به گزارش اطلاعات آنلاین، منابعی که نیویورک تایمز به آنها استناد کرده، گزارش دادند این امر شامل استفاده از ترکیبات پیچیده موشکها و پهپادها برای گیج کردن واکنش دفاعی ایالات متحده بود، که به ویژه از این جهت اهمیت داشت که ایالات متحده همزمان مقادیر زیادی از رهگیرهای دفاع هوایی خود را به طور ناپایداری گسترش میداد.
ارزیابیهای ایالات متحده نشان میدهد راهبرد ایران نه تنها هدف نابودی اهداف منفرد، بلکه ایجاد نسبت نامطلوب هزینه و مهمات را دنبال میکرد که در آن سلاحهای نسبتاً ارزان ایرانی میتوانستند ایالات متحده را مجبور به استفاده از موشکهای دفاعی بسیار گرانتر کنند. در طول یک دوره پنج روزه در ماه ژوئن، ایران موجهای متوالی از پهپادها و موشکها را علیه نیروهای آمریکایی در سه پایگاه در اردن شلیک کرد.
طبق گزارشها، این حملات به گونهای طراحی شده بودند که از طریق حجم و تنوع سلاحهای ورودی، پدافندهای آمریکایی را در هم بشکنند. سپاه پاسداران همچنین از موشکهایی استفاده کرد که قادر به تغییر مسیر ناگهانی بودند و وظیفه رهگیرهای آمریکایی را پیچیده و مدافعان را مجبور به واکنش به سلاحهایی میکردند که مسیر آنها را نمیتوانستند به عنوان مسیرهای بالستیک مستقیم در نظر بگیرند.
تاکتیکهای جدید نشاندهنده تکاملی از پرتاب تعداد زیادی موشک به سمت یک هدف بود. با گنجاندن سلاحهایی که قادر به تغییر مسیر خود هستند، ایران میتواند عدم قطعیت را برای نیروی مدافع افزایش دهد و بالقوه هزینههای رهگیری را علیه تهدیداتی که در غیر این صورت ممکن بود نادیده گرفته شوند یا بعداً با آنها مقابله شود، افزایش دهد. این رویکرد همچنین از یکی از چالشهای اساسی دفاع هوایی مدرن بهره برد: مدافعان عموماً باید فرض کنند که یک موشک یا پهپاد ورودی میتواند یک تهدید واقعی باشد تا زمانی که مسیر آن به اندازه کافی مشخص شود. بنابراین، یک مهاجم میتواند با ایجاد چند تهدید معتبر، حتی زمانی که تنها بخشی از سلاحها در نهایت به اهداف خود میرسند، تلاش کند هزینههایی را تحمیل کند.
استفاده از پهپادها به ویژه برای راهبرد جدید ایران بسیار مناسب است. پهپادهای تهاجمی یکطرفه ایرانی بسیار ارزانتر و آسانتر از رهگیرهای پاتریوت تولید میشوند. وقتی تعداد زیادی از آنها در کنار موشکهای بالستیک و سایر سلاحها پرتاب شوند، میتوانند مدافعان را مجبور کنند توجه خود را تقسیم کنند و بالقوه رهگیرهای پیشرفتهای را علیه ترکیبی از تهدیدها به کار گیرند.
گنجاندن موشکهایی که قادر به تغییر مسیر هستند، لایه دیگری از پیچیدگی را اضافه میکند. یک موشک بالستیک معمولی پس از مرحله تقویت خود، مسیری کاملاً قابل پیشبینی را دنبال میکند و به حسگرها و سیستمهای فرماندهی پیشرفته اجازه میدهد نقطه برخورد احتمالی را محاسبه کنند. موشکی که قادر به مانور در حین پرواز است میتواند زمان واکنش مدافع را کاهش و عدم قطعیت در مورد هدف مورد نظر خود را افزایش دهد.
ایران از طیف گستردهای از انواع موشکها و پهپادها برای درگیری با اهداف استفاده کرده و اهداف با اولویت بالاتر را با انواع موشکهای پیچیدهتر و پرهزینهتر، مانند فتاح ۲، که یک وسیله نقلیه گلاید مافوق صوت را در خود جای داده و رهگیری آن تقریباً غیرممکن است، مورد اصابت قرار داده است. یکی دیگر از عناصر کلیدی راهبرد آن، انهدام چندین میلیارد دلاری سامانههای راداری دفاع هوایی با ارزش بالا، از جمله رادار AN/FPS-132 در قطر و دو رادار AN/TPY-2 در اردن و امارات متحده عربی با موشکهای سپاه پاسداران بوده است. این امر به عنوان یک عامل تقویتکننده برای حملات گستردهتر عمل کرده است.
اثربخشی تاکتیکهای در حال تکامل ایران به طرز چشمگیری در ۱۷ ژوئیه نشان داده شد، زمانی که یک حمله هوایی ایران در اردن به یک مرکز مسکونی در یک پایگاه آمریکایی برخورد کرد و باعث تلفات جانی متعدد از جمله مرگ شد. با این حال، پیش از این، روزنامه اسرائیلی هاآرتص در اواخر ماه مارس پس از انتشار تعداد فزایندهای از فیلمهایی که به شکستهای دفاع موشکی بالستیک اسرائیل و ایالات متحده اشاره داشتند، تأیید کرد ۸۰ درصد از موشکهای ایرانی به اهداف اسرائیلی با موفقیت برخورد کردهاند.
در حالی که ایالات متحده در ابتدا به دنبال ایمنسازی تأسیسات خود با از بین بردن نیروهای موشکی ایران در زمین بود، تقویت مؤثر زرادخانه و پرسنل، کارخانهها و پایگاههای زیرزمینی مرتبط با حمایت کره شمالی بسیار چالشبرانگیز است. توانایی ایران در بازسازی سریع پایگاههای موشکی خود، توانایی مداوم برای تلافی حملات آمریکا را تضمین کرده است.