چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۰۱:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
پایان کابوس شارون استون؛ روایت بازیگر نامدار از ترک مواد و بازگشت به زندگی

شارون استون، ستاره سینما و نامزد جایزه اسکار، در گفتگوهایی صریح از جزئیات تکان‌دهنده ترک ماری‌جوانا، قطع خودسرانه داروهای سکته و ماجرای ورود دوباره‌اش به هنر سخن گفت.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از ورایتی، مسیر شارون استون برای قطع کامل مواد و داروها از سال ۲۰۰۱ و پس از سکته مغزی مرگبارش آغاز شد؛ جایی که پزشکان او را زیر رگباری از داروهای سنگین قرار دادند. استون با اشاره به تصمیمی که سپتامبر گذشته برای قطع یکی از داروهای حیاتی‌اش گرفت، می‌گوید: «آن‌ها گفتند: "نمی‌توانی قطعش کنی. هیچ‌وقت نمی‌توانی آن را کنار بگذاری." من هم گفتم: "قطعش می‌کنم"؛ و این کار درست مثل ترک هروئینِ لعنتی بود. چهار ماه و نیم مثل یک سگ رنجور بیمار بودم. فقط با خودم فکر می‌کردم: "می‌خواهم زندگی‌ام را پس بگیرم." در طول این سال‌ها اکثر داروهایی را که برایم تجویز کرده بودند کنار گذاشته بودم، اما با خودم گفتم: "من یک زندگی بدون دارو و مواد می‌خواهم."»

اما داستان به همین‌جا ختم نشد. استون تصمیم گرفت ماری‌جوانا را هم به طور کامل کنار بگذارد، تصمیمی که عواقب جسمی سختی برایش به همراه داشت: «وقتی آن دارو را کنار گذاشتم، تصمیم گرفتم سیگار کشیدن و مصرف ماری‌جوانا را هم ترک کنم. فکر می‌کنم الآن چیزهای زیادی به آن اضافه می‌کنند – واقعاً این کار را می‌کنند – چون وقتی مصرفش را قطع کردم، باز هم بیمار شدم. دیگر این‌طور نیست که گیاه را مستقیماً از خاک بچینی؛ مثل زمان کودکی ما نیست. حدود یک ماه به شدت بیمار بودم. پیش متخصص مغز و اعصابم رفتم و او به من گفت: "شارون، من آدم‌هایی داشته‌ام که در بخش اورژانس به دلیل مصرف ماری‌جوانا جان باخته‌اند." »

استون در عمارتش در بورلی هیلز، در خانه مهمانی که آن را به یک آتلیه هنری تبدیل کرده، مشغول نقاشی روی بوم‌های غول‌پیکر است. او که پیش از ورود به دنیای مد و سینما در رشته هنرهای زیبا درس می‌خواند، در دوران قرنطینه کرونا دوباره به آغوش نقاشی بازگشت؛ بازگشتی که نزدیک بود خانه را به آشوب بکشد.

او تعریف می‌کند: «تمام وسایل را از اتاق خوابم بیرون بردم. خیلی زود مبلمان اتاق خوابم را بخشیدم و یک تخت کوچک گرفتم. مثل این بود که در یک شیروانی هنرمندان فرانسوی با تختی جلوی شومینه زندگی می‌کردم. اتاق خواب زیبایی داشتم، اما روی دیوارها میخ می‌کوبیدم انگار نه انگار که در این خانه مجلل زندگی می‌کنم. روی این دیوار زیبا میخ زدم، شروع به خرید بوم‌های بزرگ‌تر کردم، یک میز بزرگ بالا آوردم و ملاقه‌ها و پارچه‌ها را روی زمین پهن کردم. ماه‌ها و ماه‌ها گذشت.»

این رفتارها واکنش و نگرانی پسرانش (روآن، لرد و کوئین) را در پی داشت. استون با خنده درباره مداخله پسرانش می‌گوید: «آن‌ها داخل می‌آمدند و به من می‌گفتند: "مامان، ما فکر می‌کنیم حداقل باید لباس مناسب بپوشی." من هم می‌گفتم: "این همان حرفی است که پدرم در دهه ۷۰ به من می‌زد." آن زمان جواب نداد، الان هم جواب نمی‌دهد! ممنون از نگرانی‌تان، روز خوبی داشته باشید.»

این اشتیاق بی‌حدومرز در نهایت به ثمر نشست و حالا آثار نقاشی او در گالری‌های معتبر جهان به فروش می‌رسد.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی