رضا صائمی

در سینمای ایران، بازیگرانی که بتوانند هم مخاطب عام را با خود همراه کنند و هم تحسین منتقدان را برانگیزند، چندان پرشمار نیستند. این دو مسیر معمولاً از نقطه‌ای به بعد از یکدیگر جدا می‌شوند؛ یکی به ستاره شدن می‌رسد و دیگری به اعتبار هنری.
 زنده یاد «اکبر عبدی» اما از معدود بازیگرانی بود که توانست سال‌ها روی مرز این دو جهان حرکت کند. او اگرچه در حافظه جمعی بیش از هر چیز با کمدی شناخته می‌شود، اما کارنامه‌اش نشان می‌دهد که ظرفیت بازیگری او بسیار فراتر از چارچوب‌های مرسوم این ژانر است.
درباره اکبر عبدی، معمولاً نخستین صفتی که به ذهن می‌رسد «کمدین» است. تعبیری که اگرچه نادرست نیست، اما تمام حقیقت را نیز بازگو نمی‌کند. عبدی بیش از آنکه یک کمدین باشد، بازیگری بود که زبان کمدی را به خوبی می‌شناخت. او خنده را نه از دل شوخی‌های کلامی، بلکه از رفتار، موقعیت، بدن و ریتم بازی استخراج می‌کرد. همین ویژگی‌ای بود که بازی او را از بسیاری از کمدین‌های متکی بر دیالوگ متمایز می کرد.
بازیگری که با بدنش حرف می‌زد
بازیگری اکبر عبدی، پیش از آنکه بر کلام استوار باشد، بر بدن بنا شده است. تغییر فرم صورت، شیوه راه رفتن، نوع نشستن، نگاه کردن، مکث‌های حسابشده و حتی سکوت‌هایش، بخشی از شخصیت‌پردازی او هستند. این همان ویژگی‌ای است که بازیگران بزرگ کمدی جهان نیز از آن بهره برده‌اند؛ از 
چارلی چاپلین گرفته تا ژاک تاتی و روبرتو بنینی. عبدی البته هرگز در پی تقلید از این الگوها نبوده، بلکه به زبان شخصی خود در بازیگری رسیده است؛ زبانی که ریشه در فرهنگ ایرانی و شناخت دقیق تیپ‌های اجتماعی دارد.
شخصیت‌هایی که او خلق می‌کرد، معمولاً اغراق‌شده‌اند، اما این اغراق هرگز به تصنع نمی‌رسد، زیرا از دل مشاهده زندگی روزمره بیرون آمده است. مخاطب هنگام تماشای بازی او احساس نمی‌کند با یک تیپ کارتونی مواجه است، بلکه انسانی آشنا را می‌بیند که فقط کمی بزرگنمایی شده است. این همان مرز باریکی است که بسیاری از بازیگران طنز از عبور از آن ناتوان مانده‌اند.
از تلویزیون تا تثبیت در سینما
حضور اکبر عبدی در تلویزیون دهه ۶۰، به‌ویژه در مجموعه «بازم مدرسه‌ام دیر شد»، نخستین نشانه‌های ظهور استعدادی متفاوت را آشکار کرد. او خیلی زود نشان داد که در قاب تلویزیون محدود نمی‌ماند و ظرفیت‌هایش فراتر از نقش‌های کوتاه و اپیزودیک است. ورودش به سینما نیز این پیش‌بینی را تأیید کرد.
دهه ۶۰ و ۷۰، دوران طلایی بازیگری عبدی است. دوره‌ای که تقریباً هر فیلم تازه او، وجه دیگری از توانایی‌هایش را آشکار می‌کرد. همکاری با فیلمسازانی چون:علی حاتمی، کمال تبریزی، داوود میرباقری و دیگر کارگردانان شاخص، فرصتی بود تا او از قالب یک بازیگر صرفاً خنده‌آور فاصله بگیرد و به بازیگری شخصیت‌پرداز تبدیل شود.
درخشش در نقش‌های متفاوت
شاید مهم‌ترین ویژگی کارنامه اکبر عبدی، تنوع نقش‌هایی باشد که پذیرفته است. کمتر بازیگری در سینمای ایران را می‌توان یافت که با چنین جسارتی به سراغ شخصیت‌هایی تا این اندازه متفاوت رفته باشد. او از کودک تا پیرمرد، از روستایی تا شهری، از آدم‌های ساده‌دل تا شخصیت‌های پیچیده و حتی نقش زن را تجربه کرده است.نقش‌آفرینی او درفیلم«مادر»علی حاتمی، نقطه عطفی در کارنامه‌اش محسوب می‌شود. در این فیلم، عبدی ثابت کرد که توانایی‌اش فقط در خلق موقعیت‌های کمیک خلاصه نمی‌شود. او با کمترین اغراق، شخصیتی باورپذیر و سرشار از احساس خلق کرد. اجرایی که هنوز هم یکی از بهترین بازی‌های مکمل سینمای ایران به شمار می‌آید.
در نقطه مقابل،«آدم‌برفی» قرار دارد؛ فیلمی که یکی از دشوارترین تجربه‌های بازیگری عبدی را رقم زد. بازی در نقش زنی که قرار نیست به کاریکاتور تبدیل شود، نیازمند تسلطی کم‌نظیر بر بدن، صدا و جزئیات رفتاری بود. موفقیت عبدی در این نقش، بیش از هر چیز نشان داد که او توانایی عبور از مرزهای متعارف بازیگری را دارد.
سال‌ها بعد نیز در «خوابم می‌آد»، بار دیگر همین توانایی را به نمایش گذاشت. اگرچه گریم فیلم بیش از هر چیز مورد توجه قرار گرفت، اما آنچه شخصیت را باورپذیر می‌کرد، بازی دقیق عبدی بود؛ بازیگری که اجازه نمی‌داد گریم جای شخصیت را بگیرد.
بازیگری که اسیر شهرت نشد
بسیاری از بازیگران محبوب، پس از رسیدن به شهرت، اسیر تصویر تثبیت‌شده خود می‌شوند. مخاطب همان شخصیت همیشگی را طلب می‌کند و بازار نیز از تکرار استقبال می‌کند. اکبر عبدی اما دست‌کم در سال‌های اوج فعالیتش، بارها این تصویر را شکست. او حاضر بود نقش‌هایی را بپذیرد که با کلیشه‌های رایج از یک ستاره کمدی فاصله داشتند.همین روحیه تجربه‌گرایی، کارنامه او را از یکنواختی نجات داد. عبدی هیچگاه بازیگری نبود که صرفاً به تکرار موفقیت‌های گذشته دل خوش کند. حتی اگر برخی تجربه‌ها چندان موفق نبودند، نشان می‌دادند که او همچنان میل به آزمودن مسیرهای تازه دارد.
آفت تکرار در سال‌های اخیر
با این حال، نمی‌توان از فراز و فرودهای کارنامه اکبر عبدی چشم پوشید. از اواخر دهه ۸۰ به بعد، حضور پرشمار او در کمدی‌های تجاری، به تدریج از کیفیت کارنامه‌اش کاست. بسیاری از فیلم‌هایی که او در آنها بازی کرد، بیش از آنکه بر شخصیت‌پردازی استوار باشند، بر شوخی‌های دم‌دستی و موقعیت‌های تکراری تکیه داشتند.این اتفاق البته فقط به انتخاب‌های عبدی مربوط نمی‌شود.
 سینمای ایران در سال‌های اخیر کمتر توانسته  است برای بازیگران مستعد، نقش‌هایی درخور خلق کند. نتیجه آن شده که بسیاری از بازیگران صاحب‌نام، ناچار به تکرار الگوهایی شده‌اند که زمانی نقطه قوت شان بود. عبدی نیز از این قاعده مستثنی نیست. با این همه، حتی در آثار متوسط نیز می‌توان ردپای بازیگر حرفه‌ای را در اجرای او دید. گاهی تنها یک نگاه، یک مکث یا یک واکنش کوتاه از سوی عبدی، بیش از چند صفحه دیالوگ بر مخاطب اثر می‌گذارد. این همان مهارتی است که با تجربه به دست می‌آید و قابل جایگزینی نیست.
میراث یک بازیگر
اکبر عبدی از آن دسته بازیگرانی است که نمی‌توان جایگاهش را صرفاً با تعداد جوایز یا میزان فروش فیلم‌هایش سنجید. اهمیت او در تأثیری است که بر شیوه بازیگری کمدی در ایران گذاشته است. بسیاری از بازیگران نسل‌های بعد، آگاهانه یا ناآگاهانه، از ریتم بازی، بیان بدنی و شخصیت‌پردازی او تأثیر پذیرفته‌اند. او نشان داد که کمدی، ژانری ساده و کم‌اهمیت نیست، بلکه یکی از دشوارترین عرصه‌های بازیگری است؛ جایی که بازیگر باید هم مخاطب را بخنداند و هم شخصیت را باورپذیر نگه دارد. این تعادل، همان نقطه‌ای است که بسیاری از بازیگران از رسیدن به آن بازمی‌مانند.
 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی