گروه سیاسی :ضرورت تبدیل دستاوردهای میدانی ایران در جنگ با آمریکا به دستاوردهای سیاسی و در نهایت، گشایشهای اقتصادی و معیشتی، اکنون بیش از گذشته اهمیت یافته است؛ بهویژه آنکه رئیسجمهوری بر ضرورت پایان دادن به جنگ «به عنوان پیروز میدان» تأکید کرده، رئیس مجلس درباره پیامدهای فشار معیشتی هشدار داده و سیدحسن خمینی نیز بر لزوم حمایت از «سرباز دیپلماسی» تأکید کرده است؛ مسیری که در کنار حفظ توان بازدارندگی کشور، نیازمند فعالتر شدن ظرفیتهای دیپلماتیک برای مدیریت شرایط و تأمین منافع ملی است. در همین چارچوب، در شرایطی که آمریکا از تشدید «فشار حداکثری» و اعمال تحریمهای اقتصادی جدید خبر داده، سفر امروز «عاصم منیر»، فرمانده ارتش پاکستان و میانجی صلح به تهران و رایزنی او با مقامهای ارشد کشورمان، بر ضرورت بهرهگیری از ظرفیتهای دیپلماتیک برای مدیریت شرایط کنونی تأکید دارد. بر همین اساس، روزنامه اطلاعات در گفتگوهای اختصاصی با فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، رامین مهمانپرست، سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه و دکتر شهروز شریعتی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، این موضوع را بررسی کرده است .
مهاجرانی: راهبرد مطلوب، نه میدانِ بدون دیپلماسی است و نه دیپلماسیِ بیپشتوانه
خبرنگار اطلاعات از سخنگوی دولت پرسید با توجه به تأکید رئیسجمهوری بر اینکه باید «به عنوان پیروز میدان به جنگ پایان دهیم»، هشدار رئیس مجلس درباره پیامدهای فشار معیشتی و تأکید سیدحسن خمینی بر لزوم حمایت از «سرباز دیپلماسی»، راهبرد مطلوب ایران برای تبدیل دستاوردهای میدان به نتیجهای سیاسی و اقتصادی چیست و چگونه میتوان از توان بازدارندگی کشور برای تقویت دیپلماسی و در عین حال کاهش فشار تحریمها و مشکلات معیشتی مردم استفاده کرد؟
خانم فاطمه مهاجرانی پاسخ داد: راهبرد مطلوب، نه میدانِ بدون دیپلماسی است و نه دیپلماسیِ بیپشتوانه. توان دفاعی و بازدارندگی کشور باید قدرت چانهزنی ایران را افزایش دهد و این قدرت، در نهایت به نتیجهای ملموس برای مردم تبدیل شود؛ یعنی امنیت پایدار، کاهش تهدیدها، رفع یا کاهش تحریمها، گشایش در روابط اقتصادی و سبکتر شدن فشار معیشتی.
مهاجرانی تصریح کرد: سخنن کلیدی رئیسجمهوری محترم، بیانگر یک راهبرد روشن است: ایران با اتکا به ایستادگی مردم، توان نیروهای مسلح و قدرت بازدارندگی خود، امروز در موقعیتی قرار دارد که میتواند از موضع اقتدار برای پایاندادن به جنگ و تأمین منافع ملی اقدام کند. در این نقطه، دیپلماسی نه جایگزین میدان، بلکه مسیر تکمیل پیروزی در میدان است.
وی گفت: دستاوردهای نظامی باید به نتایج پایدار سیاسی و اقتصادی تبدیل شوند، بهگونهای که ضمن تثبیت امنیت کشور و جلوگیری از تکرار تجاوز، زمینه کاهش فشار تحریمها، توسعه روابط اقتصادی و بهبود معیشت مردم هم فراهم شود. مهاجرانی افزود: اگر قدرت بازدارندگی پشت میز مذاکره به افزایش قدرت چانهزنی ایران و استیفای حقوق ملت منجر شود، توانستهایم میان میدان و دیپلماسی پیوندی مؤثر برقرار کنیم.
انتظار جامعه
سخنگوی دولت خاطرنشان کرد: هشدار رئیس مجلس هم درباره فشارهای معیشتی باید جدی گرفته شود. جامعهای که بار تحریم، تورم و نااطمینانی اقتصادی را تحمل میکند، انتظار دارد قدرت ملی به بهبود شرایط واقعی زندگی منجر شود. بنابراین، در کنار حفظ آمادگی دفاعی، دولت وظیفه دارد مسیر دیپلماسی، جذب سرمایه، توسعه تجارت و کاهش محدودیتهای اقتصادی را با جدیت دنبال کند.
مهاجرانی یادآور شد: در این چارچوب، تعبیر «سرباز دیپلماسی» تعبیر دقیقی است. مذاکرهکننده ایرانی زمانی میتواند با اقتدار از حقوق ملت دفاع کند که پشتوانه توان دفاعی، انسجام داخلی و حمایت اجتماعی را همراه داشته باشد. به عقیده وی، تضعیف دستگاه دیپلماسی یا متهمکردن مذاکرهکنندگان، عملاً بخشی از ظرفیت ملی را از کشور میگیرد چرا که میدان و دیپلماسی دو مسیر رقیب نیستند بلکه دو بازوی مکمل برای تأمین امنیت و منافع ایران به شمار میروند.
خانم مهاجرانی با اشاره به اینکه دولت از مذاکرهای حمایت میکند که عزتمندانه، واقعبینانه و نتیجهمحور باشد، گفت: چنین مذاکرهای نه بر پایه خوشبینی سادهانگارانه شکل میگیرد و نه از ترس اتهامزنیهای سیاسی متوقف میشود، زیرا هدف روشن است: حفظ حقوق و توانمندیهای مشروع کشور، دریافت تضمینهای معتبر، کاهش فشار تحریمها و ایجاد گشایشی که مردم آثار آن را در سفره، اشتغال و ثبات اقتصادی احساس کنند.
از ۲ قطبیسازی پرهیز کنیم
سخنگوی دولت افزود: در نهایت، مهمترین پشتوانه ایران انسجام ملی است. باید از دوقطبیسازی میان مدافعان کشور و حامیان دیپلماسی پرهیز کنیم. سرباز میدان و سرباز دیپلماسی هر دو برای یک هدف تلاش میکنند: صیانت از ایران و تأمین آرامش و رفاه مردم. هنر حکمرانی آن است که قدرت بازدارندگی را به قدرت سیاسی و قدرت سیاسی را به امنیت و بهبود زندگی مردم تبدیل کند.
مهمانپرست: باید کار درست را در زمان درست انجام دهیم
رامین مهمانپرست، دیپلمات و سخنگوی پیشین وزارت امور خارجه هم به خبرنگار روزنامه اطلاعات گفت: نفس عملیات یا دیپلماسی یا مذاکره نمی تواند به تنهایی معنی دفاع از منافع ملی را داشته باشد. مهم این است که کار درست را در زمان مناسب و با توجه به شرایط انجام داد.
وی افزود: در واقع هم کاری که میدان انجام می دهد و هم کاری که دیپلماسی انجام می دهد هر دو میتواند در جهت تثبیت منافع ملی باشد و هماهنگی آنها تضمین می کند که بهترین کار صورت بگیرد.
تهدید فشار حداکثری آمریکا یک جنگ روانی است
مهمانپرست در پاسخ به این پرسش که در آستانه تشدید تحریم های آمریکا و سفر فرمانده ارتش پاکستان به تهران، اهداف این سفر را چگونه ارزیابی میکند؟، گفت: طبیعی است که اکنون وضعیت منطقه در شرایطی قرار گرفته است که هر کسی که تاب تحمل بیشتری داشته باشد میتواند پیروز این وضعیت باشد. تاکنون فشار حداکثری آمریکا که بارها اعمال شده و بر آن تأکید کردهاند، نتیجه نداده چون تابآوری اقتصادی در ایران و عملکرد نظام باعث شده است که آنها به اهداف خود نرسند.
آمریکاییها صحنه نظامی و سیاسی را باختهاند
این دیپلمات پیشین ادامه داد: اکنون آمریکایی ها به دلیل ناکامی در برخورد نظامی و به رغم جنایاتی که انجام دادند و به اهدافشان نرسیدند، به ناچار ادعا میکنند که از نظر اقتصادی میخواهند فشار وارد بکنند ولی این هم به نتیجه نخواهد رسید و بیشتر یک نوع جنگ روانی است بی آنکه بخواهد برای طرف آمریکایی دستاوردی داشته باشد. به عبارتی، آمریکاییها صحنه نظامی و صحنه سیاسی را در منظر بینالمللی و در داخل آمریکا باختهاند. از اینرو، به نظر میرسد تحرکات اخیر، از جمله تهدیدهای آمریکا درباره اعمال تحریمهای جدید و فشارهای اقتصادی، و همچنین سفر مقامهای پاکستانی که همچنان نقش میانجی در این بحران را دارند، نمیتواند کاملاً بیارتباط با تحولات اخیر باشد.
مهمانپرست تصریح کرد: تحلیل شخصی من آن است که آمریکا گرفتار شده است و نمیتواند وارد یک جنگ گسترده شود زیرا احساس می کند یک جنگ جدید ریسک بسیار بالایی دارد و می تواند خسارات بسیار سنگینی هم به سربازان آمریکایی و هم به وجهه این کشور وارد کند. از سویی، ایران از حقوق خودش کوتاه نمیآید و عقب نشینی نمیکند در نتیجه، ناچار هستند به حقوق مردم ما احترام بگذارند. به همین دلیل یک نوع بازی روانی را شروع کردهاند.
شریعتی: پیروزی باید به دستاورد تبدیل شود
دکتر شهروز شریعتی، استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس هم درباره راهبرد مطلوب ایران برای تبدیل دستاوردهای میدان به نتیجهای سیاسی و اقتصادی و کاهش فشار تحریم ها بر مردم به خبرنگار اطلاعات گفت: جمله رئیسجمهوری زمانی معنا پیدا میکند که این پیروزی به دستاورد سیاسی، اقتصادی و معیشتی تبدیل شود. در کنار آن، هشدار رئیس مجلس درباره فشارهای اقتصادی و تأکید دیگران بر حمایت از «سرباز دیپلماسی» هم نشان میدهد که امروز اجماع نسبی بر ضرورت تکمیل موفقیتهای میدانی از طریق دیپلماسی در حال شکلگیری است.
وی تأکید کرد: بازدارندگی و دیپلماسی دو روی یک سکه هستند. بازدارندگی، امنیت مذاکره را تأمین و دیپلماسی، امنیت را به رفاه اقتصادی تبدیل میکند. اگر دستاوردهای امنیتی نتوانند به کاهش تحریمها، افزایش سرمایهگذاری، ثبات بازار ارز و بهبود معیشت مردم منجر شود، بخش زیادی از ارزش راهبردی خود را از دست خواهد داد.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: به همین دلیل، راهبرد مطلوب ایران باید بر سه پایه استوار باشد؛ نخست حفظ و تقویت توان بازدارندگی به عنوان تضمین امنیت ملی؛دوم فعالسازی دیپلماسی منطقهای و بینالمللی برای رسیدن به توافقی پایدار و متوازن؛ و سوم تبدیل فرصت سیاسی حاصل از این توافق به گشایش اقتصادی، جذب سرمایه، توسعه تجارت منطقهای و کاهش فشار بر زندگی مردم. وی افزود: فراموش نکنیم که هیچ آینده خوبی با تداوم جنگ و درگیری برای هیچ کس ممکن نیست و اگر بازیگران اصلی به این نتیجه برسند که هزینه تقابل از منافع آن بیشتر است، آنگاه توافق دیگر یک امتیاز دادن یکطرفه نخواهد بود، بلکه نتیجه یک معادله برد-برد واقعی خواهد شد؛ معادلهای که در آن ایران امنیت و منافع راهبردی خود را حفظ میکند، آمریکا بخشی از دغدغههای امنیتی خود را مدیریت میکند و کشورهای منطقه هم از ثبات، رونق اقتصادی و کاهش تنش بهرهمند میشوند. این همان مسیری است که میتواند هم منافع ملی ایران را تأمین کند و هم زمینه کاهش نسبی آثار تحریمها و بهبود شرایط معیشتی مردم را فراهم آورد.
معماری جدید امنیتی و دیپلماتیک در غرب آسیا
شریعتی در ارزیابی سفر امروز عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان به ایران گفت: این رویداد در ادامه تلاش برای ایجاد یک معماری جدید امنیتی و دیپلماتیک در غرب آسیاست. این معماری هم زمانی تکمیل میشود که طرفین (ایران و آمریکا) به نوعی از موازنه قدرت رسیده باشند و هیچیک تصور نکند میتواند نظم مطلوب خود را با هیچ روشی به دیگری تحمیل کند. پاکستان در ماههای گذشته نیز تلاش کرده است نقش یک تسهیلگر قابل اعتماد را میان تهران و واشنگتن برای معماری همین نظم جدید ایفا کند و سفرهای فرمانده ارتش این کشور در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
مدیریت گذار از تقابل به مذاکره
وی تصریح کرد: در نظر داشته باشیم که این رفت و آمدها را نباید به «انتقال پیام» تقلیل داد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، مدیریت گذار از تقابل به مذاکره است. در شرایط کنونی و پس از تجربه یک دوره چند ماهه از ناامنی، همه کشورهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که استمرار بیثباتی، هزینهای فراتر از منافع احتمالی آن دارد. به همین دلیل، کشورهایی مانند پاکستان، قطر، عمان و حتی برخی بازیگران عربی بیش از آنکه صرفاً میانجی باشند، به دنبال شکلدهی به یک نظم منطقهای با هزینه امنیتی کمتر هستند. بنابراین، اکنون اگر مذاکراتی هم شکل بگیرد، این مذاکرات دیگر از موضع ضعف نخواهد بود، بلکه بر اساس چانهزنی در چارچوب توازن قدرت جدید انجام میشود و همین چانهزنیها در صورتی که با قواعد درست انجام شود، میتواند عامل تثبیت و تضمین نسبی آینده منطقه باشد.
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به اینکه تجربه سالهای اخیر نشان داده است که نه فشار حداکثری توانسته اهداف خود را محقق کند و نه تداوم درگیری نظامی راهحل پایداری ایجاد کرده است، گفت: افکار عمومی منطقه، جهان و حتی خود آمریکا باید به تدریج به سمت یک منطق آزمون شده و موفق حرکت کنند که همان منطق برد-برد به جای بازی با حاصل جمع صفر است. این منطق هم اکنون پس از ملاحظه نتایج ناامنی حاصل از جنگ برای همه باورپذیرتر شده است.
دیپلماسی ادامه منطق قدرت با ابزار سیاسی
شریعتی اضافه کرد: در سمت ایران هم باید گفت که امروز اکثریت متوجه شدهاند دیپلماسی ادامه منطق قدرت با ابزار سیاسی است و صلح واقعی ذهنی نیست. صلح واقعی هنگامی ساخته و پرداخته میشود که رهبران و اکثریت مردم یک کشور با یکدیگر همدل و با همه وجود در کنار هم آماده دفاع و در عین حال پرداخت هزینه برای حفظ دستاوردهای ملی و تمدنی خود باشند.
گزارش: محمد داود بیگی/ مرصاد جعفری
شما چه نظری دارید؟