مینا حیدری
جنگ فقط مراکز شهری را هدف نگرفته، بلکه آرامش، معیشت و امنیت روانی مردم را هم دچار آسیب کرده است
جنگ، فقط در میدان نبرد جریان ندارد؛ دامنه آن تا خانهها، محل کار، بازار و زندگی روزمره مردم امتداد پیدا میکند. اگرچه شدت و شکل درگیریها در شهرهای مختلف جنوب کشور یکسان نیست، اما روایت شهروندان اهواز، چابهار و بندرعباس نشان میدهد آنچه بیش از هرچیز زندگی مردم را تحتتأثیر قرار داده، احساس نااطمینانی، فشارهای اقتصادی، اختلال در فعالیتهای روزمره و نگرانی دائمی نسبت به آینده است. زندگی در این شهرها متوقف نشده اما آرامش مانند گذشته در تاروپود زندگی مردم نیست.
اقتصاد؛ نخستین قربانی جنگ
رسول عودهزاده، شهروند اهوازی در گفتگو با «اطلاعات» با تشریح پیامدهای جنگ بر زندگی مردم خوزستان اظهار میکند: نخستین اثر درگیریها، بر اقتصاد و اشتغال مردم نمایان میشود.
به گفته او، بخش قابلتوجهی از اشتغال مردم جنوب، به کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته است و بسیاری از خوزستانیها، بوشهریها و شیرازیها سالهاست برای کار راهی کویت و امارات میشوند. اما همزمان با آغاز جنگ، گروهی از آنان دیگر امکان بازگشت به محل کار خود را پیدا نمیکنند و در نتیجه ویزا یا اقامتشان باطل میشود. این افراد که عمدتا کارگران، صاحبان مشاغل کوچک و فعالان بخش خصوصی هستند، ناچار به بازگشت میشوند و همین موضوع بر شمار بیکاران استان میافزاید.
او میگوید: اقتصاد شهرهای مرزی خوزستان نیز به دلیل وابستگی به تجارت با کشورهای همسایه آسیب میبیند. با تشدید درگیریها بخش عمده صادرات و واردات متوقف میشود و بازارهایی که پیش از آن رونق نسبی داشتند، دوباره وارد رکود میشوند. پس از دوره آتشبس، بازار خودروهای وارداتی منطقه آزاد اروند جانی دوباره گرفته بود، اما با ازسرگیری حملات، این رونق از بین رفت و اکنون فقط بخشی از مبادلات از طریق مرزهای شلمچه و چذابه و آن هم به صورت محدود انجام میشود.
عودهزاده اعتقاد دارد جنگ، فقط مسیر تجارت را مختل نمیکند، بلکه تصمیمهای روزمره خانوادهها را نیز تحتتأثیر قرار میدهد. بسیاری از شهروندان، خرید و فروش خانه و خودرو، جابجایی محل سکونت و حتی سفرهای تابستانی خود را به تعویق میاندازند، زیرا هیچ تصویری از آینده پیش روی خود نمیبینند.
انفجارهایی که تا خانهها میرسد
اگرچه بیشتر حملات در اطراف اهواز و مراکز نظامی رخ میدهد، اما به گفته مجتبی نریمان، دیگر شهروند اهوازی، شدت انفجارها به اندازهای است که لرزش آن در سراسر شهر احساس میشود. او میگوید حتی زمانی که مناطقی مانند حمیدیه هدف قرار میگیرند، صدای انفجار و لرزش شیشهها در محلههایی مانند زیتون کارمندی، کیانپارس و پادادشهر نیز احساس میشود.
او تأکید میکند: زندگی در شهر متوقف نشده و مردم همچنان به کار و فعالیت روزانه خود ادامه میدهند، اما فضای روانی ناشی از جنگ بر همهچیز سایه انداخته است. به گفته وی، مهمترین مشکل این روزهای اهواز، فقط صدای انفجارها نیست؛ بلکه خاموشیهای مکرر در گرمای طاقتفرسای جنوب، زندگی را برای مردم دشوارتر کرده است.
در روزهایی که دمای هوا از ۵۰ درجه سانتیگراد نیز فراتر میرود، قطع برق به معنای از کار افتادن سیستمهای سرمایشی و حتی پمپهای آب مجتمعهای مسکونی است. عودهزاده میگوید شهروندان در بسیاری از ساعات، همزمان با قطعی برق و آب روبرو میشوند و این مسأله، فشار مضاعفی بر زندگی روزمره آنان وارد
میکند.
نریمان میافزاید: اگرچه برنامه برخی خاموشیها از قبل اعلام میشود، اما قطع برق خارج از برنامه نیز بارها رخ میدهد و فقط چند دقیقه پس از خاموش شدن کولرها، ماندن در خانه تقریبا غیرممکن میشود.
کودکان و سالمندان؛ آسیبپذیرترین قربانیان
روایت شهروندان اهوازی نشان میدهد آثار جنگ بیش از همه بر کودکان و سالمندان نمایان میشود. عودهزاده میگوید: کودکان شبها از ترس کنار والدین خود میخوابند و سالمندان نیز بیش از دیگران از فشارهای روانی ناشی از جنگ آسیب میبینند.
او با اشاره به حمله به بیمارستان بقایی اهواز میگوید: پس از این حادثه، برخی سالمندان بستری، در حالی که هنوز سرم به دست داشتند، با لباس بیمارستان از ساختمان خارج میشدند. به گفته وی، حتی سالمندانی که مستقیما در معرض حملات قرار نگرفتهاند نیز با افزایش فشار خون، تشدید بیماریهای زمینهای و کاهش اشتها روبرو هستند. او مادر ۷۲ ساله خود را مثال میزند که در روزهای جنگ، نگرانی دائمی درباره اعضای خانواده، وضعیت جسمی او را نیز تحتتأثیر قرار داده است.
وی همچنین از جان باختن یک جوان اهوازی در نزدیکی بیمارستان شفا یاد میکند؛ جوانی که هنگام انتقال پدر بیمارش برای سوختگیری در پمپ بنزین توقف کرده بود و همزمان با حمله به محدوده بیمارستان، جان خود را از دست داد؛ روایتی که به گفته او نشان میدهد جنگ، فقط نظامیان را درگیر نمیکند و شهروندان عادی نیز قربانی آن
میشوند.
چابهار؛ شهری آرام، اما درگیر معیشت
روایت ساکنان چابهار نشان میدهد که در این شهر، اگرچه امنیت نسبی برقرار است و مناطق مسکونی از حملات مستقیم در امان ماندهاند، اما آثار اقتصادی جنگ به شکل ملموسی بر زندگی مردم سایه انداخته است.
حسین مهاجری، از ساکنان چابهار، در گفتگو با «اطلاعات» اظهار میکند: دشمن در اینجا فقط با مراکز نظامی و محدوده بنادر را هدف قرار میدهد و تاکنون هیچیک از منازل یا اماکن عمومی هدف حمله قرار نگرفته است. مردم به تدریج با شرایط موجود کنار میآیند و نگرانی از حملات، جای خود را به دغدغههای معیشتی میدهد.
او مهمترین پیامد جنگ را افزایش هزینههای زندگی میداند و میگوید: هر بحرانی، پیش از هرچیز، بازار سوخت را تحت تأثیر قرار میدهد. به گفته وی، با آغاز بحران، قیمت بنزین آزاد به سرعت افزایش پیدا میکند و همین مسأله، هزینه رفتوآمد و حملونقل را بالا میبرد. از آنجا که بخش زیادی از مردم چابهار از خودروهایی با مصرف سوخت بالا استفاده میکنند و گرمای شدید هوا نیز استفاده از کولر را اجتنابناپذیر میسازد، هزینه سوخت به یکی از دغدغههای اصلی خانوارها تبدیل میشود.
مهاجری همچنین به کمبود جایگاههای عرضه سوخت اشاره میکند و میگوید: سهمیه سوخت تغییر محسوسی نمیکند، اما تعداد محدود جایگاهها، صفهای طولانی به وجود میآورد و بسیاری از مردم ناچار میشوند بنزین را با قیمتهای بالاتر تهیه کنند؛ موضوعی که در نهایت بر قیمت کالاها و خدمات نیز اثر میگذارد.
به گفته او اگرچه چابهار از نظر امنیتی نسبت به بسیاری از شهرهای دیگر وضعیت آرامتری دارد، اما فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای معیشت، زندگی روزمره مردم را دشوارتر کرده است.
بندرعباس؛ ادامه زندگی در میان اضطراب
در بندرعباس نیز زندگی متوقف نشده است؛ خیابانها، بازار و رفتوآمدهای روزانه همچنان جریان دارد، اما ساکنان شهر میگویند صدای انفجارهای شبانه و نگرانی دائمی از امنیت خانوادهها، آرامش را از زندگی آنان گرفته است.
سارا چشمبهراه، از ساکنان بندرعباس در گفتگو با «اطلاعات» اظهار میکند: انفجارهای شبانه به اندازهای شدید است که لرزش آن در داخل خانهها نیز احساس میشود. مسئولان اعلام کردهاند در صورت وقوع حادثه در مناطق مسکونی اطلاعرسانی خواهند کرد، اما درباره حملاتی که اهداف نظامی را هدف قرار میدهد، از مردم خواسته میشود از انتشار اخبار و گمانهزنی درباره محل وقوع انفجارها خودداری کنند.
وی با اشاره به حمله به یکی از محلههای قدیمی بندرعباس میگوید: در این حادثه، یک مادر جان خود را از دست داده و یک کودک خردسال نیز به شدت مجروح شده است. او همچنین توضیح میدهد که نزدیکی محل سکونتش به یکی از مراکز نظامی باعث میشود دود ناشی از حملات از خانه قابل مشاهده باشد و همین موضوع، اضطراب خانوادهها را دوچندان میکند.
خانم چشمبهراه، بیشترین نگرانی خود را مربوط به کودکان و سالمندان میداند. او میگوید: فرزندش که پیشتر تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته است، با شنیدن صدای انفجارها دچار استرس شدید میشود. به گفته وی، اکنون حتی رفتن کودک به مسجد یا زمین فوتبال نیز با نگرانی همراه است، زیرا خانوادهها هیچ اطمینانی ندارند که کدام نقطه ممکن است هدف حمله قرار گیرد.
او همچنین از وضعیت مادر سالمندش سخن میگوید و میافزاید که وقتی صدای انفجار به گوش میرسد، مادرش دچار اضطراب میشود و اعضای خانواده همواره نگران هستند که اگر حادثهای در نیمهشب رخ دهد، چگونه میتوانند به او کمک کنند.
این شهروند بندرعباسی با اشاره به ادامه تردد در سطح شهر میگوید: اگرچه زندگی روزمره جریان دارد و در روزهای اخیر، قطعی برق نیز گزارش نشده اما احساس ناامنی همچنان بر رفتار و تصمیمهای مردم سایه انداخته است. به گفته او بسیاری از شهروندان هنگام عبور از مسیرهای ارتباطی و نقاط حساس، ناخواسته نگران وقوع حمله احتمالی هستند و این اضطراب به بخشی از زندگی روزانه آنان تبدیل شده است.
آنچه در آمار دیده نمیشود
روایت شهروندان اهواز، چابهار و بندرعباس نشان میدهد پیامدهای جنگ، بسیار فراتر از خسارتهای نظامی و تخریب زیرساختهاست. در اهواز، اقتصاد، اشتغال، خدمات شهری و سلامت روان مردم همزمان تحتتأثیر قرار میگیرد؛ در چابهار، اگرچه امنیت نسبی برقرار است، اما افزایش هزینههای معیشت و سوخت، فشار مضاعفی بر خانوارها وارد میکند و در بندرعباس، نگرانی دائمی برای امنیت کودکان، سالمندان و اعضای خانواده، به بخشی از واقعیت زندگی مردم تبدیل میشود.
وجه مشترک روایت همه این شهروندان، ادامه داشتن زندگی در کنار نااطمینانی است؛ مردمی که همچنان کار میکنند، فرزندانشان را به خارج از خانه یا زمین بازی میفرستند، خرید میکنند و در خیابانها رفتوآمد دارند، اما همزمان هر صدای انفجار، هر خبر درگیری و هر خاموشی، برایشان یادآور این واقعیت است که جنگ دیگر خطوط مقدم ندارد و آرامش، امنیت روانی و معیشت مردم عادی را نیز نشانه میرود؛ آسیبی که آثار آن، حتی پس از خاموش شدن صدای سلاحها، برای مدتها در زندگی شهروندان باقی خواهد ماند.
شما چه نظری دارید؟