با آغاز جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، تنگه هرمز به یکی از مهمترین اهرمهای تهران در مدیریت معادلات جنگ تبدیل شد. راهبرد ایران برای محدود کردن عبور و مرور در این آبراه راهبردی، به گفته برخی تحلیلگران، توانست بر محاسبات طرف مقابل اثر بگذارد و در نهایت به شکلگیری یک مسیر دیپلماتیک و امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا منجر شد. با این حال، این تفاهم پس از مدتی با سنگاندازی مخالفان توافق در دو کشور و نفوذ سنگین اسرائیل، مسیر دیپلماسی را بار دیگر ناهموار کرد و تفاهمی که اجرا نشده بود پایان یافته تلقی شد. تفاهمی که کفه ترازوی آن به سمت ایران بود و ناظران معتقد بودند که تهران امتیاز بیشتری دریافت کرده است.
اکنون پس از گذشت ۱۳ شب از آغاز دور جدید حملات، تنگه هرمز بار دیگر به یکی از کانونهای اصلی بحران تبدیل شده است. گزارشها و گمانهزنیهای منتشرشده درباره نقش بازیگران منطقهای در روند تحولات اخیر، نشان میدهد معادلات میان ایران، آمریکا و کشورهای حوزه خلیج فارس وارد مرحله پیچیدهتری شده است؛ مرحلهای که در آن، موضوع امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و آینده مذاکرات احتمالی میان تهران و واشنگتن بیش از گذشته به یکدیگر گره خوردهاند. در همین میان طرف عمانی و ایرانی نیز بار دیگر پای میز مذاکره بر سر مدیریت ان نشستند که اگر دستاوری حاصل شد مذاکره با آمریکا را ادامه دهند که تا لحظه نگارش این مطلب هنوز طرف ایرانی و عمانی موضع رسمی درباره نتیجه این مذاکره اعلام نکردهاند.
اما سیدهادی برهانی کارشناس مطالعات اسرائیل و استاد داشنگاه تهران در گفتگو با خبرآنلاین از زوایه دیگری به این موضوع نگاه کرده است. او معتقد است که پیروزی ایران حالا برایش تبدیل به یک تله راهبردی شده است و ممکن است دستاوردهای جنگ را از دست بدهیم چراکه تمامی خسارتها چه برای کشورهای عربی چه برای آمریکا چه ایران همگی اینها به نفع اسرائیل است و شرایع فعلی به نفع هیچ یک از بازیگران منطقه نیست و ایران باید خطای محاسباتی خود را جبران کند و تغییر مسیر دهد.
پیروزی غیرمترقبه موجب ایجاد اشتباهی در محاسبات دستگاه تصمیم گیری در ایران شد
*** آیا ایران در مرحله پس از جنگ، قدرت بازدارندگی خود را درست ارزیابی کرد یا در دام برآورد بیش از حد از موقعیت خود افتاد؟
اوضاع منطقه پس از این حملات بشدت پیچیده شده و در واقع وارد فاز متفاوتی شده است. در دور قبلی درگیریها (حملات چهل روزه) جنگ با حملات غافلگیرانه و تجاوزگرانه آمریکا و اسرائیل شروع شد. این حملات که ارکان کشور و شخصیتهای کلیدی را هدف گرفته بود، کیان ایران را تهدید می کرد. در میانه این تهدید حیاتی ایران مقاومت سرسختانه ای نشان داد و مردم فداکاری زیادی کردند و این امر به ناکام ماندن آن حملات انجامید.
آمریکا و اسرائیل در آن جنگ به اهداف اصلی خود اعم از تغییر رژیم یا حتی تضعیف آن نرسیدند و در نهایت آمریکا به تفاهم نامه ای تن داد که نه تنها اهداف آمریکا در رابطه با ایران را پیش نمی برد بلکه آن را با چالشهای بیشتری روبرو می کرد. می توان منصفانه قضاوت کرد ایران پس از آن جنگ در مذاکره با آمریکا در موقعیت بهتری قرار گرفت.
بستن تنگه هرمز و حملات ایران به پایگاههای آمریکا در کشورهای مختلف در آن جنگ دفاع ایران از موجودیت خود و مشروع تلقی می شد. یعنی نه تنها بخش بزرگی از افکار عمومی منطقه از آن حمایت می کرد بلکه حتی کشورهایی که هدف موشکهای ایران قرار می گرفتند می توانستند آن را بفهمند. این پیروزی غیرمترقبه موجب ایجاد اشتباهی در محاسبات دستگاه تصمیم گیری در ایران شد. تصور شد می توان آن سیاست را در زمان صلح و آتش بس نیز ادامه داد و امتیاز گرفت.
بستن تنگه در اوایل جنگ آنقدر منطقی بود که اروپا هیچ همراهی با آمریکا نکرد؛ این امر ایران را وسوسه کرد که....
*** چرا اقدامی که در زمان جنگ از سوی کشورهای عربی برای ایران مشروع و موفق تلقی شد، پس از آتشبس به عاملی علیه منافع تهران تبدیل شد؟ اساسا با وضعیت فعلی و واکنش متفاوت کشورهای عربی آیا به این معناست است که ایران فرصت یادداشت تفاهم با آمریکا را از دست داد؟ چراکه ناظران بین الملل معتقدند این وزنه این یادداشت به سمت ایران متمایل بود و تهران فرصت سوزی کرده است.
بستن تنگه هرمز در زمان جنگ و در فضای تجاوز آمریکا و اسرائیل به خاک ایران موجه و موفق بود. منطقه و دنیا مخالفت جدی با آن نکرد. حتی کشورهای اروپایی برای بازکردن تنگه با آمریکا همراهی و همکاری نکردند. این امر ایران را وسوسه کرد این سیاست را پس از جنگ نیز ادامه دهد. از این رو پس از امضای یادداشت تفاهم مجددا به بستن تنگه هرمز و زدن کشتی ها روی آورد. این کار مخاطره آمیز بود. زیرا نه از نظر حقوقی توجیه جدی دارد و نه در دنیا کشوری طرفدار آن است. بلکه تقریبا همه در دنیا مخالف آن هستند به ویژه کشورهای منطقه.یک طرف قضیه تنگه هرمز و بستن و اداره آن کشور عمان است که در این زمینه با ایران اتفاق نظر ندارد.
کشورهای منطقه در حال تغییر موضع در قبال ایران هستند واین مسئله کم اهمیتی نیست
در دور قبلی جنگ کشورهای منطقه مانند عراق و قطر و .. که از بستن تنگه هرمز متضرر می شدند می توانستند تا حدودی موضع ایران را بفهمند اما الان همه این کشورها از ایران فاصله گرفته و به انتقاد صریح از موضع ایران در مورد تنگه هرمز روی آورده اند. امروز همه کشورهای منطقه از جمله پاکستان، عمان، عراق و قطر از مواضع ایران ناراضی و ناراحت به نظر می رسند. در حالیکه این کشورها در دور قبلی درگیری به ایران نزدیک بودند. به نظر می رسد این کشورها در حال تغییر موضع خود در قبال ایران هستند واین مسئله امر کم اهمیتی نیست.
متاسفانه مواضع تندروانه و غیرواقع بینانه در ایران مانع درک ارزش واقعی یادداشت تفاهم شد
نظر کشورهای منطقه این است که یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا سندی کاملا به نفع ایران است و کشورهای منطقه تلاش بسیاری برای تثبیت و امضای این سند کردند و لذا ایران باید حداکثر تلاش را برای حفظ آن می کرد و مشکلات اجرای آن را حتی الامکان از طریق دیپلماسی و همکاری با کشورهای دخیل در این یادداشت به ویژه پاکستان و قطر حل می کرد. اتفاقات داخلی آمریکا نیز نظر کشورهای منطقه را تایید می کند. در واقع امضای این یادداشت تفاهم به دلیل امتیازاتی که به ایران می داد شکستی برای ترامپ در آمریکا تلقی شد. نظرسنجی ها این امر را تایید می کند. لذا شکسته شدن این یادداشت از نظر داخلی آمریکا به نفع ترامپ بود اما به نفع ایران نبود و ایران باید این مهم را درک می کرد. در ایران متاسفانه مواضع تندروانه و غیرواقع بینانه مانع درک ارزش واقعی این یادداشت تفاهم شد.
تمام حملات و خسارات موجود به نفع اسرائیل تمام می شود/ ادامه این وضعیت به نفع اسرائیل و به ضرر کشورهای اسلامی منطقه است
*** آیا محاسبات ایران درباره ادامه فشار بر آمریکا پس از جنگ، پیامدهایی برخلاف اهداف اولیه تهران به همراه داشته است؟ برخی از تحلیلگران در فضای مجازی معتقدند که اقدامات ایران پس از نقض آتشبس به نفع اسرائیل است به این معنا که هرچه اشوب بیشتر شود نتانیاهو راحتتر مجوز یک حمله تمام عیار به ایران را خواهد داشت.
در این دور از حملات ایران و زیرساختهای آن به ویژه در جنوب در معرض خسارات جدی هستند. آمریکا بهانه تازه ای یافته (بستن تنگه هرمز در زمان آتش بس) که به زیرساختهای ایران در منطقه تنگه هرمز حمله کند. از آن طرف اسرائیل در وضعیت مطلوبی قرار گرفته است. در دور جدید حملات نه تنها اسرائیل مورد هدف قرار نمی گیرد و خسارت نمی بیند بلکه تمام حملات و خسارات موجود به نفع اسرائیل تمام می شود. خسارات ایران، خسارات کشورهای عربی و حتی خسارات آمریکا در این جنگ به نفع رژیم صهیونیستی است. خسارات آمریکا می تواند شانس نزدیکی و تفاهم ایران و آمریکا و پیشرفت مذاکرات را کاهش دهد. به نظر می رسد ادامه این وضعیت به نفع اسرائیل و به ضرر کشورهای اسلامی منطقه است.
ایران باید به دنبال اصلاح باشد تا راه حلی برای خروج از وضعیت فعلی که مطلوب اسرائیل است پیدا کند
*** فکر میکنید چه چیز باعث این اشتباه محاسباتی شده؟ و حالا که شده ایران چه راهبردی را در پیش بگیرد؟ آیا هنوز امیدی هست ....
ایران به دلیل موفقیت چشمگیر در بستن تنگه هرمز در جریان جنگ چهل روزه از واقع بینی فاصله گرفت و با خوش بینی فکر کرد می تواند این سیاست را در هر شرایطی ادامه دهد. ضرب المثلی است که می گوید موفقیت شما می تواند دشمن شما شود. این موفقیت موجب اشتباه محاسباتی شد. البته سایر طرفها نیز دچار اشتباه محاسبه شدند. آمریکا هم در جریان دور قبلی جنگ اشتباه محاسبه محرزی داشت. به همین دلیل تلاش کرد آن دور از درگیریها پایان یابد. اما تداوم اشتباه وقتی نتایج آن آشکار شده امری علیحده است. ادامه اشتباه دیگر قابل توجیه و قابل فهم نیست.
ایران در این شرایط باید به دنبال اصلاح باشد و برای این کار باید به کشورهای اسلامی موثر منطقه مانند پاکستان، ترکیه، عمان و قطر و مصر و عربستان نزدیک شود و تلاش کند در مشورت و همفکری با آنها راه حلی برای خروج از وضعیت فعلی که مطلوب اسرائیل است پیدا نماید. این کار امکان پذیر است و دیپلماسی ما قادر است آن را به سرانجام برساند. اعتماد به دیپلماسی برای طی این مسیر ضروری است.