بعدازظهر ۹ شهریور ۱۳۷۸، امام موسی صدر، روحانی ایرانی و رهبر برجسته شیعیان لبنان، وارد طرابلس لیبی شد. همراهان او، شیخ محمد یعقوب و عباس بدرالدین، روزنامهنگار و سردبیر خبرگزاری لبنان، بودند. سفر با دعوت رسمی معمر قذافی انجام شد و قرار بود صدر درباره تحولات لبنان، جنگ داخلی این کشور و نقش لیبی در منطقه با معمر قذافی رهبر وقت لیبی گفتگو کند. شش روز بعد، در ۹ شهریور، هر سه نفر ناپدید شدند؛ حادثهای که از آن زمان تاکنون یکی از پیچیدهترین پروندههای سیاسی و قضایی خاورمیانه باقی مانده است.
رهبری شیعیان لبنان
امام موسی صدر سال ۱۳۰۷در شهر قم و در خانوادهای روحانی به دنیا آمد. پدرش آیتالله العظمی سید صدرالدین صدر از مراجع قم بود. او پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی، به حوزه علمیه قم رفت و به تحصیل علوم دینی پرداخت. سپس برای ادامه تحصیل به نجف رفت و از استادان برجسته حوزه بهره برد. امام موسی صدر در کنار تحصیل علوم دینی، به مسائل اجتماعی و مشکلات مردم نیز توجه داشت و به دنبال راههایی برای بهبود وضعیت جامعه بود. پس از بازگشت به قم، در فعالیتهای علمی و فرهنگی حضور داشت و به تدریس و تحقیق پرداخت.در این سالها، وضعیت شیعیان لبنان و مشکلات آنان مورد توجه علما قرار گرفت. پس از درگذشت علامه سید عبدالحسین شرفالدین رهبر شیعیان لبنان در ۹ دی ۱۳۳۶، نیاز به یک عالم توانمند برای هدایت و ساماندهی امور شیعیان لبنان بیشتر احساس شد. علامه شرفالدین با توجه به سابقه آشنایی با امام موسی صدر، در دوره بیماری به اطرافیانش گفته بود که اگر امام موسی صدر پس از او به لبنان بیاید و رهبری شیعیان را در دست بگیرد بسیار مناسب خواهد بود. بعد از درگذشت عبدالحسین شرفالدین پسرش سیدجعفر شرفالدین و عدهای از شیعیان لبنان به امام موسی صدر نامه نوشتند و او را به لبنان دعوت کردند. آیتالله العظمی بروجردی نیز از رفتن امام موسی صدر به لبنان حمایت و او را تشویق کرد. سرانجام امام موسی صدر در سال ۱۳۳۸، با هدف رسیدگی به مسائل دینی و اجتماعی شیعیان و کمک به رفع محرومیتهای آنان، به لبنان رفت و فعالیت خود را در شهر صور آغاز کرد.
امام موسی صدر در آن زمان دیگر صرفاً یک روحانی نبود. او در لبنان به یکی از مهمترین رهبران اجتماعی و سیاسی شیعیان تبدیل شده بود و در دهه ۵۰ شمسی «جنبش محرومان» را پایهگذاری کرد؛ حرکتی که بعدها به جنبش امل تبدیل شد. امام موسی صدر در عین دفاع از حقوق شیعیان محروم لبنان، بر گفتگوی ادیان، همزیستی مسیحیان و مسلمانان و وحدت ملی تأکید داشت. همین ویژگی، او را به شخصیتی فراتر از مرزهای مذهبی و سیاسی لبنان تبدیل کرده بود.
شش روز معمایی
امام موسی صدر و همراهانش پس از ورود به طرابلس لیبی در هتل الشاطئ مستقر شدند. در روایتهای موجود، سفر آنان با انتظار برای دیدار با قذافی همراه بود. در همین فاصله، نکتهای که بعدها برای محققان اهمیت پیدا کرد، سکوت رسانههای رسمی لیبی درباره حضور امام موسی صدر بود؛ رسانههایی که معمولاً برنامههای مربوط به جشن انقلاب اول سپتامبر را با جزئیات پوشش میدادند.۹ شهریور، آخرین روزی بود که امام موسی صدر و دو همراهش در لیبی دیده شدند. پس از آن، حکومت قذافی روایتی ارائه کرد که سالها مبنای دفاع طرابلس قرار گرفت: سه مسافر، لیبی را به مقصد رم ترک کردهاند. اما مقامهای ایتالیایی و تحقیقات بعدی نتوانستند ورود آنان به ایتالیا را تأیید کنند. همین تناقض، نخستین ستون پروندهای شد که بعدها دهها روایت متفاوت درباره آن شکل گرفت.در مقابل، روایتهای لبنانی بر این باور استوار بود که امام موسی صدر هرگز لیبی را ترک نکرده است. وجود ادعاهایی درباره باقی ماندن وسایل شخصی او در طرابلس و نبود شاهد معتبر برای حضورش در رم، این فرضیه را تقویت کرد. در نتیجه، پرسش اصلی از همان ابتدا این نبود که «صدر کجاست؟»، بلکه این بود که در فاصله میان آخرین مشاهده او در طرابلس و ادعای خروجش از لیبی چه اتفاقی افتاده است؟
دیداری جنجالی
یکی از مشهورترین روایتها میگوید امام موسی صدر سرانجام با قذافی دیدار کرد و میان آن دو مشاجرهای شدید درگرفت. بر اساس این روایت، اختلاف بر سر سیاست لیبی، فلسطینیها و نقش صدر در لبنان به درگیری انجامید و قذافی دستور حذف او را صادر کرد،اما این روایت هیچگاه به صورت مستقل و قطعی در دادگاهی بینالمللی اثبات نشده است. بخش مهمی از اطلاعاتی که پس از سقوط قذافی در سال ۱۳۹۰ از مقامهای سابق رژیم او منتشر شد، نیز به صورت شهادتهای غیرمستقیم یا اظهارات افرادی بود که خود در ساختار حکومت سابق لیبی حضور داشتند. بنابراین باید میان «روایت غالب» و «واقعیت اثباتشده قضایی» تفاوت گذاشت.با این حال، پس از سقوط رژیم قذافی، اظهارات چند مقام سابق لیبی بر فرضیه شهادت امام موسی صدر در خاک لیبی تأکید دارد. برخی از آنان مدعی شده اند که صدر پس از درگیری با قذافی به شهادت رسیده و پیکر او در نقاط مختلف لیبی جابهجا شده است. حتی روایتهایی درباره دفن احتمالی او در سرت، سبها یا مناطق دیگر مطرح شده؛ اما هیچیک از این روایتها تاکنون به کشف قطعی پیکر و شناسایی علمی آن منجر نشده است.
امام موسی صدر زنده است
در برابر فرضیه شهادت، طی چهار دهه گذشته گزارشهای فراوانی درباره زنده بودن امام موسی صدر منتشر شده است. روزنامهها و منابع مختلف عربی و اروپایی در سالهای پس از ناپدیدشدن او گزارشهایی درباره نگهداری وی در زندانهای لیبی منتشر کردند. در برخی روایتها از پادگانهایی در اطراف سرت، زندانهای طرابلس، سبها و حتی بازداشتگاه ابوسلیم نام برده شده است.
برخی شاهدان نیز مدعی شدند که شخصاً وی را در زندان دیدهاند. همین مسأله موجب شد خانواده او و رهبران جنبش امل برای سالها از پذیرش قطعی فرضیه شهادتش خودداری کنند.
مشکل اساسی این روایتها آن بود که اگرچه بعضی ادعاها به نقل از شاهدان مستقیم مطرح شده بود، هیچکدام نتوانستند با یک سند قابل راستیآزمایی، تصویر، فیلم، نمونه دی. ان. ای یا مدرک مستقل قضایی همراه شوند. در نتیجه، پرونده میان دو احتمال متضاد باقی ماند: شهادت در همان سالهای نخست یا ادامه حبس مخفیانه برای سالها پس از ناپدیدشدن.
امیدی تازه
سقوط حکومت قذافی در سال ۱۳۹۰ فرصتی کمسابقه برای گشودن آرشیوهای امنیتی و یافتن سرنخهای تازه فراهم کرد. گورهای دستهجمعی، زندانهای مخفی و اسناد امنیتی حکومت سابق در معرض بررسی قرار گرفتند. مقامهای لبنانی نیز تلاش کردند با استفاده از فضای جدید، اطلاعات بیشتری درباره سرنوشت امام موسی صدر و همراهانش به دست آورند.در همان سالها، تحقیقات مختلفی درباره بقایای انسانی کشفشده در لیبی انجام شد و نمونههای دی. ان. ای مورد بررسی قرار گرفتند. با این حال، هیچ تطبیق علمی قطعی که بتواند هویت امام موسی صدر را ثابت کند، به دست نیامد.
پرونده حتی به روابط سیاسی لبنان و لیبی نیز سرایت کرد. در سالهای بعد، بیروت بارها تأکید کرد که عادیسازی کامل روابط با طرابلس بدون روشن شدن سرنوشت امام موسی صدر و دو همراهش دشوار خواهد بود. در سال ۱۴۰۳ نیز هیأتی از لیبی برای ازسرگیری گفتگوها درباره پرونده به لبنان رفت؛ اقدامی که نشان میداد، با وجود گذشت نزدیک به نیم قرن، پرونده هنوز از نظر سیاسی و قضایی بسته نشده است.
جسدی در سردخانهای مخفی
شاید مهمترین تحول سالهای اخیر، تحقیقی باشد که بیبیسی در سال ۱۴۰۴ منتشر کرد. این تحقیق به عکسی بازمیگشت که قاسم حماده، خبرنگار لبنانی ـ سوئدی، در جریان تحولات لیبی در سال ۱۳۹۰ از یک سردخانه مخفی در طرابلس گرفته بود.
در آن سردخانه تعدادی جسد نگهداری میشد و یکی از آنها به دلیل قد بلند، مو و برخی ویژگیهای ظاهری، شباهتی به امام موسی صدر داشت. حماده همچنین مدعی شد نمونههایی از موهای جسد را برای انجام آزمایش خارج کرده است، اما این نمونهها بعداً، بنا بر توضیح مقامهای مرتبط، به دلیل یک «اشتباه فنی» از بین رفته یا مفقود شدهاند.
بیبیسی تصویر پیکر را برای بررسی به تیمی در دانشگاه بردفورد سپرد. پروفسور حسن اوگیل، متخصص تشخیص چهره، با استفاده از الگوریتم موسوم به «تشخیص چهره عمیق» تصویر را با عکسهای امام موسی صدر و سپس با تصاویر اعضای خانواده و افراد دیگری که شباهت ظاهری داشتند مقایسه کرد.
نتیجه قابل توجه بود: امتیاز بهدستآمده در محدودهای قرار گرفت که پژوهشگران آن را نشاندهنده احتمال زیاد ارتباط جسد با خود امام موسی صدر یا یکی از بستگان نزدیک او دانستند. مقایسه با تصاویر افراد تصادفی نیز ضعیفتر از مقایسه با تصاویر امام موسی صدر بود. اما این نتیجه اثبات هویت جسد نبود؛ زیرا برای چنین ادعای مهمی، آزمایش دی. ان. ای یا شواهد پزشکی قانونی مستقیم ضروری است.
از سوی دیگر، خانواده امام موسی صدر و جنبش امل این نتیجه را نپذیرفتند. صدرالدین صدر، فرزند امام موسی صدر، اعلام کرد که از نظر ظاهری جسد موجود در عکس پدر او نیست و این یافته با اطلاعاتی که خانواده پس از سال ۱۳۹۰ دریافت کردهاند، تعارض دارد. بیبیسی نیز تصریح کرده است که برای ادعای زنده بودن امام موسی صدر در سالهای پس از آن، مدرک مستقلی پیدا نکرده است.
پروندهای بین تاریخ و سیاست
یکی از نکات قابل توجه در این پرونده آن است که تقریباً هر بار که نشانهای از «حقیقت نهایی» ظاهر شده، در کنار آن تردیدی تازه شکل گرفته است.
روایت شهادت، شاهد دارد اما سند نهایی ندارد؛ روایت زنده بودن، شاهدانی دارد اما مدرک قابل راستیآزمایی ندارد؛ تصویر جسد، شباهت قابل توجهی نشان میدهد اما دی. ان. ای در دست نیست.
از همین رو، امروز نمیتوان با قطعیت علمی گفت امام موسی صدر در چه تاریخی و به چه شیوهای به شهادت رسیده یا اینکه پس از ۹ شهریور ۱۳۵۷ چه مدت زنده بوده یا حتی اکنون نیز زنده است یا نه؟
آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت این است که ادعای خروج او از لیبی و ورودش به ایتالیا هرگز نتوانسته توضیحی قانعکننده برای ناپدیدشدن سه مسافر ارائه کند و پرونده همچنان نیازمند اسناد اولیه، دسترسی به آرشیوهای امنیتی لیبی و شواهد پزشکی قانونی است.
پرسشی که هنوز پاسخ نگرفته است
۴۸ سال پس از آن شش روز سرنوشتساز در طرابلس، پرونده امام موسی صدر بیش از آنکه یک پرونده تاریخی صرف باشد، آزمونی برای حافظه سیاسی خاورمیانه است. سه نفر در جریان سفری رسمی وارد کشوری شدند و دیگر هرگز به خانه بازنگشتند.
برای خانوادههای آنان، مسأله فقط دانستن «زنده بودن یا شهادت» نیست؛ مسأله دانستن حقیقت است: چه کسی تصمیم گرفت آنان ناپدید شوند؟ در کجا نگهداری شدند؟ آیا شهید شدهاند؟ اگر به شهادت رسیدهاند، پیکرشان کجاست؟ و چرا پس از گذشت نزدیک به نیم قرن هنوز هیچ سندی نتوانسته زنجیره این اتفاقات را به شکل قطعی بازسازی کند؟شاید سرنوشت نهایی امام موسی صدر دیگر هیچگاه با یک سند واحد روشن نشود. اما تجربه این پرونده نشان داده است که حتی پس از گذشت دههها، یک عکس، یک سند امنیتی، یک شاهد یا یک نمونه دی. ان. ای میتواند مسیر تحقیقات را تغییر دهد. به همین دلیل، پرونده او هنوز بسته نشده است؛ نه برای لبنان، نه برای ایران و نه برای خانواده سه مردی که در ۹ شهریور ۱۳۵۷ در طرابلس ناپدید شدند.