یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۷
نظرات: ۰
۰
-
مردان کهنه‌گار در کابینه جنگی ایران؛ درسی که تهران از جنگ‌های اخیر آموخت

هفته‌نامه عربستانی المجله در یادداشتی به قلم الکس وطنخواه به بررسی پیام‌ها شش انتصاب نظامی اخیر رهبر انقلاب ایران پرداخته و پیامدهای آن را بر صحنه جنگ با آمریکا و اسرائیل تحلیل کرده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، متن یادداشت تحلیلی وطنخواه (پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشنگتن دی‌سی) در هفته‌نامه المجله که روز گذشته در وبگاه آن منتشر شده - با اندکی تلخیص - به این شرح است:

این هفته، ایران ظرف ۴۸ ساعت شش پست مهم در تشکیلات نظامی و امنیتی خود را پر کرد. علی عبداللهی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح شد و کیومرث حیدری معاون او؛ احمد وحیدی که از زمان شروع جنگ در ماه فوریه عملاً سپاه پاسداران را رهبری می‌کرد، رسماً به عنوان فرمانده تأیید و مصطفی ایزدی به عنوان معاون او منصوب شد؛ علی عظمایی که از اوایل ژوئیه نیروی دریایی سپاه را اداره می‌کرد، در همان دور از احکام گنجانده شد و حسین طائب ۱۷ سال پس از آخرین باری که آن را اداره می‌کرد، به رهبری نیروی بسیج بازگشت. یک روز پیش‌تر، محسن رضایی، پردوام‌ترین فرمانده سپاه (۱۹۸۱-۱۹۹۷)، در مقام دبیر شورای عالی امنیت ملی به مرکز تصمیم‌گیری بازگشت.

تمام این احکام را آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای صادر کرد که در ماه مارس، پس از شهادت حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، جانشین پدر شهید خود شده است. ماه‌ها پس از تصدی مقام رهبری، آیت‌الله خامنه‌ای جوان همچنان یک رهبر دست‌نیافتنی است. با این حال، این انتصاب‌ها نشان می‌دهد که او رهبری را در دست دارد و می‌داند تهران چگونه از جنگ‌های متوالی درس گرفته و برای یک دوره طولانی رویارویی با آمریکا آماده می‌شود، بدون اینکه مذاکره را رها کند.

یک گارد قدیمی

مهم‌ترین ویژگی ترکیب جدید، قدیمی و کهنه‌کار بودن آن است. نظام سیاسی به جای نسل جدید، به عمق اعضای باقی‌مانده از پیشکسوتان جمهوری اسلامی نفوذ کرده است. سردار محسن رضایی در بیشتر دوران جنگ ایران و عراق فرماندهی سپاه را بر عهده داشت. وحیدی از فرماندهان اولیه نیروی قدس و بعداً وزیر دفاع و کشور بود. عبداللهی فرماندهی‌ نیروهای زمینی و هوایی سپاه، استانداری‌های سمنان و گیلان، یک پست امنیتی در وزارت کشور و فرماندهی قرارگاه خاتم‌الانبیا را تجربه کرده است. طائب پس از ورود به نهاد امنیتی در سال‌های اولیه انقلاب، ۱۳ سال را در سمت ریاست اطلاعات سپاه گذراند. این تجدید قوا نیست. می‌توان گفت که بازسازی از طریق حافظه نهادی است.

این انتخاب قابل درک است.

جمهوری اسلامی تعداد زیادی از مقام‌های ارشد را در کمتر از یک سال از دست داده است: در جنگ ۱۲ روزه سرداران حسین سلامی و محمد باقری و دیگر فرماندهان ارشد سپاه به شهادت رسیدند. در جنگی که فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، لایه دیگری از مقام‌های سیاسی و نظامی را هدف ترور قرار داد. انتصاب‌های فعلی کمتر در مورد جایگزینی افراد است و بیشتر در مورد بازسازی ساختارهای فرماندهی در حالی که کشور همچنان تحت فشار نظامی و اقتصادی است.

ماموریت عبداللهی بارزترین نمونه است. او وظیفه تکمیل ادغام ستاد کل، نهاد برنامه‌ریزی و هماهنگی نیروهای مسلح، با قرارگاه خاتم، ستاد عملیاتی دوران جنگ آن را بر عهده داشته است، ادغامی که به گفته تحلیلگران ایرانی، یکی از مهم‌ترین تغییرات در ساختار فرماندهی از زمان جنگ ایران و عراق بوده است. عبداللهی پیش از این انتصاب، خاتم‌الانبیا را اداره می‌کرد بنابراین او هر دو نیمه را می‌شناسد. درسی که به نظر می‌رسد تهران گرفته، فقط مربوط به سلاح یا نیروی انسانی نیست، بلکه مربوط به سرعت است: یک نظام فرماندهی که بارها در معرض حملات مرگبار قرار گرفته، باید حتی پس از ناپدید شدن افسران ارشد نیز به کار خود ادامه دهد.

حکم وحیدی به درس مرتبطی اشاره دارد. به او دستور داده شده است «بازدارندگی حداکثری» را دنبال و همزمان سپاه پاسداران را برای «عملیات تهاجمی قدرتمند» آماده کند و مهارت‌های فرماندهی، قابلیت‌های مدرن و انسجام ایدئولوژیک را در سراسر نیرو تقویت کند، نه اینکه صرفاً پس از شکست‌ها، سپاه پاسداران را دوباره پر کند، بلکه آنها را برای به دست گرفتن ابتکار عمل بیشتر مشتاق‌تر سازد.

دوران حرفه‌ای خود او، شامل فرماندهی نیروی قدس، وزارتخانه‌های دفاع و کشور مناسب یک محیط امنیتی است که در آن مرز بین تهدیدهای خارجی و داخلی کمرنگ شده است. موقعیت عظمایی در راس نیروی دریایی سپاه هم از همین منطق پیروی می‌کند: با توجه به اینکه تنگه هرمز اکنون هم میدان نبرد و هم ابزار چانه‌زنی است، آمادگی دریایی در تقاطع راهبرد نظامی ایران، بقای اقتصادی و دیپلماسی قرار دارد.

یک عملگرا در میان سرداران میدان جنگ

بازگشت رضایی نشان می‌دهد که تهران معتقد است مسائل فراتر از فرماندهی نظامی است. محمدباقر ذوالقدر، سلف او در شورای امنیت، تنها چند ماه دوام آورد. دسته‌بندی رضایی دشوارتر از آن چیزی است که لحن این تغییر نشان می‌دهد. او به بقای جمهوری اسلامی متعهد است، اما در گذشته انعطاف‌پذیری تاکتیکی واقعی هم نشان داده است - برای مثال، انتقاد از برخی سیاست‌های محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌ جمهوری پیشین و زمانی پذیرش توافقات هسته‌ای بسیار فراتر از آنچه پذیرفته می‌شد، حتی با اینکه لحن خودش در مورد هرمز در طول این جنگ بسیار تندتر شده است.

آنچه او به شورای عالی امنیت ملی می‌آورد، ایستادن در جناح‌های مختلف نظام است، جزئیاتی که نحوه تفسیر انتصاب او را فراتر از ایران تحت تأثیر قرار خواهد داد. این مهم است زیرا این تغییر نباید انتخاب ساده جنگ به جای دیپلماسی در تهران تلقی شود. گزارش‌ها در مورد مذاکرات آتش‌بس قبلی نشان می‌داد که اکثریت قریب به اتفاق شورای عالی امنیت ملی، از جمله چهره‌های ارشد نظامی، از توافق با واشنگتن حمایت می‌کردند. بحث اصلی بر سر این است که مذاکرات باید به چه نتیجه‌ای برسد و فشار نظامی باید چقدر با آنها همراه باشد.

مسعود پزشکیان رئیس جمهوری و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، زور و دیپلماسی را مکمل یکدیگر دانسته‌اند: فشار، اهرم ایجاد می‌کند و مذاکره، آن را به دستاورد تبدیل می‌کند. رضایی ممکن است در موقعیت بهتری نسبت به سلف خود برای حفظ این منطق باشد.

نگاهی به محله‌ها

بازگشت طائب، درس‌هایی از جنگ را که به داخل کشور کشیده شده، نشان می‌دهد. او پس از انتخابات ۲۰۰۹، به مدت سیزده سال سازمان اطلاعات سپاه را اداره و آن را به یکی از قدرتمندترین نهادهای امنیتی داخلی ایران تبدیل کرد، نهادی که برخی افراد دارای تابعیت دوگانه، از جمله جیسون رضائیان از واشنگتن پست، نازنین زاغری-راتکلیف، نزار زکا و سیامک و باقر نمازی را تحت تعقیب قرار داد. محمد کاظمی جانشین طائب شد و او این چهار سال فاصله را به عنوان مشاور ارشد فرمانده کل سپاه گذراند، نه اینکه از سیستم خارج شود.

بازگشت او، عکس آن کناره‌گیری سال ۲۰۲۲ نیست؛ او به ضداطلاعات برنگشت، بلکه به بسیج بازگشت، سازمانی که آخرین بار در سال ۲۰۰۹ فرماندهی آن را بر عهده داشت، قبل از اینکه رهبر شهید او را به تقویت اطلاعات سپاه پاسداران منصوب کند، جایی که تجربه او اکنون آشکارا ارزش متفاوتی دارد. پیوندهای او با حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای عمیق‌تر از هر عنوانی است: این دو در طول جنگ ایران و عراق با هم در گردان حبیب خدمت کردند. ماموریت جدید به او دستور می‌دهد تا «شبکه اطلاعاتی مردمی» بسیج را ایجاد کند، حضور آن را در محله‌ها، دانشگاه‌ها و محل‌های کار گسترش دهد و فرهنگ «مقاومت» آن را تعمیق بخشد.

این ماموریت با الگوی وسیع‌تری مطابقت دارد: تفسیر حکومت ایران به طور فزاینده‌ای حمله خارجی، ناآرامی‌های داخلی، نفوذ و خرابکاری را به عنوان یک محیط تهدید واحد در نظر می‌گیرد که سال‌هاست اطلاعات اسرائیل بارها به اعماق ایران دسترسی داشته است. یک ایده شاید این باشد که بسیج به مکان‌هایی دسترسی پیدا می‌کند که سرویس‌های اطلاعاتی رسمی نمی‌توانند. تقویت شبکه غیررسمی، چشم و گوش بیشتری به آن می‌دهد.

در مجموع، این انتصاب‌ها به معنای چرخش ایدئولوژیک در رأس نظام نیست و بر اساس این موارد نمی‌توان چیز زیادی درباره پروژه آیت‌الله خامنه‌ای جوان گفت. در عوض، آنچه ارائه می‌دهند، نقشه پرسنلی از آن چیزی است که جمهوری اسلامی معتقد است به آن نیاز دارد: هماهنگی دقیق‌تر در شورای عالی امنیت ملی، زنجیره فرماندهی نظامی سریع‌تر، نیروی سپاه پاسدارانی که قادر به تهاجم و همچنین بازدارندگی باشد، آمادگی دریایی بیشتر در اطراف هرمز و بسیجی با دسترسی اطلاعاتی عمیق‌تر به جامعه ایران، متشکل از افرادی که می‌توانند این کار را فوراً شروع کنند.

مسیری که این [سیاست/رویکرد/...] ایجاد می‌کند، به سختی می‌توان آن را جنگ یا صلح خواند. ایران در حالی که مذاکرات غیرمستقیم با واشنگتن ادامه دارد، خود را برای دور دیگری از رویارویی آماده می‌کند. صرف نظر از نقشی که رهبر انقلاب شخصاً در پشت احکام صادرشده به نام خود ایفا می‌کند، انتخاب نهادی به اندازه کافی قابل مشاهده است: بازسازی سیستم قدیمی حول نقاط ضعفی که جنگ‌ها آشکار کرده‌اند و واگذاری این وظیفه به باتجربه‌ترین بازماندگانی که هنوز پابرجا هستند.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی