روزنامه فرهیختگان نوشت: دولت ترامپ با وجود ازسرگیری حملات هوایی گسترده علیه ایران در ۱۱ روز اخیر، از هرگونه اذعان عمومی به این درگیری خودداری کرده و آن را به عملیاتی بینام و نشان تقلیل داده است. در این مدت، نه رئیس جمهور و نه هیچ مقام ارشد دیگری به طور رسمی درباره اهداف، استراتژی یا تلفات این جنگ سخن نگفتهاند. پنتاگون که در هفتههای ابتدایی جنگ، کنفرانسهای خبری برگزار میکرد، از ماه می تاکنون هیچ نشستی با خبرنگاران نداشته و حتی درخواست ۶۷ میلیارد دلاری بودجه اضطراری برای بازسازی مهمات، بدون اشاره مستقیم به ایران ارائه شده است. این سکوت عجیب، در حالی ادامه مییابد که جنگ از مرزهای نظامی فراتر رفته و زیرساختهای غیرنظامی ایران را هم هدف قرار داده است.
مرگ حداقل ۱۸ سرباز آمریکایی در جریان این درگیری، با بیاعتنایی کمسابقهای از سوی دولت مواجه شده است. پنتاگون ابتدا اعلام کرد دو سرباز کشته شده در اردن، در حمایت از عملیات علیه داعش جان باختهاند و تنها پس از فشارها، به صراحت اذعان کرد که آنها در عملیاتهای خارج از کشور کشته شدهاند. این در حالی است که شمار تلفات آمریکا در این جنگ، از مجموع تلفات سالانه در افغانستان در سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ بیشتر است و تنها اندکی کمتر از کل تلفات ۱۲ ساله عملیات علیه داعش محسوب میشود. با این حال، دولت همچنان از ارائه آمار دقیق و پاسخگویی در قبال جانهای از دست رفته خودداری میکند.
ترامپ که در ابتدا انتظار پیروزی سریعی را داشت، اکنون با جنگی طولانی و فرسایشی روبروست که ارتش آمریکا هیچ آمادگی برای آن نداشته است. نیروهای نظامی بدون برنامهریزی قبلی و با تجهیزات و نیروهایی که از سایر صحنههای نبرد منحل شدهاند، وارد این درگیری شدهاند. استقرار طولانیمدت کشتیهای جنگی، نیروهای از قبل تحتفشار را بیشتر فرسوده کرده و هیچ یک از متحدان آمریکا هم حاضر به تقسیم بار این جنگ نشدهاند. این آشفتگی راهبردی، دولت را در موقعیتی قرار داده که حتی نزدیکترین متحدان ترامپ هم آن را تلهای خودساخته مینامند.
ایران هم با تطبیق با شرایط جدید، تاکتیکهای خود را تغییر داده است. این کشور به جای پهپادهای ارزانقیمت که در روزهای ابتدایی پدافند آمریکا را اشباع میکردند، اکنون از موشکهای بالستیک سریعساخت و ارزانقیمت استفاده میکند که سرعت و قدرت تخریب بیشتری دارند. در هفته گذشته، ایران حداقل سه موشک بالستیک به سمت پایگاههای آمریکا در اردن پرتاب کرد و ویدئوهای منتشرشده نشان میدهد که هیچ تلاشی برای رهگیری این موشکها انجام نشده است. این موضوع نگرانیهایی را در پنتاگون ایجاد کرده که فرماندهان برای صرفهجویی در مهمات پدافندی، امنیت نیروهای خود را به خطر میاندازند.
در کنگره، درخواست بودجه اضطراری هگست و کین با استقبال سردی روبرو شده است. قانونگذاران که از سکوت دولت و عدم شفافیت درباره اهداف جنگ خشمگین هستند، پاسخ روشنی درباره هزینههای هنگفت این درگیری طلب میکنند. یک افسر ارشد سابق نظامی این وضعیت را تلهای خودساخته توصیف کرده و تاکید دارد که دولت با شکستن تمام قواعد دیپلماتیک و نظامی، اکنون در جنگی گرفتار شده که نه حمایت داخلی دارد و نه پشتیبانی بینالمللی. با این حال، به نظر میرسد دولت به جای اعتراف به شکست، مسیر تشدید درگیری را در پیش گرفته است.
در نهایت، ترامپ با دو انتخاب تلخ روبروست: تشدید جنگ و پذیرش تلفات بیشتر و کاهش ذخایر مهمات که به ضرر جمهوریخواهان در انتخابات پاییز تمام خواهد شد، یا عقبنشینی تحقیرآمیز که ایران را در موقعیتی قدرتمندتر از دهههای اخیر باقی میگذارد. با این حال، اظهارات اخیر ترامپ در کنار رهبر لبنان که گفت ما اصلا تمام نشدهایم و تهدید به بمباران کوه پیکاکس، نشان میدهد که او همچنان به دنبال ادامه این مسیر است. همزمان، یمنیها هم قصد خود را برای بستن بخشهایی از دریای سرخ اعلام کردهاند که میتواند بحران انرژی جهانی را به سطحی بیسابقه برساند. جنگی که با سکوت آغاز شد، اکنون دارد به فاجعهای تبدیل میشود که نه نامی دارد و نه پایانی.