به گزارش اطلاعات آنلاین، نکته قابل توجه واضح به نظر میرسد: برای ارتش آزادیبخش خلق چین (PLA) ایران بسیاری از ایدههایی را که در حال حاضر نوسازی چین را حول محور جنگ «هوشمند» و سامانهمحور هدایت میکنند، تقویت کرده است. محققان PLA میگویند این درگیری نشان میدهد چین در حال حاضر در مسیر درستی برای توسعه ارتشی است که بتواند دیگر ارتشهای بزرگ دنیا را به چالش بکشد.
تفسیر ارتش چین از زمان آغاز خصومتها، موضوعی آشنا را نشان میدهد: مزیت آینده کمتر به یک پلتفرم واحد و بیشتر به سرعت، انعطافپذیری و بهرهوری هزینه سیستم کلی که حسگرها، تصمیمگیرندگان، سلاحها، لجستیک و دادهها را به هم متصل میکند، بستگی دارد. در تحلیلی که در ۱۲ آوریل منتشر شد، تیان کاییوان و وانگ جیانفی، استادان موسسه تحقیقات جنگ آکادمی علوم نظامی ارتش چین (AMS)، این درگیری را گذار از «رویارویی نیرو به نیرو» به سمت «رقابت سامانهها» توصیف کردند. بحث آنها بر فرماندهی توزیعی، حملات به گرههای فعالکننده و فرسایش کمهزینه آنچه آنها «جنگ چریکی سامانهها» مینامند، متمرکز بود. آنها به جای رقابت پلتفرم حریف با پلتفرم، اختلال در شبکههایی را که به پلتفرمهای پیشرفته اجازه تولید قدرت رزمی میدهند، در اولویت قرار میدهند.
در مقالهای در ۱۳ آوریل در PLA Daily، شو فانگمینگ از موسسه تحقیقات جنگ AMS استدلال کرد که درگیری ایالات متحده و ایران، تغییر از «کشتار خطی به رهبری انسان» به سمت شبکههای کشتار شبکهای مبتنی بر هوش مصنوعی را تسریع کرده است. سایر نظریهپردازان AMS، درگیری ایران را مدرکی در حمایت از ایدههایی که قبل از جنگ مطرح کرده بودند، در نظر گرفتهاند: اینکه شبکههای اطلاعاتی از قبل ساخته شدهاند، ادغام حسگرها، سامانههای فرماندهی، سلاحها و پلتفرمهای بدون سرنشین و فشاری که تعداد زیادی سلاح نسبتاً ارزان میتوانند دفاعهای پیچیده را شکست دهند. آنها همچنین آسیبپذیریهای پشت این مزایا را برجسته و خاطرنشان میکنند که دادههای قدیمی یا فریبنده، هدفگیری با کمک هوش مصنوعی را تضعیف میکنند، حمله به گرههای حیاتی میتواند نیروهای توانمند را مختل کند و پایگاهها یا تأسیسات فرماندهی متمرکز میتوانند اهداف پرسودی باشند.
هوش مصنوعی مرکز این شبکه را اشغال میکند، اما تحلیلگران نظامی چین الگوریتمها را جایگزینی برای آمادهسازی در نظر نگرفتهاند. کوانگ لاشنگ، محقق AMS، استدلال میکند که سالها اطلاعات انسانی، جمعآوری فنی، نقشهبرداری از الگوی زندگی و تمرین قبل از جنگ، دادههای مورد نیاز برای تسریع هدفگیری در طول کارزار ایران را در اختیار سامانههای هوش مصنوعی ایالات متحده قرار داده است. فرمولبندی او «آمادگی اطلاعاتی از پیش تعیینشده» را در پایه و اساس اقدام نظامی قرار و هشدار میدهد که حتی الگوریتمهای قدرتمند هم وقتی اطلاعات نامعتبر یا قدیمی به آنها داده شود، ارزش کمی تولید میکنند.
نظریهپردازان نظامی در دانشگاه ملی فناوری دفاعی چین به صراحت بر استفاده ایالات متحده از سامانه هوشمند Maven در ایران تمرکز کردند تا این استدلال را به ادغام اطلاعات، اولویتبندی هدف، برنامهریزی مسیر، حملات خودمختار و همکاری با سرنشین-بدون سرنشین تعمیم دهند. روایت آنها هوش مصنوعی را در کل شبکه کشتار قرار میدهد، نه در یک نقطه تصمیمگیری واحد. مطالعات پیش از جنگ از دانشگاه مهندسی نیروی موشکی ارتش چین، معماری مشابهی را توصیف کرد که ویدئوهای پهپاد، اطلاعات سیگنالی، تصاویر ماهوارهای، گزارشهای منبع باز و دادههای جنگ الکترونیک را برای تولید طرحها و اقدامات حسگر-به-تیرانداز ترکیب میکند. بخش عمده این کار به پیش از جنگ فعلی برمیگردد و به ارتش چین فرصت میدهد مفاهیمی را که در حال حاضر نوسازی آن را در آتش نبرد واقعی آزمایش میکنند، ببیند.
این درگیری همچنین توجه چین را به اقتصاد دفاع هوایی و موشکی جلب کرده است. تیان و وانگ استفاده ایران از سامانههای بدون سرنشین ارزانقیمت را برای مصرف رهگیرهای بسیار گرانتر برجسته کردند. محققان چینی قبل از جنگ فعلی هم همین عدم تعادل را بررسی کرده بودند. یک مطالعه در سال ۲۰۲۵ گنبد آهنین اسرائیل را تحت حملات موشکی فزاینده و متراکم مدلسازی کرد، در حالی که یک مقاله در سال ۲۰۲۶ درسهایی از نبردهای قبلی ایالات متحده-ایران و ایران-اسرائیل گرفت و پوشش دفاعی محدود، تابآوری ضعیف در برابر آسیبهای نبرد، هزینههای بالای تولید و کمبود رهگیر را حوزههای اصلی تمرکز شناسایی کرد. نویسندگان آن مطالعه همچنین بررسی کردند که چگونه پدافند موشکی آمریکا میتواند از هوش مصنوعی برای شناسایی تهدیدهای متعدد و پرتاب موشکهای رهگیر از مکانهای پراکنده استفاده کند.