سیدعطاءالله مهاجرانی

هنر داستان‌سرایی قرآن مجید (۳۶)

ابراهیم خلیل چگونه اسوه شد؟ به مقامی رسید که خداوند متعال به پیامبر اکرم(ص) توصیه می‌کند که بر آئین و مرام توحیدی و سبک و سلوک ابراهیم(ع) مشی کند. شمس تبریزی درباره متابعت از پیامبر(ص) عبارت شگفت‌انگیزی دارد؛ جهانی را در عبارتی فشرده است: «متابعت محمد(ص) آن است که او به معراج رفت، تو هم بروی در پی او!»۱
متابعت و تبعیت در نسبت با «اُسوه» معنی پیدا می‌کند. قرآن مجید در تناسب پرلطفی متابعت و عاشقی یا عشق را دو روی یک سکه تبیین کرده است. پیداست متابعت بایست بر اساس دلدادگی و اشتیاق صورت گیرد، نه محاسبات سودجویانه و خودخواهانه. آیه‌ای که این نسبت را برقرار کرده است، ‌ازجمله آیات سرنوشت‌ساز و راهگشاست:
قُل إن کُنتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبِعُونِی یُحبِبکُمُ الله و یَغفِر لَکُم ذُنوبَکُم وَالله غَفورٌ رحیم: بگو: اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد و گناهان شما را بر شما ببخشاید، و خداوند آمرزنده مهربان است (آل‌عمران، ٣١).
تناسب واژه‌ها تکرار مفهوم عشق و محبت در «تحبون» و «یحببکم»، تکرار سه‌بارة واژه «الله» اسم جامع خداوند در آیه و موضوع کانونی آیه که «تبعیت و محبت» است، همان نظم قرآنی به گفته عبدالقاهر گرگانی است؛ ورای دانش و توان انسانی است. در منتهای بیداری و هوشمندی و مقام دیدار است. اگر محبّ خدایید، از پیامبر متابعت کنید تا محبوب خدا شوید. پلی که «محبّ» خداوند می‌بایست از آن بگذرد تا «محبوب» خداوند شود، تبعیّت از رسول است. نمی‌شود ادعای محبت داشت اما تبعیت نکرد. به روایت امام شافعی:
تَعُصی الاله و أنتَ تُظهَر حبّه 
هذَا فعَل فی القیاس بَدِیع
لو کان حبک صَادقا لأطعتهُ
فی کل یوم یبتدیک بنعمۀ 
به خدا اظهار عشق می‌کنی و آنگاه از فرمانش سر می‌پیجی؟ کاری شگفت از تو سر می‌زند! اگر در عشق صداقت داشتی، از خدا تبعیت می‌کردی، تا هر روز نعمتی نو بر تو جلوه کند.
تبعیت از ابراهیم خلیل، تأسّی و پیروی از سبک اندیشه و زندگی و سلوک اوست. مانند پرگار در گرد کانون توحید گشتن و از هر چه غیر خدایی است، گسستن؛ همة بتخانه‌ها را ویران کردن؛ مهمترین بت را که بت نفس است، از سر راه برداشتن، به یقین ناب رسیدن. در موضوع بحث ما حتی در برابر خداوند متعال، پرسشگری خواهشگر بودن که: «پروردگارا به من بنما چگونه مردگان را زنده می‌کنی!»
ابراهیم به ما نشان داد که می‌بایست از ایمان عادتی و سنتی و خانوادگی فراتر رفت و به حقیقت ایمان که دیدنی و دریافت‌کردنی است، راه یافت. پرسشگری تابوها را می‌شکند و انسان را از حرکت در حلقه بسته صفرمانند عادت، به پرواز می‌آورد. افقهای تازه را به انسان می‌نمایاند. به تعبیر جلال‌الدین بلخی ایمان تازه می‌شود. ایمان از ژرف‌ترین لایه‌های جان مانند چشمه‌ای از نور می‌جوشد و هیچ‌گاه رنگ کهنگی و نزاری و پیری نمی‌گیرد:
در دل ما لاله‌زار و گلشنی است
پیری و پژمردگی را راه نیست
دائماً   ترّ  و  جوانیم  و  لطیف
تازه و شیرین و خندان و ظریف
به گفته شمس: «احوال عاشق را هم عاشق داند، خاصه چنین عاشقان که در متابعت می‌روند... متابعت آن است که از امر ننالد؛ و اگر بنالد، ترک متابعت نگوید، چنان‌که فرمود رسول: شَیَّبَتنی سورۀ هود. اگر «شَیَّبَت سوره هود» گویی، پهلوی اوت نشانیم. سامان «شیّبتنی»گفتن نیست. الّا امر ثقیل است، بنگر رسول صادق چون فَاستقم کما اُمرت نازل شد در سوره یونس، چگونه فریاد برآورد!»۳
متابعت نسبتی با ظرفیت محبت و سعة وجودی انسان دارد. ابراهیم سرشار از محبت خالصانه نسبت به خدا بود. او در سیر ملکوت، به طمأنینه جان و جهان‌بینی الهی رسیده بود. در گلستانِ آتش، ملکوت در ملکوت بود.
ابراهیم در پرسشگری و خواهشگری از خداوند برای دیدن چگونگی معاد، راه را به ما نشان می‌دهد. این شیوه ابراهیمی و شیوه آزمون قرآنی ،متفاوت از شیوه گروهی از فقیهان سنتی است که پیروان را از پرسشگری منع می‌کردند. هنگامی که یکی از امام مالک بن انس ـ پیشوای مالکیان ـ پرسید: «در آیه الرَّحمَنُ عَلَی العَرشِ استَوَی ( طه، ۵):خداوند رحمان بر عرش استیلاء یافته است، یعنی چه؟ استیلاء چگونه است؟ »
مالک که فقیهی سختگیر بود، بر حسب نقل، سرش را پایین انداخت. چهره‌اش را عرق پوشاند. بعد از مدتی سر بالا گرفت و گفت: «الاستواء غیر مجهول، والکیف غیر معقول، والإیمان به واجب، والسؤال عنه بدعه»: استواء روشن است، چگونگی را عقل ما درک نمی‌کند. ایمان به آیه واجب است. پرسش بدعت است. درباره خداوند از چگونگی، نمی‌توان پرسش کرد. تو مرد بدی هستی و دنبال بدعت. پرسشگر مظلوم را از مجلس اخراج کردند!۴
ادامه دارد
پی‌نوشت‌ها:
۱. مقالات شمس تبریزی، تصحیح و تعلیق محمدعلی موحد، تهران، خوارزمی ۱۳۸، ص۶۴۵
۲. امام شافعی، دیوان، ترجمه و شرح مولانا عبدالله صاحب کا پودروی، جامعه علوم القرآن گجرات، بی‌تا، ص۱۷۸
۳. مقالات شمس تبریزی، ص۱۱۹
۴. امام حافظ احمد بن حسین البیهقی، الاسماء و الصفات، دراسۀ و تحقیق: صالح عبدالرحمن محسن، دارالبلد، مصر، ج۲، ص۱۰۰۸ ـ ۱۰۱۰

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی