رامتین مرتضوی

هفته گذشته، هزاران نوجوان برای دیدن یک یوتیوبر کمدین نوجوان با بیش از 1.5میلیون نفر دنبال‌کننده در اینستاگرام در پایتخت گرد هم آمدند و صحنه‌ خیلی زود، شبیه به یک شورش دسته‌جمعی در زندان گوانتانامو شد!؛ مملو از هرج‌ومرج، ازدحام و خشونت. حتی فیلم‌های مراسم، نشان می‌داد که فشار جمعیت، باعث شده فرد مذکور به داخل آبنمای یکی از پاساژهای پایتخت سقوط کرده و آسیب‌ جسمی جدی ببیند.
پس از این اتفاق هم طبق معمول، جامعه به دو نیمه تقسیم شد؛ عده‌ای شروع کردند که: «بله، نسل جدید نابود شده و دیگر امیدی نیست» و عده‌ای هم بدتر از آن، باز به دنبالِ دکمه فیلترینگ گشتند؛ مثل هر مسأله دیگری در این کشور که اگر با یک کلیک حل نشود، اصلا مسأله نیست.
من از اصل ماجرا تعجب نکردم؛ دنیا سال‌هاست که بخواهیم یا نخواهیم، عوض شده و ما هنوز به دنبال جواب‌ِ سؤال‌های قدیمی می‌گردیم. به نظر می‌رسد که سؤال مناسب، دیگر این نیست که چرا یک یوتیوبر می‌تواند چندصد نفر را به خیابان‌ها بکشاند، اما یک فیلسوف، یک استاد دانشگاه، یک جامعه‌شناس، یک نویسنده یا یک روزنامه‌نگار، دیگر چنین توانی ندارد.
جامعه‌شناس فرانسوی، «گی دوبور»، 60سال پیش در «جامعه نمایش» از جامعه‌ای حرف می‌زد که در آن، تصویر، کم‌کم جای واقعیت را می‌گیرد. چند سال بعد، «نیل پستمن» نیز هشدار داد که ممکن است روزی نه با زور حکومت‌ها، بلکه با سرگرمی، خودمان از فکر کردن فرار کنیم. حرف‌هایی که شاید آن روزها، کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسید و امروز، کافی است که صفحه اکسپلور اینستاگرام را باز کنیم تا ببینیم خیلی هم شعار نبوده‌اند.
اشتباه نکنیم، این یادداشت علیه یوتیوبرها نیست؛ اتفاقا اگر کسی توانسته میلیون‌ها نفر را پای محتوای خود بنشاند، یعنی زبانِ دوره خود را فرا گرفته. مسأله اینجاست که کسانی که ادعای تولید محتوای فاخر دارند، هنوز هم با زبان 20سال پیش حرف می‌زنند و سپس، از بی‌توجهی مردم و سقوط فرهنگ می‌نویسند. الگوی امروز، الگوی توجه است و هرکس که بتواند تنها چند ثانیه بیشتر چشم مخاطب را نگه دارد، برنده خواهد بود. الگوریتم نه فضیلت را می‌شناسد، نه حقیقت را و برای آن، تنها یک چیز مهم است، مکث انگشت روی صفحه گوشی!
پس به جای اینکه هر بار از خود بپرسیم چطور باید جلوی اینفلوئنسرها را گرفت، باید پرسید چرا اندیشه دیگر جذاب نیست یا دقیق‌تر، چرا اندیشه دیگر جذاب روایت نمی‌شود؟ بحران اصلی، زیاد شدن یوتیوبرها نیست؛ کم شدن آدم‌هایی است که می‌توانند فکر را بدون رانت، بدون محکوم کردن دیگران، بدون دشمن‌تراشی، بدون انگ زدن به دیگری، بدون تریبون و بالاخره بدون احساس داشتن برتری، به زبان مردم ترجمه کنند و وقتی صحنه از این‌گونه نخبگان خالی شد، طبیعی است که هرکسی بتواند توجه را به ارزان‌ترین شکل ممکن به‌دست آورد.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی