یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۶
نظرات: ۰
۰
-
[لیلا اردبیلی] میراث فرهنگی؛ فراتر از دیوار و سنگ

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظت‌شان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت...

وقتی از میراث فرهنگی سخن می‌گوییم، نخستین چیزهایی که معمولاً به ذهن می‌آید بناهای تاریخی، محوطه‌های باستانی، اشیای موزه‌ای و آثار هنری است؛ چیزهایی ملموس که می‌توان آن‌ها را دید و برای حفاظتشان قوانین و نهادهایی در نظر گرفت. اما میراث فرهنگی بسیار گسترده‌تر از آثار مادی است. 

آنچه یک جامعه از گذشته به ارث می‌برد، علاوه بر بناها و اشیا، شامل زبان، آیین‌ها، مهارت‌ها، روایت‌ها، خاطرات و شیوه‌های شناخت و درک جهان نیز می‌شود. از این منظر، میراث فرهنگی را باید بخشی از حافظه زنده یک جامعه دانست.

این نگاه جایگاه مردم را در حفاظت از میراث نیز تغییر می‌دهد. اگر میراث فقط یک بنای تاریخی یا شیء موزه‌ای باشد، ممکن است تصور کنیم حفاظت از آن عمدتاً وظیفه دولت، موزه‌ها و متخصصان است. اما وقتی میراث را شامل خاطرات، دانش، زبان و مهارت‌های مردم نیز بدانیم، روشن می‌شود که بدون مشارکت خود مردم، بخش بزرگی از میراث قابل حفاظت نیست. 

هیچ سازمانی نمی‌تواند به جای مردم یک زبان محلی را زنده نگه دارد، روایت‌های یک منطقه را منتقل کند یا مهارتی را که طی چند نسل شکل گرفته حفظ کند.

از همین رو، در دهه‌های اخیر، مفهوم میراث فرهنگی به‌تدریج از تمرکز بر «میراث مادی و ملموس» به سوی «میراث ناملموس» گسترش یافته است. در کنار بنا، محوطه و شیء تاریخی، امروزه آیین‌ها، موسیقی، هنرهای اجرایی، مهارت‌های سنتی، دانش بومی و سنت‌های شفاهی نیز میراث به شمار می‌آیند.

این تحول نشان می‌دهد که ارزش فرهنگی همیشه در خود یک شیء قرار ندارد؛ گاهی آنچه اهمیت دارد معنا، دانش و تجربه‌ای است که در پیرامون آن شکل گرفته است.

حتی می‌توان یک گام فراتر رفت و از «میراث شناختی» سخن گفت؛ یعنی مجموعه دانش‌ها، حافظه‌ها، مفاهیم و شیوه‌های ادراک جهان که در طول زمان در یک جامعه شکل گرفته و میان نسل‌ها منتقل شده است. برای مثال، یک قنات فقط یک سازه تاریخی نیست. دانش یافتن آب، شناخت زمین، شیوه تقسیم آب، اصطلاحات مربوط به آن و قواعد اجتماعی استفاده از منابع آب نیز بخشی از میراث آن جامعه است. اگر قنات باقی بماند اما این دانش از میان برود، بخش مهمی از میراث عملاً از دست رفته است.

میراث فرهنگی از این جهت برای مردم اهمیت دارد که به آنان کمک می‌کند جایگاه خود را در زمان و مکان بشناسند. نام مکان‌ها، معماری شهر و روستا، خاطرات نسل‌های پیشین، غذاها، موسیقی، آیین‌ها و دانشی که مردم درباره محیط پیرامون خود دارند، شبکه‌ای از معنا ایجاد می‌کنند که احساس تعلق را شکل می‌دهد. انسان از طریق این میراث بهتر می‌فهمد جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند چگونه شکل گرفته و چه تجربه‌هایی را پشت سر گذاشته است.

با این حال، نمی‌توان انتظار داشت مردم صرفاً به این دلیل که کارشناسان چیزی را «میراث فرهنگی» نامیده‌اند، برای حفاظت از آن احساس مسئولیت کنند. مردم زمانی به میراث توجه می‌کنند که رابطه آن را با زندگی خود ببینند. اگر یک خانه تاریخی برای ساکنان یک محله فقط ساختمانی فرسوده باشد، حفاظت از آن ممکن است برایشان اهمیتی نداشته باشد. اما اگر تاریخ آن، ارتباطش با خاطرات محله و ظرفیت آن برای بهبود محیط زندگی یا اقتصاد محلی شناخته شود، نگاه مردم نیز تغییر می‌کند.

به همین دلیل، حفاظت از میراث بیش از آنکه فقط به ممنوعیت و مقررات وابسته باشد، به آگاهی و مشارکت نیاز دارد. مردم باید بتوانند درباره میراث محل زندگی خود بدانند، پرسش کنند و در تصمیم‌گیری درباره سرنوشت آن نقش داشته باشند. حفاظت واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که مردم احساس کنند میراث متعلق به خود آنان است، نه چیزی که صرفاً یک نهاد رسمی برای آن ارزش تعیین کرده است.

این مسأله درباره میراث ناملموس و شناختی اهمیت بیشتری دارد، زیرا چنین میراثی را نمی‌توان به‌سادگی در موزه نگهداری کرد. یک مهارت یا شیوه شناخت طبیعت تنها زمانی زنده می‌ماند که استفاده و منتقل شود. اگر انتقال میان نسل‌ها متوقف شود، ممکن است ابزارها و اشیای مربوط به آن باقی بمانند، اما دانشی که به آن‌ها معنا می‌داد از میان برود. به همین دلیل، ثبت روایت‌های سالمندان، آموزش مهارت‌های سنتی، حفظ نام‌های محلی و انتقال دانش بومی می‌تواند به اندازه مرمت یک ساختمان تاریخی اهمیت داشته باشد.

توجه به میراث البته به معنای مخالفت با تغییر و توسعه نیست. جامعه همواره تغییر می‌کند و همه عناصر گذشته نیز الزاماً نباید بدون تغییر باقی بمانند. مهم این است که تغییر آگاهانه باشد؛ بدانیم چه چیزی را از دست می‌دهیم و همراه آن چه بخشی از حافظه، تجربه یا دانش جمعی ما ممکن است فراموش شود.

از این منظر، میراث فرهنگی پلی میان گذشته، حال و آینده است. مردم فقط وارث آن نیستند، بلکه حلقه انتقال آن نیز هستند. هر نسل بخشی از میراث را دریافت می‌کند، آن را دوباره معنا می‌کند و چیزی از آن را به نسل بعد می‌سپارد. 

بنابراین اهمیت میراث فرهنگی تنها در حفظ بناها و اشیای قدیمی نیست؛ بلکه در حفظ حافظه، دانش و توانایی یک جامعه برای شناخت خود است. میراث، در نهایت، فقط آن چیزی نیست که از گذشته باقی مانده است؛ بلکه چیزی است که به ما کمک می‌کند گذشته را بفهمیم، جایگاه امروز خود را بشناسیم و آگاهانه‌تر درباره آنچه به آینده می‌سپاریم تصمیم بگیریم.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی