جمعه ۱۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۱:۱۰
نظرات: ۰
۰
-
هوشنگ دوم

 محتشم مؤمنی ـ اراک . سال‌های میانی دهه پنجاه در همسایگی ما و به فاصله دو سه خانه، بانویی منزل داشت که رادیو انیس صبح و شامش بود و تقریباً در تمام ساعات شب و روز از خانه‌اش صدای رادیو به گوش می‌رسید. پسرکی همسنّ و سال من نیز داشت که همبازی گاه و بیگاهم بود. 
گاهگاه که به خانه آنها می‌رفتم، می‌دیدم که مادر او کارهای خانه را تعطیل کرده و پای رادیو نشسته و گوش به صدای گوینده آن سپرده است.
 اگرچه می‌دانستم سخت شیفته رادیو و برنامه‌های آن است، ولی این‌که کارهای خانه را تعطیل کند و شنونده آن شود، برایم عجیب بود. با خودم می‌گفتم این چه برنامه‌ای است که اینگونه او را مجذوب خود کرده تا جایی که برای شنیدن آن قیدِ کار و بار خانه را هم زده است؟!...
 تا این‌که یک روز، درست زمان آغاز آن برنامه، در خانه‌شان بودم و از زبان گوینده تیتراژ برنامه شنیدم که می‌گفت: «قصّه‌های مجید». و در ادامه و پس از تیتراژ، بخش‌هایی از قصّه آن روز را هم شنیدم که حقیقتاً شنیدنی بود و به همین خاطر به آن بانوی خوش‌سلیقه حق دادم که برای شنیدن چنین داستان جذّاب و دلکشی، کار خانه را که هیچ حتّی کارخانه را هم تعطیل کند!
سال‌ها گذشت تا این که به دهه هفتاد رسیدیم. ازدواج کرده و به جرگه متأهلین پیوسته بودم و به وسیله عقدنامه، یک دستگاه تلویزیون چهارده اینچ سیاه و سفید پارس که در آن روزگار به عنوان سهمیه زوج‌های جوان در نظر گرفته شده بود، خریده بودم.
 در آن سال‌ها «کیومرث پوراحمد» سریال قصّه‌های مجید را ساخته بود و ما هم مثل اغلب مردم، عصرهای جمعه که این سریال پخش می‌شد، به تماشای آن می‌نشستیم و با این سریال خاطرات سال‌های کودکی و نوجوانی خود را که به ماجراهای مجید شباهتی تامّ و تمام داشت، مرور می‌کردیم.
در تیتراژ سریال از «هوشنگ مرادی کرمانی» با عنوان نویسنده سریال یاد شده بود. 
پوراحمد در آن سریال، قصّه‌ها و به تعبیر دقیق‌تر خاطرات مجید را که تقریباً ده سال پیش از آن تاریخ از رادیو پخش می‌شد، به تصویر کشیده بود و هوشنگ مرادی کرمانی هم به عنوان نویسنده قصّه‌ها واقعاً هنرنمایی کرده و با قلم روان و ذهن وقّادش خاطرات کودکی و نوجوانی خود را به خوبی روایت کرده و همین روایت روان و جذّاب بود که در دهه پنجاه، مسئولین رادیو و بیست سال بعد در دهه هفتاد مسئولین تلویزیون را برای ساخت برنامه‌ای رادیویی و سریالی تلویزیونی از آن قصّه‌ها مُجاب کرده بود که هر دوی آنها با استقبال کم‌نظیر مردم مواجه شده بودند.
سالیانی پس از پخش سریال قصّه‌های مجید، کتاب «هوشنگ دوم» که محصول مصاحبه‌های طولانی «کریم فیضی» با هوشنگ مرادی کرمانی بود، به وسیله انتشارات اطلاعات منتشر شد و من هم یک نسخه از آن را در سفری که به تهران داشتم، از کتابفروشی روزنامه اطلاعات در روبروی دانشگاه تهران خریده و در فرصتی مناسب آن را مطالعه کردم. کتابی خواندنی که بیش از هر چیز در آن صداقت مصاحبه شونده به چشم می‌خورد. صداقتی که شاخصه اصلی فرزندان کویر است و هوشنگ مرادی کرمانی از آن بهره وافری دارد و از همین روی می‌توان و باید او را فرزند راستین کویر نامید.
«هوشنگ دوم» کتابی است که یک زندگی نسبتاً غمبار را روایت می‌کند. چه آنگاه که به دوران کودکی و نوجوانی مرادی کرمانی در زادگاهش روستای سیرچ و سپس شهر کرمان می‌پردازد و چه آنگاه که او به پایتخت کوچ می‌کند و پای در راه تحقّق آمال و آرزوهای دور و درازش می‌گذارد.
علاوه بر اینها «هوشنگ دوم» حاوی گزارشی از کارنامه بسیاری از فعالان عرصه ادب و هنر در هفتاد سال اخیر از زبان مرادی کرمانی است. بزرگانی همچون: علی حاتمی، غلامحسین ساعدی، صمد بهرنگی، هوشنگ گلشیری، جمالزاده، احمد محمود، محمود دولت‌آبادی و دهها تن دیگر که هر چند این گزارش‌ها کوتاه و در واقع نظرات مرادی کرمانی درباره کارنامه آنان است، با این حال از خلال همین گفته‌های کوتاه نیز به هر حال می‌توان تا حدودی به زندگی و احوال و اندیشه‌های آنها پی برد.
مرادی کرمانی با نگارش چندین کتاب قصّه و از جمله «قصّه‌های مجید»، بخش قابل توجّهی از خاطرات مردم ما در پنجاه سال اخیر را به خود اختصاص داده و نام او به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان کودک و نوجوان و حتّی بزرگسال برای همیشه در کتاب فرهنگ کشورمان ثبت شده است.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی