همکار فقید ما، چندین دهه در روزنامه اطلاعات از ارکان تحلیل سیاسی و بررسی اهم مسائل کشور، منطقه و جهان بود. دکتر قاسمزاده در ستون «محک» میهن دوستی و دقت و دانش سیاسی را به هم درآمیخته و این بخش از صفحه ۲ روزنامه را به یکی از یادگارهای تاریخ اطلاعات در سالهای پس از انقلاب بدل ساخت. پس، او در نوشتههایش حضور دارد. به فرموده علامه بیدل دهلوی:
آتش این کاروان در هیچ حال آسوده نیست
بعدِ مردن نیز پروازیست در خاکسترت
او پیشتر، در صدا و سیمای دورانی که مخاطب داشت و برنامههای فاخر و پرمحتوا از آن پخش میشد، بررسی رادیوهای بیگانه را به عنوان یکی از پرمخاطبترین برنامهها عرضه کرد و پس از آن بود که به درخواست زنده یاد آقای دعایی به اطلاعات آمد و تا واپسین روز حیات، قلم و قدم زد. طبعی آرام داشت و کیش او بیآزاری و البته عاشق کتاب و هنرها. خوشنویسی میکرد و قاب و اجزای آن را هم میساخت و در همان اتاق مملو از کتابهایش در کنار تحریریه به دوستان هدیه میداد. ازجمله شعر نیما برای نویسنده، که هنوز بر دیوار است: تو را من چشم در راهم شباهنگام... اما مرگ و هجرت از این خانه بی به و بیوفا، چاره ناپذیر است. و به فرموده استاد و سرور ما حکیم فردوسی، کسی هم از راز آن سر در نمیآورد:
از این راز جان تو آگاه نیست/ بدین پرده اندر تو را راه نیست
خلاصه کنم. در این سنوات اخیر که دشمن بدنهاد و دون مایه بارها خاک وطن را به تعرضات پلید و ناجوانمردانه تخریب کرد و خونین ساخت و از جوانمردان و دلیران میهن درس سخت گرفت و مشت محکم خورد، قاسمزاده بسیار بیقرار و البته با کهولت سن، فعالتر شده بود. خلاصه مصداق این بیت دیگر از بیدل بود:
خصمِ سرکش را فنا ساز از ملایم طینتی
آتش سوزان ندارد چاره جز مردن در آب
یادش گرامی باد و مَرَواد از یاد.
*****
سوای از این تسلا و تسلیت، هفته گذشته، چند رویداد ناگوار رخ داد تا بدانیم در داخل کشور چه دستها در کار است تا در کار دولت خلل ایجاد کند و بلکه دولت را سرنگون کرده. کنارگذاری دولت ملی و مردمی، کار آسانی به نظرشان میرسید و خیالشان تخت که: دولت آن است که بیخون دل آید به کنار!
خلاصه برنامه و آرزویی را میپرورانده که مسعود پزشکیان اول رودر روی رهبری قرار داده شود، دوم آن که استعفا کند و تنها شود. سوم آن که با اتهام سازشکاری و عدول از فرمانهای رهبر انقلاب، اعتبارشان را از بین ببرند. چهارم رئیس و اعضای شورای امنیت را هم ناکار و بلااثر کنند. پنجم جریان تندرو و جمعی از هواداران سخت هسته وارد میدان شوند و خیابان گیری و اختلال در مذاکرات کنند و با تهمت سازشکاری به دولت و وزیر خارجه و هیئت مذاکره کننده و حتی رئیس و اعضای شورای امنیت ملی، کلّ نظام را فلج و بی سر کنند. سپس منویات و مدعیات خود را که ناشناخته هم نیست با تسویه و تصفیه حساب و خالص سازی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی به سرعت اجرا نموده و البته میدانیم که معمولاً در طول تاریخ این رادیکالهای مرموز، در آخر کار چون قادر به درک جامعه و فهمِ پیچیدگی مدیریت آن نیستند و نفوذیها هم میان همین تندروها با شعارهای بسیار تندروانه حضور دارند، چگونه وطن و ملت را یکجا میفروشند و برای نجات خود به همه چیز چوب حراج میزنند.
اما خوشبختانه رهبری فرزانهمان بیدار و هشیار هستند و رئیس جمهور صاحب صدق و صدایی است که رأی اکثریت جمهور به وی داده و ایمان لایزال او به خداوند به او قوّت بخشیده است. پس مدعی را بر سر جای خود نشانده و طی پیامی رهگشا که ابتدا انتشار عمومی یافت تا سانسور نشود و بعد به رسانه ملی داده شد، حرفهای تفرقه افکن و برنامههای فوق و مافوق بکلی بلااثر و خنثی شد.به این گروههای تندرو که علیه صلح و هرگونه مذاکره شعار میدهند حرفی نمیتوان گفت. اما دولت و مذاکرهکنندگان، به جای اظهاراتی که نتیجهای جز تخاصم میان کشورهای همسایه ایران و منطقه ندارد و به تأمین اهداف شوم رژیم صهیون خواهد انجامید، راهی برای کاهش تنش در جنگ یافته و عجالتاً سطح جنگ و تخریب و تنش را به امید بدل سازند. میبینیم که بلافاصله رژیم جنایت پیشه اسرائیل، برای از بین بردن آرامش و مذاکرات تفاهم، به لبنان و ضاحیه و صور و چند نقطه دیگر حمله کرد و با بهانه های ناجوانمردانه کشتار و تخریب عظیم انجام داد. نتانیاهو، درست همان هدفی را دنبال میکند که جنگ طلبان و تندروان داخلی دارند شعارش را می دهند؛ یعنی حساسیت زدایی از جنگ!
آنان بر این باورند که این جنگ باید ادامه یابد تا دشمنی شیعه و سنی، و عرب و فارس ریشهدار شود، ثروت و دارایی و ساختههای ایران و دیگر کشورهای مسلمان تضعیف و نابود شود، مردم به شرایط جنگی و زندگی در خرابهها عادت کنند. لیبی سازی و سوریهسازی و افغانستان سازی از ایران بزرگترین آرزوی رژیم صهیونیستی است. آنها در ابتدا قصد تجزیه ایران را از طریق استانهای غربی و جنوب شرقی را داشتند. اما ناکام شدند و حالا پروژه بلند مدتِ حساسیت زدایی از تخاصم و جنگ، و ایجاد تخریب حداکثری را در پیش گرفتهاند.
بیگمان مقاومت خیرهکننده افسران و سرداران و سربازان وطن، در سپاه و ارتش، یک برگ زرین در تاریخ ایران و جهان است. تسلط بر تنگه هرمز و کنش متحدین ما در جریان بزرگ مقاومت نیز نشانگر برگهای برنده و قدرتمندی است که به هنگام ضرورت میباید از آن بهترین بهرهها گرفته شود. دولت و نیروهای لشکری و دیپلماتهای ما از این قدرت و برتری به خوبی آگاه هستند. بنابراین اجازه نخواهند داد، در یک جنگ فرسایشی، ایران و منطقه تضعیف و تخریب شود و اسرائیلِ غاصب به قدرت برتر تبدیل گردد. این برگهای برنده برای حفاظت از زندگی است نه مرگ، برای ایجاد صلح و بازدارندگی است نه جنگ و ویرانی، برای نشان دادن عظمت و شکوفایی است نه تیرهروزی و ایجاد یک رژیم داعشی و ضد جمهوریت، که هیچ نسبتی با معنویت و عقلانیت و بلندنظری اسلام و تشیع ندارد و روزگار جدید را نمیفهمد.
والسلام