اقشار سنتی جامعه خوشایند نباشد، اما به نظر می‌رسد بخشی از واقعیت اجتماعی امروز ایران است. همان‌گونه که در سال‌های گذشته برخی تغییرات فرهنگی، از جمله در حوزه پوشش، به‌تدریج به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شدند، علایق و فرهنگ نسل زد نیز مسیر خود را طی خواهد کرد.

آنچه اهمیت دارد، نحوه مواجهه با این تغییرات است. اگر سیاست‌گذاران نتوانند برای این نسل محتوای جذاب، متناسب و رقابت‌پذیر تولید کنند، دست‌کم باید از برخوردهایی که می‌تواند هزینه‌های اجتماعی را افزایش دهد، پرهیز کنند. شواهد نشان می‌دهد نسل زد مسیر فرهنگی خود را پیدا کرده است؛ مسیری که بیش از هر چیز از دل اینترنت و شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی