محمدرضا نادری گیسور

این روزها موضوع احتمال افزایش قیمت بنزین با هدف مدیریت مصرف آن به بحث روز کارشناسان، دغدغه مسئولان و تیتر درشت رسانه ها تبدیل شده است؛ همان فرآورده ای که تقریبا هر بار افزایش قیمت آن، بحران های بسیار و گاه، خونبار برای ایران به همراه داشته است.
اکنون، در شرایطی که منطقه با ناامنی و تهدیدهای مستمر روبرو است و اقتصاد کشور نیز تحت فشار جنگ، تحریم‌ها و محدودیت‌های مالی قرار دارد، بنزین دیگر تنها یک فرآورده نفتی یا کالای مصرفی نیست، بلکه به سرمایه‌ای راهبردی و بخشی از امنیت ملی تبدیل شده است و انتظار مدیریت میزان مصرف آن از سوی دولت، یک امر عقلانی و منطقی است. بنا به آمارها، در حال حاضر، میزان مصرف بنزین در کشور روزانه حدود ۱۴۰ میلیون لیتر است و با روند کنونی برآورد می شود ظرف ماههای آینده، میزان مصرف روزانه به ۱۶۲ میلیون لیتر و کسری آن به دلیل عدم تکافوی تولید داخلی به ۳۳ میلیون لیتر برسد که باید با هزینه ای گزاف از خارج وارد شود.
از این رو، هر لیتر بنزینی که امروز صرفه‌جویی می‌شود، نه‌تنها هزینه‌های اقتصادی کشور را کاهش می‌دهد، بلکه ظرفیت بیشتری برای پشتیبانی از تولید، حمل‌ونقل، خدمات عمومی و مدیریت بحران فراهم می‌آورد. از این منظر، هدف کاهش روزانه ۱۳ میلیون لیتر مصرف بنزین، معادل حدود ۱۱ درصد از مصرف کشور، یک ضرورت ملی است، نه صرفاً یک برنامه اقتصادی.
در گذشته، افزایش قیمت سوخت معمولاً به‌عنوان سریع‌ترین ابزار کنترل مصرف مطرح می‌شد، اما شرایط کنونی کشور چنین امکانی را محدود کرده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، هر گونه افزایش قیمت بنزین در فضای جنگی و فشارهای معیشتی، می‌تواند آثار اجتماعی و روانی گسترده‌ای در جامعه بر جای بگذارد و هزینه‌هایی فراتر از منافع اقتصادی آن ایجاد کند. بنابراین، سیاست‌گذاری امروز باید بر این اصل استوار باشد که مصرف را بدون افزایش قیمت مدیریت کنیم؛ هدفی که هرچند دشوار است، اما با مجموعه‌ای از اقدامات مدیریتی، فنی و فرهنگی کاملاً دست‌یافتنی خواهد بود.
نخستین محور این راهبرد، کاهش نیاز به استفاده از خودروی شخصی است. هیچ کشوری تنها با توصیه‌های اخلاقی موفق به کاهش پایدار مصرف سوخت نشده است؛ بلکه همواره جایگزین مناسبی برای سفر با خودرو فراهم کرده است. توسعه حمل‌ونقل عمومی، به‌ویژه شبکه‌های ریلی شهری و حومه‌ای، در این میان اهمیت ویژه‌ای دارد. امروز خطوط ریلی موجود در مسیرهایی مانند تهران–کرج، تهران–پرند، تهران–ورامین و سایر شهرهای اقماری، ظرفیت‌هایی هستند که هنوز به طور کامل مورد استفاده قرار نگرفته‌اند. افزایش تعداد واگن‌ها، کاهش فاصله زمانی حرکت قطارها و بهبود دسترسی شهروندان به ایستگاه‌ها می‌تواند هزاران خودروی تک‌سرنشین را از خیابان‌ها خارج کند.
در کنار حمل‌ونقل ریلی، نوسازی و تقویت ناوگان اتوبوسررانی باید در اولویت قرار گیرد. حتی استفاده موقت از اتوبوس‌های استاندارد کارکرده، در مقایسه با تأخیر چندساله در خرید ناوگان جدید، اقدامی منطقی‌تر است. هر اتوبوس شهری که جایگزین ده‌ها خودروی شخصی شود، روزانه صدها لیتر بنزین صرفه‌جویی خواهد کرد.
به علاوه، توسعه استفاده از سوخت های جایگزین بنزین ودر راس آن سی ان جی(گاز طبیعی فشرده شده) که استفاده از آن در این سالها مورد غفلت جدی قرارگرفته است، را نباید از یاد برد. این سوخت هم از نظر ارزانی و هم از نظر دردسترس بودن بسیار با صرفه تر از بنزین است و گسترش استفاده از آن از طریق مشوق های موثر مالی در شرایط فعلی، راهی فوری برای کاهش مصرف بنزین به شمار می رود.
بهای سی ان جی اکنون هر کیلوگرم ۶۵۰ تومان است و پرکردن یک مخزن خودرو گازسوزفقط ۱۰ هزار و ۴۰۰ تومان تمام می شود که در مقام مقایسه، هزینه یک باک ۶۰ لیتری بنزین ۱۵۰۰ تومانی ۸.۶ برابر بیشتر از آن خواهد بود. این اختلاف قیمت در یک باک ۶۰ لیتری بنزین ۵هزار تومانی به ۲۸.۸ برابر می رسد.
همچنین وجود حدود  ۲۳۰۰  جایگاه عرضه سی ان جی و تردد ۴.۵ میلیون دستگاه خودرو دوگانه سوز در کشورکه همه آنها به طور موازی از سهمیه بنزین هم برخوردارند، فرصتی مناسب برای کاهش فوری و قابل توجه مصرف بنزین ایجاد کرده است.
به همین دلیل، دولت باید به فوریت طرح اخیر وزارت نفت مبنی بر رایگان شدن عرضه سی ان جی در هزار جایگاه را به تمام جایگاههای کشور تسری داده و به علاوه هزینه دوگانه سوز کردن تمام انواع خودروها راهم رایگان و فرآیند آن را تسریع کند.
دومین محور، مدیریت تقاضای سفر است. در بسیاری از دستگاه‌های دولتی، شرکت‌های بزرگ و مراکز خدماتی، وجود حجم قابل توجهی از رفت‌وآمدها ضرورتی ندارد. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بخش مهمی از فعالیت‌های اداری، آموزشی و خدماتی می‌تواند به‌صورت دورکاری یا ترکیبی انجام شود. اگر تنها بخشی از کارکنان دولت دو روز در هفته به‌صورت دورکار فعالیت کنند، میلیون‌ها سفر شهری حذف خواهد شد. از سوی دیگر، سازمان‌های دولتی، نهادهای عمومی و شرکت‌های بزرگ می‌توانند با راه‌اندازی سرویس‌های حمل‌ونقل اشتراکی، بخش قابل توجهی از خودروهای شخصی کارکنان را از چرخه تردد روزانه خارج کنند. این سیاست علاوه بر کاهش مصرف سوخت، به روان‌تر شدن ترافیک و کاهش آلودگی هوا نیز کمک می‌کند.
محور سوم، اصلاح مدیریت شبکه توزیع سوخت است. خوشبختانه کشور از زیرساخت کارت هوشمند سوخت برخوردار است؛ ظرفیتی که می‌تواند فراتر از یک ابزار توزیع، به سامانه‌ای برای مدیریت مصرف تبدیل شود. محدود شدن استفاده از کارت‌های آزاد جایگاه‌ها و تأکید بر استفاده از کارت شخصی، رفتار مصرف‌کنندگان را شفاف‌تر می‌کند. همچنین با بهره‌گیری از تحلیل داده‌ها و فناوری هوش مصنوعی، امکان شناسایی کارت‌های اجاره‌ای، الگوهای غیرعادی سوخت‌گیری و مسیرهای احتمالی قاچاق فراهم می‌شود. 
چهارمین محور، ارتقای بهره‌وری ناوگان موجود است. بخش قابل توجهی از خودروهای کشور به دلیل فرسودگی یا نگهداری نامناسب، سوختی بسیار بیشتر از استاندارد مصرف می‌کنند. اجرای یک طرح ملی برای معاینه فنی سخت‌گیرانه، تنظیم موتور، تعویض قطعات فرسوده و کنترل سامانه‌های آلایندگی، می‌تواند مصرف سوخت میلیون‌ها خودرو را بدون نیاز به سرمایه‌گذاری سنگین کاهش دهد. حتی کاهش چند درصدی مصرف هر خودرو، در مقیاس ملی به صرفه‌جویی میلیون‌ها لیتر بنزین در ماه منجر خواهد شد. در نتیجه، لازم است دولت معاینه خودروها را هر چه بیشتر جدی بگیرد و سختگیرانه تر عمل کند.
در همین چارچوب، تسریع در خروج خودروهای بسیار فرسوده، به‌ویژه تاکسی‌ها، وانت‌ها و خودروهای خدماتی، از اهمیت بالایی برخوردار است. 
مدیریت هوشمند ترافیک نیز نباید نادیده گرفته شود. بخش قابل توجهی از بنزین کشور در ترافیک‌های سنگین و توقف‌های طولانی خودروها مصرف می‌شود. هماهنگ‌سازی چراغ‌های راهنمایی، اصلاح هندسی تقاطع‌ها، اطلاع‌رسانی مسیرهای جایگزین و محدود کردن تردد خودروهای سنگین در ساعات اوج، می‌تواند علاوه بر کاهش زمان سفر، مصرف سوخت را نیز به شکل محسوسی کاهش دهد.
اما شاید مهم‌ترین ضلع این راهبرد، مشارکت مردم باشد. تجربه تاریخی ایران نشان داده است که در شرایط دشوار، سرمایه اجتماعی و روحیه همبستگی ملی، بزرگ‌ترین پشتوانه کشور است. همان‌گونه که در سال‌های دفاع مقدس، مردم با احساس مسئولیت ملی در کنار یکدیگر ایستادند، امروز نیز می‌توان از همین سرمایه اجتماعی برای مدیریت مصرف انرژی بهره گرفت. پویش هایی مانند «سه‌شنبه‌های بدون خودرو»، «هم‌سفری با همکاران»، «یک خودرو برای یک خانواده در روزهای کاری» یا استفاده بیشتر از حمل‌ونقل عمومی، اگر با اطلاع‌رسانی صحیح و مشارکت رسانه‌ها همراه شود، می‌تواند به یک حرکت فراگیر اجتماعی تبدیل شود.
با نگاهی گذرا به وضعیت تردد خودروها به ویژه در درون شهرها می توان دریافت بسیاری از خودروها به صورت تک سرنشین در حال حرکت هستند. حتما، باید برای مدیریت این وضعیت چاره ای اندیشید.البته این مشارکت زمانی پایدار خواهد بود که مردم احساس کنند دولت نیز همزمان در حال اصلاح رفتار خود است. کاهش مصرف سوخت در ناوگان دولتی، حذف سفرهای غیرضروری مدیران، کنترل مأموریت‌های اداری، شفافیت در مدیریت انرژی و مقابله قاطع با قاچاق، این پیام را منتقل می‌کند که صرفه‌جویی یک مسئولیت مشترک است، نه صرفاً مطالبه‌ای از مردم.
واقعیت آن است که کاهش عمومی مصرف روزانه بنزین، نه با یک تصمیم و نه با یک بخشنامه محقق می‌شود. این هدف نیازمند یک بسته سیاستی هماهنگ است؛ بسته‌ای که از یک سو، حمل‌ونقل عمومی را تقویت کند، و از سوی دیگر، مصرف غیرضروری را کاهش دهد، بهره‌وری خودروها را افزایش دهد، مدیریت هوشمند سوخت را به کار گیرد و در نهایت، مردم را به عنوان شریک اصلی این حرکت ملی به میدان بیاورد.  تجربه نشان می دهد نگریستن به راهکار افزایش قیمت بدترین راه برای مدیریت مصرف بنزین است .راه را گم نکنیم.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی