چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۰۰
نظرات: ۰
۰
-
قدرت نظامی آمریکا به تنهایی برای غلبه بر ایران کافی نیست؛ حماقت ترامپ برای حمله زمینی عملی می‌شود؟

آیا ایران در جنگی که خود آغازگر آن نبوده، علیه آمریکا پیروز شده است؟ این پیروزی از هیچ منظر نظامی متعارف درک‌شدنی نیست؛ حدود ۳۵۰۰ ایرانی کشته شده‌اند و بمباران بین ۱۵۰ تا ۲۷۰ میلیارد دلار خسارت به بار آورده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین به نقل از گاردین، با این حال، تصمیم دونالد ترامپ برای توقف، به جای تشدید بمباران ۱۳ شب تابستانی در واقع نشان‌دهنده درجه‌ای از درک این موضوع است که ایالات متحده نمی‌تواند تنها با قدرت نظامی به اهداف خود دست یابد.

اچ. ای. هلیر، متخصص خاورمیانه در موسسه سلطنتی خدمات متحد، گفت: «معیار اولیه ایران برای پیروزی صرفاً بقا بود. اگر چیزی مطرح شده باشد، این است که این معیار مطرح شده است. رژیم نشان داده است که به جایی نمی‌رسد و تهران محاسبات مربوط به تنگه هرمز را تغییر داده است.»

پنج ماه گذشته به روشنی نشان می‌دهد که چگونه یک درگیری نامتقارن می‌تواند ورق را برگرداند. تنها کاری که ایران، با کمک جغرافیای وسیع و کوهستانی خود، باید انجام دهد، حفظ توانایی موشکی و پهپادی کافی برای ترساندن کشتی‌های تجاری از استفاده از تنگه هرمز است. این یک مانع کوچک است که ارتش ایران هنوز در حال پاکسازی آن است.

هفته گذشته دو نفتکش در شمال عمان مورد حمله قرار گرفتند. یکی از آنها در موتورخانه آتش گرفت و قبل از اینکه به عمان یدک کشیده شود، مجبور به تخلیه شد. این یکی از معدود حملات جدی به کشتی‌های تجاری است که در طول تشدید تقریباً دو هفته‌ای جنگ در ماه ژوئیه رخ داده است.

در همین حال، ایالات متحده حداقل 38 میلیارد دلار هزینه کرده و بیش از 1000 موشک کروز تاماهاوک و 1100 موشک کروز Jassm به ارزش 2.6 میلیون دلار، طبق برآوردهای اندیشکده CSIS، برای بمباران اهداف در ایران استفاده کرده است که یک‌سوم و یک‌چهارم کل ذخایر است. تاماهاوک‌ها که هر کدام تا 3.6 میلیون دلار قیمت دارند، ممکن است تا سال 2031 جایگزین نشوند.

جای تعجب است که ایالات متحده اجازه داده است مهمات کلیدی با چنین سرعتی از رده خارج شوند. روز دوشنبه ترامپ تا حدودی سعی کرد اوکراین را مقصر جلوه دهد و استدلال کرد که «کمک‌های نظامی زیادی» به کیف داده شده است - گرچه واقعیت این است که به اوکراین هرگز موشک‌های کروز دوربرد داده نشده، بلکه فقط سامانه‌های دفاع هوایی پاتریوت داده شده است.

رهگیرهای موشک پاتریوت به شدت کاهش یافته‌اند، حدود ۱۰۰۰ موشک یا ۵۰٪ از کل ذخایر ایالات متحده و این سوال را مطرح می‌کند که آمریکا چقدر می‌تواند به دفاع از پایگاه‌های خود در خلیج فارس ادامه دهد. در طول ۳۸ روز نبرد سنگین در بهار، تعداد بیشتری از این موشک‌ها استفاده شده تا ۶۰۰ موشکی که اوکراین می‌گوید در طول چهار سال جنگ دریافت کرده است.

تشدید تازه تنش‌ها در دریای سرخ از سوی حوثی‌ها، متحدان ایران در یمن، اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند. این گروه از مرحله اول جنگ ایالات متحده و ایران در بهار کنار گذاشته شد، اما در حالی که عربستان سعودی به دنبال تغییر مسیر ترافیک نفت از طریق دریای سرخ است، حملات خود را افزایش داده و روز شنبه یک پالایشگاه در شهر جیزان عربستان را هدف قرار داده‌اند.

در همین حال، هدف اصلی اعلام‌شده‌ جنگ ایالات متحده، ممکن است بارها تغییر کرده باشد، اما همیشه حداکثری بوده است - چه تغییر رژیم (همان‌گونه که با ترور رهبر عالی ایران نشان داده شد)، چه نابودی کل برنامه موشکی ایران یا، همان‌گونه که اغلب گفته می‌شود، جلوگیری از دستیابی کشور به سلاح هسته‌ای.

با این حال، ایالات متحده هیچ وسیله‌ای برای اجرای این سطح از تقاضا بدون اعزام نیروهای زمینی به تعداد زیاد برای اشغال تهران ندارد - اقدامی بعید که ایالات متحده نشانه‌هایی از آمادگی برای آن نشان نداده است. تهدیدهای قبلی ترامپ برای بمباران نیروگاه‌های ایران برای وادار کردن رژیم به تسلیم، نگرانی‌هایی را ایجاد کرده که این تهدیدها به منزله‌ جنایات جنگی باشند و او در ماه آوریل و دوباره هفته‌ گذشته از این تهدیدها صرف نظر کرد.

پیتر ریکتس، مشاور سابق امنیت ملی بریتانیا، گفت: «فکر نمی‌کنم بتوان ایرانی‌ها را با بمباران وادار به پذیرش شرایط ایالات متحده کرد. تا زمانی که آمریکا نپذیرد که نمی‌تواند با بمباران به خواسته‌های خود برسد، ایران اهرم مؤثری دارد. تهران می‌تواند درد را تحمل کند و آنها می‌دانند که می‌توانند تنگه را با تأثیر اقتصادی که بر ایالات متحده دارد، ببندند.»

وضعیت حاصل چیزی است که ریکتس آن را «تسلط تشدید» می‌نامد که به گفته او به نفع ایران است. تهران، که با فشار ایالات متحده برای کنار گذاشتن برنامه هسته‌ای خود مواجه است، می‌تواند مذاکرات صلح را به تعویق بیندازد، منتظر بماند تا کاخ سفید بی‌صبر شود و بمباران را از سر بگیرد، سپس تنگه هرمز را ببندد تا زمانی که ایالات متحده مجبور شود حمله را متوقف کند زیرا قیمت نفت برای مدت طولانی بسیار بالا است.

سپس سوال این خواهد بود که چه کسی سود می‌برد زیرا تعادل ناپایدار ادامه می‌یابد. تهران ممکن است باور داشته باشد که با توجه به اینکه جنگ چقدر نامحبوب است، در حالی که ایالات متحده به سمت انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر می‌رود، اهرم فشار دارد. طبق نظرسنجی رویترز/ایپسوس که روز سه‌شنبه منتشر شد، تنها یک‌سوم از کل آمریکایی‌ها از جنگ حمایت می‌کنند، هر چند این رقم به ۷۱ درصد از جمهوری‌خواهان می‌رسد.

لورل رپ، از اندیشکده چتم هاوس، گفت که «ازسرگیری آتش‌بس و وعده مذاکرات آینده، کم‌خطرترین گزینه برای واشنگتن است» - هر چند اینکه آیا این برای متحد ایالات متحده، اسرائیل، که بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر آن در ماه اکتبر انتخابات خود را برگزار خواهد کرد، جذاب است یا نه، منبع دیگری از عدم قطعیت است.

اما اگر تهران اهرم فشار کوتاه یا میان‌مدت داشته باشد، هر گونه تصوری مبنی بر پیروزی در جنگ اغراق‌آمیز است. هلیر استدلال می‌کند که ایران که مدت‌هاست تحت تحریم‌های غرب قرار دارد، نمی‌تواند بدون توافق با آمریکا بازسازی را تحمل کند: «در نهایت، این برای ایران پایدار نیست، زیرا اقتصاد آن قادر به ادامه حیات نخواهد بود.»

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی