جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۹
نظرات: ۰
۰
-
[رضا حمیدی] خیابان و میدان، دو روی یک اراده ملی

ایران را نمی‌توان صرفاً در مرزهای جغرافیایی آن خلاصه کرد. ایران، حاصل قرن‌ها تاریخ، فرهنگ، اندیشه و ایمان است؛ سرزمینی که مردمانش در فراز و فرودهای بسیار، هویت خویش را حفظ کرده و میراث تمدنی خود را از نسلی به نسل دیگر سپرده‌اند.

ایرانیان مردمی متمدن، فرهنگ‌مدار و برخوردار از فطرتی خداجویند؛ مردمی که اسلام را پذیرفتند و در پیوند میان فرهنگ ایرانی و معارف اسلامی، یکی از درخشان‌ترین فصل‌های تاریخ تمدن را رقم زدند. از این رو، نسبت ایرانیان با اسلام را نمی‌توان صرفاً یک واقعه تاریخی دانست؛ این نسبت، بخشی از هویت معنوی و تمدنی این ملت در طول قرن‌هاست. 

ملّت ایران نیز هیچ‌گاه ملتی جنگ‌طلب و در پی ستیز با جهان نبوده است. اما صلح‌طلبی را با تسلیم در برابر زور یکی ندانسته و هرگاه تمامیت سرزمین و هویت آن در معرض تهدید قرار گرفته، از خویشتن دفاع کرده است. مظلومیت در تاریخ ایران کم نبوده، اما شگفت آنکه همین مظلومیت، بارها به سرچشمه‌ای برای مقاومت و بازسازی هویت ملی تبدیل شده است. 

جنگ دوازده‌روزه و سپس حوادث جنگ چهل‌روزه، در این میان، تنها دو مقطعِ نظامی نیستند؛ بلکه آزمون‌هایی برای سنجش تاب‌آوری یک ملت‌اند. در روایت رهبر شهید از این روزها، سخن از «بعثت مردم» به میان آمد؛ تعبیری که ناظر به تحولی عمیق‌تر از حضور مقطعی در صحنه است: مردمی که در لحظه خطر، احساس مسئولیت تاریخی می‌کنند و خود را از تماشاگر حادثه به صاحب و سازنده سرنوشت خویش تبدیل می‌سازند. تعبیر «رستاخیز شگفت‌انگیز و به‌یادماندنی چهل‌روزه ایران» نیز در همین چارچوب، تصویری از استمرار این حضور و ایستادگی ارائه می‌کند. 

در هفت ماه گذشته، استمرار تجمعات و حضورهای شبانه مردم، این تجربه را به عرصه‌ای گسترده‌تر کشانده است. اینجا مفهوم «خیابان و میدان» اهمیت پیدا می‌کند: خیابان، صورت اجتماعی مقاومت است. و میدان، صورت دفاعی آن. خیابان پشتوانه میدان است و میدان حافظ امنیت خیابان. قدرت ملی هنگامی به کمال می‌رسد که این دو از یکدیگر جدا نباشند. 

از همین منظر، فشارهای خارجی، حملات پراکنده آمریکا پس از آن رویارویی ۴۰ روزه‌اش به همراه رژیم صهیونسیتی به مناطق ساحلی و جزایر و تلاش برای ایجاد محدودیت‌های دریایی را می‌توان واکنش‌هایی در برابر همین ظرفیت ملی دانست؛ فشارهایی که اگر نتوانند اراده جامعه را تغییر دهند، چه‌بسا نتیجه‌ای جز افزایش همبستگی و استحکام موضع ملی نداشته باشند.این همه در شرایطی رخ می‌دهد که مردم با تورم، دشواری معیشت، و مشکلات اقتصادی جدی روبرو هستند. 

دفاع از ایران، اما الزاماً به معنای نادیده گرفتن این مشکلات نیست. جامعه می‌تواند هم از شرایط اقتصادی گلایه داشته باشد و هم در برابر تهدید خارجی، از تمامیت سرزمین خود دفاع کند. میان مطالبه برای زندگی بهتر و دفاع از وطن، تعارضی وجود ندارد. 

شاید معنای عمیق «بعثت مردم» نیز همین باشد: ملتی که در لحظه‌های بزرگ تاریخ، مسئولیت خویش را بازمی‌شناسد. جنگ ممکن است آغاز و پایان داشته باشد، اما آنچه در حافظه ملت‌ها باقی می‌ماند، کیفیت ایستادن آنان در روزهای دشوار است.و در نهایت، شاید بتوان روایت امروز ایران را در همین پیوند خلاصه کرد: خیابان، پشتوانه میدان است و میدان، حافظ خیابان. خیابان، صدای ملتی است که ایران را از آنِ خود می‌داند. و میدان، توان صیانت از این سرزمین. اگر این دو در یک اراده ملی به هم برسند، فشار بیرونی نمی‌تواند به آسانی محاسبات خود را بر یک ملت تحمیل کند. 

تاریخ درباره فرجام این روزها داوری خواهد کرد؛ اما آنچه اکنون پیش چشم ماست، ملتی است که با همه دشواری‌ها هنوز خود را صاحب سرنوشت خویش می‌داند. ایران، در نهایت، نه فقط با قدرت میدان، بلکه با پشتوانه خیابان؛ و نه فقط با حضور خیابان، بلکه با استواری میدان، از آزمون روزگار عبور خواهد کرد. انشاءالله

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی