ایوب شافعی‌پور

در تمدن اسلامی، اختلاف‌نظر در مسائل نظری و فقهی هیچ‌گاه مترادف با تکفیر، دشمنی و خشونت نبوده است. مفهوم گران‌سنگ «ادب اختلاف» دقیقاً به این حقیقت اشاره دارد که دو دانشمند می‌توانند در فهم یک آیه، ارزیابی یک روایت یا استنباط یک حکم، دیدگاه‌هایی کاملا متفاوت داشته باشند؛ اما همزمان در حفظ جان، مال، آبرو و منافع کلان امت، در یک جبهه بایستند. 
از این منظر، «مدیریت اختلاف» به معنای پاک کردن صورت‌مسأله یا انکار تفاوت‌های عقیدتی، فقهی و تاریخی نیست، بلکه به معنای مهار خردمندانة این تفاوت‌هاست تا به خصومت‌های کور خیابانی، تکفیر، خشونت و برادرکشی بدل نشوند. تقریب واقعی زمانی محقق می‌شود که به سوی طراحی دستورالعمل های نهادی و عملی برای مدیریت تفاوت‌ها حرکت کنیم.  تحقق این راهبرد تمدنی، نیازمند دو اقدام فوری، شجاعانه و ساختاری است: 

۱. جرم‌انگاری تکفیر و توهین به مقدسات در قوانین جزایی کشورهای اسلامی: تجربه چند دهه گذشته ثابت کرده است که وحدت اسلامی با توصیه‌های اخلاقی، خطبه‌های پرشور و صدور بیانیه‌های سیاسی پابرجا نمی‌ماند؛ وحدت نیازمند «پشتوانه صریح حقوقی و ضمانت اجرای کیفری» است. 
همان‌گونه که در نظام‌های حقوقی جهان، توهین به نمادهای ملی یا نفرت‌پراکنی قومی جرم محسوب می‌شود، در جهان اسلام نیز باید «صدور فتوای تکفیر علیه مسلمانان» و «توهین و سبّ مقدسات و نمادهای مورد احترام مذاهب اسلامی» در متون قانونی و قوانین مجازات تمامی کشورهای اسلامی، ذیل عناوین «جرم علیه امنیت عمومی» و «اقدام علیه انسجام امت» به‌طور شفاف جرم‌انگاری شود. 
نباید اجازه داد تریبون‌های افراط‌گرا، شبکه‌های ماهواره‌ای تفرقه‌افکن و مروجان خشونت، زیر لوای دینداری، امنیت روانی و اجتماعی صدها میلیون مسلمان را به گروگان بگیرند. البته مرز میان «نقد و پژوهش علمی» با «جرم تکفیر و اهانت» باید در متون قانونی مشخص باشد؛ نقد نظری در محافل علمی آزاد است، اما تکفیر مؤمنان و لجن‌پراکنی علیه مقدسات دیگران، یک جرم غیرقابل گذشت و تهدیدکننده حیات امت اسلامی است. 

۲. انتقال نزاع‌های کلامی از رسانه‌های زرد، به کرسی‌های نقد دانشگاهی و حوزوی : فضای شبکه‌های ماهواره‌ای، مجازی و شبکه‌های اجتماعی، بستری برای عوام گرایی مذهبی، تحریک هیجانات کور و تحقیر متقابل است، نه جایگاه تبیین دقیق مباحث عمیق کلامی، تاریخی و رجالی. در این رسانه‌ها، تحقیق علمی جای خود را به هتاکی و هوچی‌گری داده است. 
مباحث تخصصی و اختلافات نظری باید از سطح رسانه‌های عمومی و کف خیابان جمع شده و منحصراً به تالارهای نقد، کرسی‌های نظریه‌پردازی و همایش‌های علمی مشترک میان حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌های جهان اسلام منتقل شود. تدوین یک «منشور اخلاقی و روش‌شناختی برای گفتگوهای علمی میان مذهبی» مانع از سرایت بار منفی مباحثات تخصصی به میان توده‌های مردم خواهد شد. 

هم‌سرنوشتی در جهانی پرتلاطم 
جهان اسلام امروز نه در معرض یک چالش درون‌مذهبی، بلکه در برابر تهدیدهای مشترک تمدنی، اشغالگری، فقر و هجمه‌های سنگین علیه کلیت هویت اسلامی قرار دارد. در برابر بمبها، تحریم‌ها و ترورهای دشمنان، خونی که از هر مسلمان ریخته می‌شود، تفاوتی میان شیعه و سنی ندارد؛ پیامد این تهدیدها متوجه همه ماست.  بلوغ تمدنی ما در گرو پذیرش این حقیقت عقلانی است: ما محکوم به هم سرنوشتی هستیم. 
وحدت اسلامی یعنی ساختن خانه‌ای مشترک؛ خانه‌ای که ساکنان آن ممکن است در سلیقه و اجتهاد مذهبی تفاوت داشته باشند؛ اما همگی بر سر حفظ ستون‌ها و سقف خانه، محافظت از جان یکدیگر و دفاع در برابر متجاوز خارجی، هم‌پیمان و یک‌صدا هستند. عبور از شعارهای تکراری و گام‌نهادن در مسیر «جرم‌انگاری نفرت‌پراکنی» و  «احیای ادب اختلاف»، مترقی‌ترین پیامی است که می‌توان در هفته وحدت روی آن تأکید کرد. 

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی