همشهری آنلاین نوشت: گاهی یک اتفاق مثل بیماری، مشکلات مالی، بحران خانوادگی یا نگرانی درباره آینده، ذهن را برای مدت طولانی درگیر میکند و ما نمیتوانیم فکر کردن به آن مساله را متوقف کنیم. اما موضوع این است که نگرانی دائمی و نشخوار فکری وقتی از یک واکنش طبیعی فراتر میرود و به بخشی دائمی از زندگی تبدیل میشود، فقط آرامش و تمرکز را از بین نمیبرد؛ بدن هم به این فشار مداوم واکنش نشان میدهد و قلب، خواب، دستگاه گوارش، عضلات و حتی عملکرد مغز میتوانند تحت تاثیر قرار بگیرند.
وقتی مغز نمیتواند خاموش شود
متخصصان همیشه میگویند نگرانی ذاتاً چیز بدی نیست. مغز برای شناسایی خطر و آماده کردن بدن برای مقابله با آن طراحی شده است. وقتی تهدیدی احساس میکنیم، هورمونهایی مانند آدرنالین و کورتیزول ترشح میشوند، ضربان قلب بالا میرود و بدن وارد حالت آمادهباش میشود.
اما مشکل از جایی شروع میشود که این وضعیت برای مدت طولانی ادامه پیدا کند. دکتر راضیه دهقانی، متخصص اعصاب و روان و روانپزشک در این باره به همشهری میگوید: «گاهی حتی وقتی خطری در همان لحظه وجود ندارد، مغز همچنان پیام «مراقب باش» را تکرار میکند. فرد ممکن است ساعتها درگیر این باشد که «اگر این اتفاق بیفتد چه؟»، «چرا آن اتفاق افتاد؟»، «چرا نتوانستم جلوی وقوع آن اتفاق بد را بگیرم؟»، «چرا این حرف را گفت؟ منظورش چه بود؟» و ... . در چنین شرایطی، بد
خواب؛ اولین قربانی نشخوار فکری
دهقانی میگوید: «شاید ملموسترین اثر نگرانی مداوم یا نشخوار فکری (Overthinking) اختلال خواب باشد. فرد خسته است و بدنش به استراحت نیاز دارد، اما ذهن همچنان مشغول تحلیل گذشته و پیشبینی آینده است. فرد به رختخوابش میرود اما به جای خواب، پرسشها شروع میشوند: «اگر نتوانم حلش کنم چه؟»، «فردا چه میشود؟»، «چرا آن اتفاق افتاد؟» این چرخه میتواند ادامه پیدا کند؛ نگرانی خواب را مختل میکند و کمخوابی نیز حساسیت فرد به اضطراب و استرس را بیشتر میکند.»
به گفته این متخصص اعصاب و روان، «کمخوابی و استرس مزمن همچنین میتوانند عملکرد توجه و حافظه را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل، کسی که برای مدت طولانی درگیر نشخوار فکری است، ممکن است احساس کند تمرکز سابق را ندارد یا ذهنش زود خسته میشود. یکی از بارزترین نشانههای نشخوار فکری، احساس گناه دائمی و سرزنش خود است. حتی زمانی که فرد واقعا مسئول یا عامل نیست.»
قلب، معده و عضلات هم درگیر میشوند
اضطراب و نگرانی مداوم را نمیتوان تنها مسالهای ذهنی دانست؛ استرس مزمن میتواند با افزایش فشار خون، تغییر ضربان قلب و تغییر در پاسخهای التهابی بدن همراه باشد و در درازمدت برای سلامت قلب و عروق نامطلوب باشد.
دستگاه گوارش هم از این وضعیت بیتأثیر نیست. ارتباط نزدیکی میان مغز و روده وجود دارد و استرس میتواند حرکت دستگاه گوارش و حساسیت آن را تغییر دهد. نتیجه برای بعضی افراد دلدرد، تهوع و نفخ است و برای بعضی دیگر اسهال یا یبوست. حتی ممکن است علائم برخی مشکلات گوارشی در دورههای پرتنش شدیدتر شوند.
عضلات نیز از دست نشخوار فکری و نگرانی دائمی معمولاً بینصیب نمیمانند. خیلی از افراد هنگام نگرانی بدون آنکه متوجه باشند، عضلات گردن و شانه یا فک خود را منقبض نگه میدارند. ادامه این وضعیت میتواند به سردرد، گردندرد، شانهدرد و دندانقروچه منجر شود.