شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
نظرات: ۰
۰
-
[فتح‌الله جوادی] روزتان مبارک، روزگارتان بهتر

مطلبی که در ادامه می‌خوانید، عصر چهارشنبه قلمی شده بود به مناسبت امروز، روز خبرنگار، قبل از آنکه خبر تلخ و ناگوار، سیه‌جامه‌مان کند و به سوگمان بنشاند در فراق یکی از فعالان رسانه‌ای و روزنامه‌نگاران باسابقه...

مطلبی را که در ادامه می‌خوانید، عصر چهارشنبه قلمی شده بود به مناسبت امروز، روز خبرنگار، قبل از آنکه خبر تلخ و ناگوار، سیه‌جامه‌مان کند و به سوگمان بنشاند در فراق یکی از فعالان رسانه‌ای و روزنامه‌نگاران باسابقه، پیشکسوت و شریف عرصه رسانه و مطبوعات و از سرمایه‌های مؤسسه بزرگ اطلاعات برادر فرهیخته بزرگترم دوست ارجمند جناب دکتر سیدابوالقاسم قاسم‌زاده جمعه (دیروز) و در آستانه روز خبرنگار در قطعه نام‌آوران رخ در نقاب خاک نهاد و در این ایام که هنوز بوی اربعین مولایش را دارد، به اجداد طاهرینش پیوست.

و روا نبود این چند خط کوتاه و مختصر، به عنوان کمترین ادای دین، در پیشانی گفتار نیاید.

***
در روز خبرنگار، درست مثل خیلی روزهای دیگر از جمله روز کارگر، بسیاری از وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، مقامات کشوری و استانی، حتی ارگانها و نهادها، مراسمی برگزار می‌کنند و سخنرانانی دعوت می‌کنند و احتمالاً جوایزی هم، برگزیدگان می‌دهند تا این روز را گرامی بدارند. به نشانه اینکه چقدر برای آن حرفه و اهالی آن اهمیت و اعتبار قائلند و چه میزان حرمت آزادی قلم را نگه می‌دارند و بازار سخنرانی‌ها و به قول رنود هندوانه زیر بغل نهادن‌ها داغ می‌شود اما در لایه‌های زیرین این جشن و سرور اوضاع خبر و خبرنگاری و حال روز خبرنگاران همانگونه که می‌دانید و می‌دانیم چندان روبراه نیست چنانکه اوضاع رسانه‌ها و مطبوعات و جرایدمان که از تیراژ روزانه و ماهانه می‌توان به اجمال، حدیث تفصیل آن می‌توان دریافت.

در هر جامعه‌ای برای آنکه خبرنگارانی چیره‌دست و توانمند پرورش یابند باید رسانه‌ها و مطبوعات اثرگذاری هم به عنوان بستر فعالیت و رشد و پویایی و بالندگی پدید آمده باشند اما اینکه چرا شاهد آن نبوده‌ و نیستیم به علل و عواملی برمی‌گردد که فهم و علل ایجابی آن می‌تواند ما را به پاسخ به آن سؤال برساند.

چه خوشمان بیاید یا نه، بدنه خبرنگاری کشور لاغر و نحیف است یا شده. علت آن البته فقدان استعدادهای خوب و خلّاق و با اراده و شجاع و خطرپذیر نیست. بلکه نگاه شکاک و نامهربانی بوده که در اکثر دوره‌ها با آنها داشته‌ایم و به جای آنکه بسط و گسترش روزنامه و روزنامه‌نگاری را یک فرصت حتی امنیّتی بدانیم تهدیدش انگاشته‌ایم. در حالی‌ که خطر واقعی ظهور و بروز قدرت‌های مافیایی پنهان و الیگارشی ظاهر فریبی بوده که چه در حوزه سیاست و چه در حوزه اقتصاد و چه در ساحت فرهنگی و اجتماعی، حیات و رشد و بقای خود را در سرکوب رسانه و تهدیدانگاری آنان و بسط دایره محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های آنان دیده است. همانها که شفافیت و دسترسی عامه مردم به اطلاعات به عنوان یک حق شرعی و قانونی و مدنی را دشمن می‌پندارند و دشمن می‌دانند و در واقع هم درست می‌پندارند و یکی از مهمترین عوامل لاغر شدن بنیه مطبوعاتی و حوزه خبرنگاری در کشور شوربختانه همین نگاه بوده است.

عامل مهم دیگر عدم رشد و حیات و بقای رسانه‌های مستقل در کشور بوده است. متأسفانه دهه‌هاست که اکثر نشریات و رسانه‌های کشور ماهیت حزبی و خطی و جریانی پیدا کرده و کمتر شاهد فعالیت رسانه‌ای مستقل هستیم و همین، بی‌طرفی را که شرط اصلی فعالیت مطبوعاتی است به محاق برده است. در همه جای دنیا البته احزاب مختلف ارگان مطبوعاتی و رسانه‌ای دارند در کنار نشریات حرفه‌ای مستقل اما تابلوی خود را هم بر سر در می‌زنند و تکلیف مخاطب و خواننده هم معلوم است در اینجا اما اغلب این تابلو هم به عیان و وضوح پیدا نیست.

مشکل دیگر، عدم وجود یک اتحادیه یا انجمن صنفی مستقل است که از این حرفه و فعالان آن حمایت کند. حتی به اندازه قدرتی که پیش  افتاده‌ترین صنوف بازار در مسیر استیفای حقوق اعطایشان همین حال از آن برخوردارند. با تعطیلی هر نشریه‌ای به هر علت، چندین و چند شغل از دست می‌رود و گاه بی‌هیچ پشتوانه و آینده‌ای.
وضعیت حقوق، درآمد و حق‌التحریر و حق‌الزحمه کار خبرنگاری را در این کشور هم کم و بیش همه می‌دانیم.

نکته و شاید درد دیگر این است که حال با وجود تغییر و تحوّل اساسی که در دنیا و از جمله جامعه ما شاهدش بوده‌ایم و با گسترش فضای مجازی و اینترنت، بناگزیر بسیاری از پرده‌ها برون می‌افتد و اقبال به رسانه‌های رسمی و مطبوعات هر روز کم و کمتر و تیراژ و اقتصاد مطبعه و نشر لاغر و لاغرتر می‌شود و تنگ و محدود کردن درز خبر سخت و سخت‌تر، باز هم نگاه تحدید و تهدید به مطبوعات تقریباً همان است که بود و در حالی‌که در فضاهای بی‌ در و پیکر مجازی انتشار هر خبر و روایت راست و دروغی با مانعی روبرو نیست و یا بهتر است بگوییم از دست در رفته است برخی هنوز احتمالا تنها یقه‌ای را که دست‌یافتنی و سرکوب‌شدنی و به اصطلاح دم‌دستی می‌بینند همین رسانه‌ها و مطبوعات لاغر شده‌اند.

البته علل و عوامل دیگری را هم می‌توان برشمرد و ناگفتنی‌هایی هم هست که فهرستی بیش از آنچه گفته آمد دارند اما روز خبرنگار شاید فرصت کوتاهی باشد برای اندیشه به این‌که آیا ایران عزیز ما با وجود اینهمه استعداد و ظرفیت نخبگانی و ذخیره فرهنگی و دانشی نباید مطبوعاتی در تراز این دیار گرانسنگ می‌داشت و خبرنگارانی که نامشان یک برند می‌شود؟ آسیب‌شناسی این فقدان و این کمبود و اینکه سهم هر کدام از دولت و حاکمیت و جامعه و کارکرد خود عرصه مطبوعاتی در بروز آن چه میزان بوده است بسیار ضروری است. باور کنیم هنوز در عصر دیجیتال و فضای مجازی نقش مطبوعات و رسانه‌ها و خبرنگار و خبرنگاری نقش مهم و بسیار حیاتی است نه فقط در خبررسانی و روایتگری و عمق بخشی به جامعه و فرهنگ و سیاست و اقتصاد آن، بلکه در تنظیم‌گری مطالبات اجتماعی و جلوگیری از بحران‌های سیاسی و امنیتی و تقویت سرمایه اجتماعی و حفظ انسجام ملّی...

درباره خبرنگاری و مشکلات آن، حتی هنوز هم بسیار گله‌ها و دردها هست که می‌ماند برای بعد که مجال به سر آمد اما... راستی شما چند خبرنگار (البته غیر صداوسیمایی) می‌شناسید که در مراجعه به هر ارگان و نهاد و وزارتخانه و سازمان و بانک و اداره و هر تشکیلات و شرکت و حتی مغازه و فروشگاهی و یا هر مقام و مسئولی حتی در رده‌ پایین بتواند به راحتی کوچکترین اطلاعاتی یا کم‌ترین آماری از مقامی و مسئولی و عملکردی بگیرد و کدام مسئول و مدیر و سازمان و... را می‌شناسید که بخاطر برخورد با خبرنگاران در حین انجام وظیفه حرفه‌ای خبرنگاری یا عدم همکاری در ارائه اطلاعات نه محرمانه و یا حتی مهم بلکه، معمولی حتی توبیخ شده باشد؟

بگذریم. فی‌الحال بیش از این شوخ به چشم نیاوریم و اینهمه نق نزنیم و اوقات تلخی نکنیم و خسته‌نباشیدی بگوییم به همه خبرنگاران عزیز و اغلب مظلوم و اکثراً از طبقه محروم این دیار و بگوییم روز خبرنگار بر شما گرامیان مبارک و روزگارتان به از این باد.  

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی