دوشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۵ - ۱۵:۲۳
نظرات: ۰
۰
-
گزارش نیویورک تایمز از ماجرای پلیسی انتقال احمدی‌نژاد به خانه امن موساد در تهران؛ آیا محمود مهره اسرائیل است؟

تلاش‌های چند ساله برای پرورش رئیس جمهوری پیشین ایران به عنوان یک مهره اطلاعاتی، در نهایت به اقدامی جسورانه برای انتقال او به یک خانه امن اسرائیلی در روزهای آغازین جنگ انجامید؛ اما این طرح ناکام ماند.

به گزارش اطلاعات آنلاین، آنچه می‌خوانید چکیده‌ای است از یک گزارش تحقیقی مفصل در روزنامه نیویورک تایمز آمریکا که مطالبی عجیب درباره محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران، مطرح کرده است. اطلاعات آنلاین صحت و سقم این داده‌ها و اطلاعات را رد یا تأیید نمی‌کند.

در اوایل سال ۲۰۲۴، رئیس دانشگاهی در بوداپست درخواستی غیرمنتظره و حیرت‌انگیز از یکی از مقام‌های ارشد دولت مجارستان دریافت کرد. این مقام به رئیس دانشگاه، پروفسور «گرگلی دلی» (Gergely Deli)، گفت که «دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا» باید کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار و از مهمانی غیرمعمول دعوت کند: محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری پیشین ایران که چهره‌ای چندان خوشنام نیست.

آنچه حتی شوکه‌کننده‌تر بود، دلیل این درخواست بود. این مقام به آقای دلی گفت که آن کنفرانس صرفاً پوششی برای انجام مذاکرات محرمانه میان آقای احمدی‌نژاد و مأموران اطلاعاتی اسرائیل — دشمن قسم‌خورده او — در بوداپست است. آقای دلی می‌دانست که این دعوت می‌تواند هم اعتبار او و هم اعتبار دانشگاه را خدشه‌دار کند؛ اما به گفته خودش در یک مصاحبه، معتقد بود شاید در حال ایفای نقشی برای نجات جان انسان‌هاست.

او گفت: «شما دو دشمن دارید و اگر این دشمنان بخواهند با یکدیگر گفتگو کنند، بهترین کار این است که هر کاری می‌توانید انجام دهید تا زمینه این گفتگو فراهم شود.» به گفته مقامات آمریکایی و ایرانی مطلع از این عملیات — که به شرط ناشناس ماندن درباره این اطلاعات حساس سخن می‌گفتند — سفر احمدی‌نژاد به این دانشگاه در سال ۲۰۲۴ و سفر دوم او در سال بعد، بخشی از تلاش چند ساله اسرائیل برای پرورش او به عنوان یک مهره اطلاعاتی بود؛ مهره‌ای که در صورت فراهم شدن شرایط، می‌توانست به عنوان رهبر جدید ایران منصوب شود.

جذب احمدی‌نژاد برای اسرائیل چنان اولویت بالایی داشت که به گفته مقامات پیشین آمریکایی، دیوید بارنیا، رئیس وقت سرویس اطلاعاتی اسرائیل، در سال ۲۰۲۴ شخصاً به پایتخت مجارستان سفر کرد تا با احمدی‌نژاد دیدار کند. آنها گفتند که اندکی پس از آن، «موساد» (سرویس اطلاعات خارجی اسرائیل) به سازمان سیا (CIA) اطلاع داد با احمدی‌نژاد در تماس بوده است. تصمیم اسرائیل برای تدوین طرحی جهت تغییر حکومت ایران با محوریت احمدی‌نژاد، تحولی شگفت‌انگیز در ماجرای روابط این کشور با رئیس‌جمهوری پیشین ایران است؛ کسی که به دلیل شتاب بخشیدن به برنامه هسته‌ای ایران، درخواست‌های مکرر برای نابودی اسرائیل و انکار هولوکاست شناخته می‌شد.

به گفته مقامات آمریکایی، اسرائیل در سال‌های اخیر مبالغی را مخفیانه برای تأمین هزینه‌های مسکن و سفر به احمدی‌نژاد پرداخت می‌کرد و عوامل اسرائیلی در چند نوبت — از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست — در خارج از کشور با وی دیدار کردند. این تلاش‌ها در اواخر فوریه سال جاری — همزمان با روزهای نخست جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران — با عملیاتی جسورانه برای انتقال این رهبر پیشین که در تهران تحت نظارت شدید به سر می‌برد، به اوج خود رسید. هدف این بود که طرح سرنگونی رژیم کنونی و روی کار آوردن احمدی‌نژاد به جریان بیفتد. این طرح با شکست مواجه شد.

در ۲۸ فوریه، یک حمله هوایی اسرائیل به محل استقرار احمدی‌نژاد اصابت کرد و ساختمان محل حضور محافظان و خودروی زرهی او را هدف قرار داد. به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، پس از این حمله، یک خودرو پژوی مشکی به محل رسید، احمدی‌نژاد را سوار کرد و او را با سرعت زیاد از آن صحنه پرهرج‌ومرج دور کرد. مقامات آمریکایی و ایرانیِ مطلع از این عملیات گفتند که خودرو توسط عوامل موساد رانده می‌شد و آنها احمدی‌نژاد را به یک خانه امن مخفی در ایران منتقل کردند.

به گفته افراد مطلع از وقایع، رئیس جمهوری پیشین ایران از عملیات پرشتاب نجات ناراضی بود و به نظر می‌رسید نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندن او به قدرت، دلسرد شده است. او سرانجام تحت شرایطی که هنوز روشن نیست، آن خانه امن را ترک کرد. احمدی‌نژاد دیگر در انظار عمومی دیده نشد تا اینکه دوشنبه گذشته، حضور کوتاهی در مراسم تشییع پیکر رهبر عالیقدر ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، داشت. وضعیت کنونی او همچنان نامشخص است؛ اما چهار مقام ارشد ایرانی اظهار داشتند که احمدی‌نژاد اکنون در بازداشت بخش اطلاعات سپاه و در حبس خانگی به سر می‌برد، چرا که ایران از بخش عمده‌ای از تعاملات او با اسرائیل آگاه شده است.

مقامات اسرائیلی درباره طرح گماردن احمدی‌نژاد به عنوان رهبر ایران — که بخشی از تلاشی گسترده‌تر برای سرنگونی حکومت تهران بود — اظهار نظر علنی نکرده‌اند. بخش دیگر این طرح شامل تجهیز و آموزش نیروهای مخالف کرد ایرانی مستقر در شمال عراق بود تا با عبور از مرز و ورود به غرب ایران، مناطقی را در آنجا تصرف و در نهایت به سوی پایتخت (تهران) پیشروی کنند؛ اقدامی که هرگز محقق نشد.

تامیر هایمن، رئیس پیشین اطلاعات ارتش اسرائیل، در ماه مه — پس از آنکه روزنامه نیویورک‌تایمز برای نخستین بار جزئیات نقش احمدی‌نژاد در این طرح را فاش کرد — در شبکه پی‌بی‌اس (PBS) گفت که این طرحِ تغییر رژیم شامل «مجموعه‌ای از عملیات‌های ویژه و بسیار منحصربه‌فرد بود که قرار بود اجرا شوند» و افزود: «احمدی‌نژاد نیز بخشی از آن زنجیره عملیات بود.» مقامات موساد به درخواست‌ها برای اظهار نظر در این باره پاسخی ندادند. علی‌اکبر جوانفکر، سخنگوی آقای احمدی‌نژاد، از اظهار نظر در این مورد خودداری کرد.

تغییر رویکرد پس از دوران ریاست‌جمهوری

محمود احمدی‌نژاد که از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ رئیس‌جمهوری ایران بود، برجسته‌ترین سیاستمدار تندروی این کشور به شمار می‌رفت. او از نابودی اسرائیل سخن می‌گفت و در دوران زمامداری‌اش، ایران برنامه غنی‌سازی اورانیوم را از سر گرفت؛ اقدامی که این گمانه‌زنی را تقویت کرد که ایران در پی دستیابی به برنامه مخفیانه تسلیحات هسته‌ای است.

اما در سال‌های پس از ترک ریاست جمهوری، احمدی‌نژاد دیدگاه‌های خود و لحن ضد اسرائیلی که در دوران ریاست جمهوری‌اش مشخص شده بود تعدیل کرد. او اغلب مشتاق بود جنبه میانه‌رو تازه شکل گرفته خود را به نمایش بگذارد، مصاحبه‌ها و سخنرانی‌هایی انجام می‌داد که در آنها در مورد فرهنگ موسیقی پاپ ایران اظهار نظر، از نیروهای امنیتی کشور به خاطر سرکوب‌های شدید انتقاد و طبقه حاکم را به فساد مالی متهم می‌کرد. او کاپشن خاکی گشاد همیشگی‌اش را کنار گذاشت و شروع به پوشیدن کت و شلوارهای مرتب کرد.

ریش نامرتب خود را مرتب کرد، به نظر می‌رسید که بوتاکس انجام می‌دهد و شروع به یادگیری زبان انگلیسی کرد. او در دفترش در تهران، هر روز صبح جلسات عمومی یک ساعته برگزار می‌کرد تا به شکایات مردم عادی، برخی از کسانی که برای کمک به او در پیمایش بوروکراسی دولتی مراجعه می‌کردند، گوش دهد. گاهی، او نامه‌هایی به وزارتخانه‌های دولتی می‌نوشت و درخواست‌کنندگان وام را توصیه می‌کرد. مرتباً به سراسر کشور سفر و با حامیانش در شهرها و استان‌های روستایی دیدار می‌کرد.

رابطه احمدی‌نژاد با حکومت ایران پیچیده بود. رهبران ارشد او را به حاشیه راندند و دایره فعالیت‌هایش را محدود کردند، با این حال به او اجازه دادند تا در کنار سایر مقامات عالی‌رتبه، در شورایی بلندپایه که به رهبر انقلاب مشاوره می‌دهد، حضور داشته باشد. او در ماه فوریه — چند روز پیش از آغاز جنگ — در جلسه این شورا شرکت کرد.

بسیاری در ایران، تغییر رویکرد احمدی‌نژاد را ناشی از انگیزه‌های سیاسی فرصت‌طلبانه می‌دانستند و آن را تلاشی برای تقویت وجهه پوپولیستی و فاصله‌گرفتن از مقامات حاکم تلقی می‌کردند. او همچنان پایگاه حمایتی خود را در میان طبقه کارگر ایران حفظ کرده بود و مشاورانش اطمینان داشتند که هدف او، بازگشت دوباره به قدرت در آینده است. عبدالرضا داوری، از نزدیکان و مشاوران ارشد پیشین آقای احمدی‌نژاد، در گفتگویی تلفنی گفت: «احمدی‌نژاد این کار را به خاطر پول انجام نمی‌دهد. او پول دارد و از شبکه‌ای اقتصادی و گسترده برخوردار است. او این کار را برای قدرت انجام می‌دهد؛ می‌خواهد سکان قدرت را در دست داشته باشد.» این دو نفر چند سال پیش دچار اختلاف و جدایی شده بودند.

به گفته یکی از نزدیکان احمدی‌نژاد که به شرط ناشناس ماندن درباره این گفتگوهای خصوصی صحبت می‌کرد، او با شماری از نزدیک‌ترین یاران و نزدیکان خود درباره جاه‌طلبی‌اش برای تبدیل شدن به رهبر آینده ایران با کمک قدرت‌های خارجی سخن گفته بود. این فرد نزدیک به احمدی‌نژاد اظهار داشت که او پس از سه بار رد صلاحیت برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری، نسبت به نظام جمهوری اسلامی دلسرد شد و به این نتیجه رسید که تا زمانی که نظام کنونی پابرجاست، نمی‌تواند به قدرت برسد.

به گفته این فرد، احمدی‌نژاد نگران آن بود که در صورت وقوع جنگ و تغییر رژیم، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها چهره‌ای از اپوزیسیون خارج از کشور را انتخاب کنند که شناختی از ایران ندارد و در نتیجه، ثبات ایران به خطر بیفتد. این فرد افزود که احمدی‌نژاد خود را در جمع اطرافیانش فردی توصیف می‌کرد که می‌تواند نقشی همچون بوریس یلتسین، رئیس‌جمهوری پیشین روسیه، به عنوان یک اصلاح‌گر ایفا کند؛ و گفته بود که اگر به قدرت برسد، در چارچوب «پیمان ابراهیم» دونالد ترامپ، اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط با آن را عادی‌سازی خواهد کرد.

به گفته دو مقام دفاعی اسرائیل که از ارزیابی‌های اطلاعاتی آن دوران آگاه بودند، نهادهای اطلاعاتی اسرائیل در آن مقطع، شکافِ در حال شکل‌گیری میان احمدی‌نژاد و حکومت ایران را به دقت زیر نظر داشتند. این مقامات اظهار داشتند که موضوعِ به‌ویژه حائز اهمیت، نارضایتی فزاینده احمدی‌نژاد از آیت‌الله خامنه‌ای و دیگر چهره‌های ارشد حکومتی بود که مانع از نامزدی مجدد او در انتخابات ریاست‌جمهوری شده بودند.

اقدامات احمدی‌نژاد باعث برانگیخته شدن سوءظن در بخش اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد؛ نهادی که مسئولیت حفاظت از جمهوری اسلامی در برابر مداخلات خارجی را بر عهده دارد. به گفته دو تن از اعضای سپاه و یک مقام اطلاعاتی مطلع از این پرونده، این سوءظن زمانی شدت گرفت که احمدی‌نژاد در سال ۲۰۱۷ شروع به ارسال نامه‌هایی علنی برای دونالد ترامپ و سپس محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، کرد. ترامپ نیز از هر دوی آنها به گرمی تمجید می‌کرد. به گفته این چهار مقام، پس از حمله اسرائیل در سال جاری که در ابتدا موجب شد احمدی‌نژاد از زیر نظارت سپاه خارج شود، نهادهای اطلاعاتی ایران تحقیقات خود را برای کشف و کنار هم قرار دادن شواهد مربوط به ارتباط او با اسرائیل آغاز کردند.

دیدارهای خارج از کشور

مشخص نیست که عوامل اسرائیلی نخستین بار چه زمانی برای جذب احمدی‌نژاد تلاش کردند. مقامات ایرانی اظهار داشتند که دست‌کم تماس‌هایی در جریان سفر سال ۲۰۲۳ احمدی‌نژاد به گواتمالا — برای شرکت در کنفرانسی با محوریت محیط زیست — برقرار شده است. دعوتنامه این سفر از سوی دولت گواتمالا صادر شده بود؛ کشوری که در مقایسه با اکثر کشورهای آمریکای لاتین، روابط دیپلماتیک نزدیک‌تری با اسرائیل دارد.

احمدی‌نژاد تقریباً از انجام این سفر بازماند، چرا که نیروهای امنیتی در فرودگاه تهران مانع او شدند و از صدور کارت پرواز و اجازه خروجش از کشور خودداری کردند. او دست به تحصنی چندساعته در فرودگاه زد؛ اقدامی که با گرفتن عکس یادگاری همراه با مسافران عادی ایرانی و کارکنان فرودگاه و شرکت‌های هواپیمایی و همچنین انتشار خبرها و تصاویر در شبکه‌های اجتماعی‌اش، به صحنه‌ای خبرساز و مورد توجه عموم تبدیل شد.

سرانجام، مقامات ایرانی به احمدی‌نژاد اجازه دادند سوار هواپیما شود و در آن کنفرانس شرکت کند. احمدی‌نژاد در یکی از ویدئوهای مربوط به این سفر گفت: «برخی به من گفتند که به گواتمالا نروم؛ من به آنها گفتم که برادرم، وزیر محیط زیست، مرا دعوت کرده است. این کشور در آمریکای لاتین بسیار حائز اهمیت است.»

سال بعد، او برای شرکت در کنفرانس دانشگاه «لودوویکا» نخستین سفر خود را به مجارستان انجام داد و در بوداپست با آقای «بارنیا» — که تا ماه پیش به مدت پنج سال ریاست موساد را بر عهده داشت — دیدار کرد. مجارستان که در آن زمان تحت رهبری نخست‌وزیر راستگرا، ویکتور اوربان، اداره می‌شد، شاید بیش از هر کشور اروپایی دیگری با اسرائیل روابط نزدیکی داشت و اوربان و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به کشورهای یکدیگر سفر می‌کردند. نتانیاهو نیز در آوریل ۲۰۲۵ در دانشگاه لودوویکا — که جایزه خدمات عمومی را به او اهدا کرد — سخنرانی داشت.

دو ماه بعد، احمدی‌نژاد به بوداپست بازگشت؛ آن هم درست چند روز پیش از آنکه اسرائیل جنگی را علیه ایران آغاز کند. این سفر پوششی برای دیدار او با عوامل اطلاعاتی اسرائیل بود. محافظان ایرانی او از یگان «انصار» سپاه که در تمام سفرهای خارجی همراه آقای احمدی‌نژاد بودند، گزارش دادند که او در جریان سفر ژوئن ۲۰۲۵، دست‌کم در دو نوبت موفق شده بود از چنگ تیم حفاظتی خود بگریزد و برای شرکت در جلساتی طولانی ناپدید شود.

به گفته دو تن از اعضای سپاه و یک مقام اطلاعاتی، محافظان در گزارشی درباره این سفر اعلام کردند که بابت این ناپدید شدن‌ها از احمدی‌نژاد توضیح خواسته‌اند و او در پاسخ گفته است که مشغول دیدار با استادان دانشگاه بوده است. رئیس‌جمهوری پیشین ایران در کنفرانس دانشگاه به زبان انگلیسی سخنرانی کرد و با کنار گذاشتن آیه قرآنیِ همیشگی‌اش — که پیش‌تر در آغاز تمام سخنرانی‌ها تلاوت می‌کرد — حاضران را غافلگیر ساخت.

بر اساس ویدئوهایی که از این سفر در صفحه شبکه‌های اجتماعی او منتشر شده است، وی با کت‌وشلواری خوش‌دوخت و سرمه‌ای‌رنگ، درباره «انسانیت مشترک» و «نظم جهانی در حال تغییر» سخن گفت و دیدگاه‌های خود را پیرامون چگونگی شکل‌گیری جهانی نو ارائه کرد. او نسخه‌ای از «شاهنامه» اثر فردوسی، شاعر کهن ایرانی، را به «دلی» (رئیس دانشگاه) هدیه داد و آقای دلی هم نشان دانشگاه را به احمدی‌نژاد تقدیم کرد.

دلی در مصاحبه‌ای در ماه گذشته اظهار داشت که در جریان دعوت از احمدی‌نژاد، نقش یک «اشترومان» (Strohmann) — واژه‌ای آلمانی به معنای «مهره ظاهری» یا «عروسک خیمه‌شب‌بازی» — را ایفا کرده است. آقای احمدی‌نژاد از اواخر ماه فوریه — زمانی که با یک خودرو پژوی مشکی به سرعت از منزلش در تهران منتقل شد — تا هفته گذشته در انظار عمومی دیده نشده بود. او دوشنبه گذشته، حضوری کوتاه و غیرمنتظره در مراسم تشییع پیکر آیت‌الله خامنه‌ای داشت.

ویدئوهای این مراسم، احمدی‌نژاد را در حالی نشان می‌داد که با وجود گرمای شدید هوا (حدود ۳۲ درجه سانتی‌گراد)، کاپشنی ضخیم به تن داشت و ماسک پزشکی‌اش تا زیر چانه پایین کشیده شده بود. دو رئیس‌جمهوری پیشین دیگر ایران که در قید حیات هستند، یعنی حسن روحانی و محمد خاتمی، به این مراسم دعوت نشدند و در هیچ‌یک از آیین‌های خاکسپاری حضور نیافتند. احمدی‌نژاد در حالی که سرش را پایین انداخته بود و سخنی نمی‌گفت، در میان افرادی که به نظر می‌رسید محافظان امنیتی باشند، ایستاده بود.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی