به گزارش اطلاعات آنلاین، این مقاله نشان میدهد که چگونه ترکیبی از همهگیری کووید-۱۹ و جنبش عدالتخواهی «جان سیاهپوستان مهم است»(Black Lives Matter)، جریانهای مالی انباشتهشده در سیستم نیکوکاری آمریکا را به چالش کشید؛ چالشهایی که پیامدهای آن، تصویر روشنی از رابطه میان بحران، عدالت و سرمایهگذاری فرهنگی پیش روی ما میگذارد.
پیش از سال ۲۰۲۰، دادههای آماری حکایت از شکافی عمیق و سیستماتیک در تخصیص بودجههای هنری داشتند. برای نمونه، در سال ۲۰۱۹ و در شهرهایی همچون شیکاگو، پیتسبورگ، فیلادلفیا و هیوستون، سازمانهای هنری مستقر در محلههای با اکثریت رنگینپوست (BIPOC) در مقایسه با مناطق با اکثریت سفیدپوست، بودجههای میانه کمتری دریافت میکردند. این فاصله در شیکاگو ۲۴ درصد و در پیتسبورگ ۱۶ درصد گزارش شده بود؛ رقمی که بازتابی از دههها بیتوجهی پنهان و توزیع نابرابر منابع بود.
اما فرا رسیدن بحرانهای ملی، ورق را برگرداند. بنیاد فورد با راهاندازی ابتکار بزرگ «گنجینههای فرهنگی آمریکا» (ACT) وارد میدان شد؛ برنامهای دو مرحلهای و ملی که بیش از ۲۷۶ میلیون دلار از سوی بیش از ۴۰ نهاد خیریه را میان سازمانهای هنری توزیع کرد. این تزریق منابع، تصادفی نبود؛ بلکه تصمیمی کاملاً هدفمند بود تا به سازمانهایی که علیرغم محدودیتهای تاریخی بیشترین تأثیر فرهنگی را داشتند، یاری رساند.
نتیجه شگفتانگیز بود: تا سال ۲۰۲۲، حمایت مالی از سازمانهای محلات رنگینپوست در پیتسبورگ تا ۲۸۹ درصد و در شیکاگو تا ۶۰ درصد بالاتر از محلات سفیدپوست قرار گرفت. هزینههای سازمانی برخی از گروههای دریافتکننده این کمکهزینهها تا بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرد و ظرفیتهای جدیدی آفرید.
بازگشت سریع
با وجود دستاوردهای درخشان ابتکار ACT، پژوهش یادشده پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد: بسیاری از این تغییرات مثبت، ماهیتی واکنشی داشتند. با گذشت زمان و رسیدن به سال ۲۰۲۲، الگوهای تأمین مالی در سطح ملی به سرعت به مسیرهای پیش از همهگیری بازگشتند.
دادهها نشان میدهند که سازمانهای متمرکز بر جوامع BIPOC و دیگر سازمانهای عمومی، دوباره با روند کااهش درآمد و چالشهای مالی مواجه شدند. این پدیده گواهی بر این واقعیت ناخوشایند است که فشارهای عمومی و شرایط بحرانی، هنجارهای سفتوسخت نهادی را شل میکنند، اما با فروکش کردن تب بحران، شتاب عدالتخواهی نیز افت میکند. تغییرات سیاسی و عقبنشینیهای نهادی از تعهدات برابریخواهانه نیز در سالهای اخیر به این روند دامن زده و نشان دادهاند که چرا حفظ دستاوردهای عدالتمحور بدون فشارهای مداوم تا چه اندازه دشوار است.
با این حال، همه اخبار منفی نیست. حامیان مالی که در برنامه ACT مشارکت داشتند، از تغییرات ساختاری عمیقی در شیوه کار خود خبر دادند. تقویت روابط میانبخشی، آشنایی عمیقتر با سازمانهای نادیدهگرفتهشده، و کسب تجربه در زمینه «نیکوکاری مبتنی بر اعتماد» از جمله دستاوردهای درخشانی بود که از این دوران به یادگار ماند. تنوع رویکردها در ۹ منطقه مختلف اجرایی ثابت کرد که نهادهای خیریه میتوانند الگوهای متناسب با بومشناسی محلی خود را پیدا کنند.
نویسندگان گزارش با استناد به سخنی تأثیرگذار از جیمز بالدوین، نویسنده مشهور مبنی بر اینکه «جهان بر اساس نحوه نگاه افراد به آن تغییر میکند»، یادآور میشوند که سازمانهای هنری و جوامع محلی، کار خود را با چشمداشت به بنیادهای خیریه آغاز نکرده بودند. این نهادها ریشه در ضرورتهای فرهنگی و فداکاری جوامع دارند و به حیات خود در استودیوها، مراکز فرهنگی و فضاهای تمرین ادامه میدهند.
پرسش بنیادینی که این پژوهش، پیش روی صنعت نیکوکاری و حامیان مالی میگذارد این است: آیا تغییر دیدگاهی که در اوج بحران شکل گرفت، در غیاب فشارهای بیرونی دوام خواهد آورد؟ پاسخ به این پرسش، عیار واقعی تعهد نهادها به عدالت فرهنگی را در سالهای پیش رو مشخص خواهد کرد.