مریم جلیلوندفرد
در روزهایی که جنگ، انتقال آثار تاریخی به مخازن امن و تعطیلی موقت برخی موزهها دوباره بحث حفاظت از میراث فرهنگی را به صدر اخبار آمده است، یک پرسش جدی مطرح میشود: آیا مأموریت موزه فقط نمایش اشیا است یا در شرایط بحران میتواند به یک نهاد فعال فرهنگی و اجتماعی تبدیل شود؟
سیداحمد محیط طباطبایی، رئیس پیشین ایکوم ایران و عضو کنونی شورای بینالمللی موزهها (ICOM)، در گفتوگو با روزنامه اطلاعات معتقد است: تعطیلی کامل موزهها در دوران بحران، راهحل نیست. به گفته او، موزهها همانقدر که وظیفه حفاظت از آثار و اشیای موزهای را بر عهده دارند، باید ارتباط خود با جامعه را نیز، چه از طریق فناوریهای نوین، چه در قالب موزههای سیار و چه با تبدیل باغها و فضاهای باز به عرصه رویدادهای فرهنگی، حفظ کنند.
موزه؛ آتشنشانی فرهنگ در روزهای بحران
محیط طباطبایی نقش موزه را با نهادی حیاتی در شهرها مقایسه میکند؛ نهادی که اهمیت واقعی آن هنگام وقوع بحران آشکار میشود. او میگوید: همانطور که ارزش آتشنشانی زمانی مشخص میشود که شهری گرفتار آتش باشد، نهادهای فرهنگی نیز در روزهای بحران بیشترین کارکرد خود را پیدا میکنند.
از نگاه او، موزه عالیترین مؤسسه فرهنگی یک جامعه است و نباید نقش آن را صرفاً به نمایش آثار تاریخی محدود کرد.
به گفته این عضو ایکوم، نخستین اقدام در شرایط جنگی یا بحران، انتقال اشیای ارزشمند به مخازن امن است؛ اقدامی که در بسیاری از موزههای ایران انجام شد و کاملاً ضروری و حرفهای بود. اما او تأکید میکند: حفاظت از آثار تنها بخش کوچکی از مأموریت موزه است.
محیط طباطبایی برای توضیح این موضوع، موزهها را مانند یک کوه یخ توصیف میکند که آنچه مردم در ویترینهای موزهای میبینند فقط نوک آن کوه یخ است و بخش بزرگتر فعالیتهای موزهای، نظیر پژوهش و مرمت تا آموزش و ارتباط با جامعه، زیر سطح آب قرار دارد.
تجربه کرونا؛ درسی که نباید فراموش شود
به باور رئیس پیشین ایکوم ایران، همهگیری کرونا نقطه عطفی در نگاه جهان به موزهها بود؛ تجربهای که نشان داد ارتباط با مخاطب نباید فقط به حضور فیزیکی وابسته باشد.
او توضیح داد: پس از کرونا، داشتن وبسایت، تور مجازی و امکان بازدید آنلاین دیگر یک انتخاب نبود، بلکه به ضرورتی قطعی برای موزهها تبدیل شد. این تحول نهتنها امکان بازدید را برای شهروندانی که امکان حضور در موزه نداشتند فراهم کرد، بلکه میلیونها ایرانی خارج از کشور را نیز به موزههای داخل ایران متصل کرد.
محیط طباطبایی معتقد است که حضور موزهها در فضای مجازی دو حالت دارد: نخست، فعالیت در شبکههای اجتماعی، اینستاگرام و ارائه تورهای آنلاین، و دوم، «موزه مجازی» که در آن کل فضای موزه بهصورت دیجیتال بازطراحی میشود و مخاطب تجربهای مستقل از حضور فیزیکی در بازدید موزهها به دست میآورد.
به اعتقاد او، اگر امروز برخی موزهها به دلیل ملاحظات امنیتی ناچار به جمعآوری آثار و انتقال آنها به مخازن هستند که اتفاق بسیار درستی است، اما فناوری میتواند مانع قطع ارتباط آنها با مخاطبان شود.
تعطیل کامل؛ راهحل نیست
محیط طباطبایی معتقد است نمیتوان برای همه موزهها یک نسخه واحد برای فعالیت پیچید، چون به گفته او، هر موزه هویت، معماری و کارکرد متفاوتی دارد. او به مجموعههایی مانند کاخ گلستان و مجموعه تاریخی-فرهنگی نیاوران اشاره میکند که علاوه بر ساختمان تاریخی، باغها و فضاهای باز گستردهای در اختیار دارند.
به گفته محیط طباطبایی، انتقال آثار به مخازن تصمیم درستی است، اما این مجموعهها همچنان میتوانند با برگزاری رویدادهای فرهنگی، نمایشگاههای فضای باز و برنامههای آموزشی به فعالیت خود ادامه دهند.
رئیس سابق ایکوم ایران میگوید: موزههایی مانند موزه ملی ایران نیز، هرچند بخش نمایش آثارشان به دلیل شرایط نهجنگنهصلح محدود شد، اما فعالیتهای مرمت، حفاظت، مستندسازی و پژوهش را بدون وقفه ادامه دادهاند. او میگوید: با این حال، اینکه بگوییم چون بحران وجود دارد و اشیا به مخازن منتقل شدهاند، پس موزه باید کاملاً تعطیل باشد، قابل قبول نیست؛ چون موزهها میتوانند کاربریهای دیگر هم داشته باشند و از فضای باز خود برای برگزاری رویدادها و ایونتها استفاده کنند.
موزههایی که به میان مردم رفتند
سیداحمد محیط طباطبایی، عضو ارشد ایکوم ایران، البته به نمونههای موفق موزههای خلاق در کشور، حتی در شرایط جنگ نیز اشاره کرد.
او میگوید: موزههایی هستند که در دوران جنگ و بحران، به جای انتظار برای بازگشت مخاطب، خود به سراغ جامعه رفتند.
محیط طباطبایی از «موزه سیار صلح کودک» بهعنوان یکی از موفقترین تجربههای موزهداری در جنگ یاد کرد و افزود: این موزه سیار با حضور در مدارس، پناهگاهها و مراکز تجمع کودکان، فعالیتهای آموزشی و فرهنگی متعددی را در روزهای جنگ اجرا کرد.
به گفته او، موزه علم و فناوری نیز نمونه دیگری از موزههای دادهمحور است که وابستگی کمتری به اشیای اصیل دارد و با استفاده از آثار بازساخته و تعاملی، حتی در شرایط محدودیت نیز امکان ادامه فعالیت دارد و اکنون نیز فعال است.
محیط طباطبایی همچنین به موزه تایپ تهران اشاره کرد و گفت: این موزه زیرزمین و زیر یک کافه قرار گرفته و در روزهای جنگ، علاوه بر کارکرد فرهنگی، به فضایی امن برای تعامل اجتماعی و پناهگرفتن شهروندان، با برگزاری رویدادهای مختلف تبدیل شد.
از نگاه او، همین انعطافپذیری نشان میدهد که آینده موزهها بیش از هر چیز به خلاقیت مدیران آنها وابسته است.
فرهنگ؛ عقربه ساعت جامعه است
رئیس پیشین ایکوم ایران جایگاه فرهنگ در مدیریت بحران را بسیار مهم دانست و با اشاره به وضعیت فرهنگ در جامعه کنونی ایران، که به گفته او شبیه به بند ساعت شده است، گفت: برای پرسش از وضعیت موزهها باید به جایگاه روزنامه، کتاب و نهادهای فرهنگی در کشور نگاه کرد؛ همان وضعیتی که فرهنگ در جامعه ایران دارد، موزهها نیز همان جایگاه را دارند.
محیط طباطبایی با تأکید بر اینکه موضوع فرهنگ در جامعه نباید به وضعیتی تزیینی تبدیل شود، اعلام کرد: فرهنگ در یک سرزمین مانند عقربه ساعت است. ساعت بدون بند هم میتواند کار کند، اما بدون عقربه، زمان دیگر خوانده نمیشود؛ و وضعیت فرهنگ در جامعه کنونی ایران درست شبیه به همان بند ساعت است، نه عقربه آن.
به گفته سیداحمد محیط طباطبایی، رئیس سابق ایکوم ایران، حضور قدرتمند موزهها در فضای مجازی، توسعه موزههای دیجیتال، تقویت موزههای سیار و استفاده از ظرفیت فضاهای باز موزهای، چهار مسیری است که میتواند موزه را از یک ساختمان نگهدارنده اشیا به نهادی زنده و اثرگذار در متن جامعه، حتی در شرایط بحران، تبدیل کند.
شما چه نظری دارید؟