شاعر و منتقد
خوانش شعری از یوسف علی پور
قوّت حس آمیزی
«صدایت ستاره ای ست
که تاریکی را می شکافد
و از دهان پنجره
کلبه ام را روشن می کند.»۱
شعر با درهم شکستن و درهم بردن مرزهای کلمات و پدیده ها ، تعاریف تثبیت شده پیشین را بی اعتبار می سازد و تعاریف تازه ای را با معاییری جدید جایگزین می سازد. این تعاریف تازه، در هرحال همراه است با نامگذاری های بدیع بر اشیاء و موجودات جهان، به گونه ای که مخاطب احساس می کند مفاهیمی آشنا را به صورتی تازه و ناآشنا می شنود و به همین خاطر انگار برای نخستین بار با آن ها روبرو می شود .
« سکوت می شنوم» در واقع صحه گذاشتن بر بی صدایی است، اما همراه شدن آن با مصدر «شنیدن»، فضایی چند بعدی و پارادوکسیکال را ایجاد می کند که تاثیر سکوت در آن چند برابر می شود . «سکوت می بینم»ولی با وجودی که فضای متناقض نمای شنیدن سکوت را ندارد، اما به دلیل درهم آمیختن دو حس متفاوتِ شنوایی و بینایی، فضای چند بعدی تر، عینی تر و شاعرانه تری را ایجاد می کند و به شدت بر تاثیر متن می افزاید. در هر دو صورت، خیالین مذکور مرزهای کلماتی چون سکوت ، شنیدن و دیدن شکسته و بی اعتبار شده است یا بهتر است بگوییم اعتباری دیگرگون یافته است .
«یوسف علی پور» در سطر « صدایت ستاره ای ست»، بر صدا و ستاره نامی تازه گذاشته و دو حس شنوایی و بینایی را نیز درهم برده و درهم تنیده است. نمی توان دقیقاً این جمله را معنا کرد(مثل هر شعر دیگر)، اما می توان خوانش و تاویلی از آن در ذهن فراهم کرد: صدایت باعث بیداری است؛ صدایت خیلی چیزها را روشن می کند؛ حرف هایت روشنگر است. تمام این خوانش ها در واقع با روی دیگر معنای روشنایی در ارتباط است و آن آگاهی است . شکافتن تاریکی هم در ادامه تاویل استعاره های صدا و ستاره در سطر نخست قابل خوانش و تاویل می شود. تاریکی استعاره آشنا و ابدی جهل و فلاکت است. در همین راستاست که سطرهای بعدی نیز خوانش و تاویل می گردد. فضای شعر چنان یکدست و هارمونیک است که نمی توان به هیچ عنوان در آن دست برد و این دقیقاً همان چیزی است که یک کوتاه سرا به عنوان اوجی آرمانی در نظر دارد . این هماهنگی بین مجموعه کلمات و جملات شعر ، فضایی را می سازد تا مخاطب در سیر و سحر آن ، کلیشه ای بودن استعاره ها را کم و بیش تاب بیاورد.
حرکت رفت و برگشتی میان دو حس آدمی به این شعر کوتاه، فرمی ستودنی و قابل تامل بخشیده است. سطر اول امری مربوط به حس شنوایی را مرئی می سازد و در سطر دوم قوت می بخشد. سطر سوم باز هم به حس شنوایی اشاره می کند و مجددا در سطر آخر آن را دیدنی می سازد.
۱ـ یک روز از میان سایه ها سفر می کنم، یوسف علی پور، اِریترین، ۱۴۰۴
شما چه نظری دارید؟