دوشنبه ۲۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۴
نظرات: ۰
۰
-
[لیلا اردبیلی] سینما؛ سرگرمی نیرویی برای تغییر؟

این پرسش که «آیا سینما واقعاً می‌تواند بر جامعه تأثیر بگذارد؟» در نگاه نخست شاید پاسخی بدیهی داشته باشد. معمولاً گفته می‌شود سینما، مانند دیگر اشکال هنر، بر افکار عمومی، ارزش‌های اجتماعی و حتی رفتار انسان‌ها اثر می‌گذارد.

اما از منظر علمی و به‌ویژه انسان‌شناختی، مسئله پیچیده‌تر از آن است که بتوان میان «سینمای تأثیرگذار» و «سینمای صرفاً سرگرم‌کننده» مرزی روشن کشید. برای فهم قدرت اجتماعی سینما ابتدا باید مشخص کنیم منظور از «تأثیر» چیست. آیا انتظار داریم یک فیلم مستقیماً رفتار انسان‌ها را تغییر دهد؟ یا تغییر تدریجی در شیوه دیدن جهان، تصور ما از دیگران و تعریف ما از امر طبیعی و غیرطبیعی نیز نوعی تأثیر اجتماعی محسوب می‌شود؟

در نخستین دهه‌های گسترش رسانه‌های جمعی، برخی نظریه‌های ارتباطات رسانه را دارای قدرتی نسبتاً مستقیم بر مخاطب تصور می‌کردند؛ گویی پیام رسانه‌ای می‌تواند وارد ذهن مخاطب شود و نگرش یا رفتار او را تغییر دهد. پژوهش‌های بعدی این تصور ساده را تا حد زیادی تعدیل کردند. انسان موجودی منفعل نیست که هر آنچه بر پرده می‌بیند بدون مقاومت بپذیرد. افراد فیلم‌ها را بر اساس سن، جنسیت، طبقه اجتماعی، تحصیلات، تجربه زیسته، ارزش‌های فرهنگی و زمینه تاریخی خود تفسیر می‌کنند. یک فیلم واحد ممکن است برای گروهی تکان‌دهنده، برای گروهی سرگرم‌کننده و برای گروهی دیگر کاملاً بی‌اهمیت باشد. بنابراین نمی‌توان از رابطه‌ای مکانیکی و یک‌طرفه میان سینما و جامعه سخن گفت.

با این حال، رد کردن تأثیر مستقیم سینما به معنای بی‌تأثیر دانستن آن نیست. اهمیت سینما شاید دقیقاً در نوع دیگری از تأثیر نهفته باشد: تأثیر بر «تخیل اجتماعی». انسان‌ها فقط در جهان مادی زندگی نمی‌کنند؛ آنها در جهانی از تصاویر، روایت‌ها، نمادها و تصورات مشترک نیز زندگی می‌کنند. هر جامعه‌ای تصوراتی درباره خانواده، عشق، موفقیت، شکست، زنانگی، مردانگی، قدرت، ثروت، فقر، اخلاق، بدن، قومیت و حتی آینده دارد. سینما یکی از فضاهایی است که این تصورات در آن ساخته، بازتولید یا به چالش کشیده می‌شوند.

از این منظر، قدرت سینما لزوماً در متقاعد کردن مخاطب به انجام عملی مشخص نیست. قدرت آن می‌تواند در تعیین این باشد که چه چیزی «عادی» به نظر برسد. اگر گروه اجتماعی خاصی طی چند دهه عمدتاً در نقش مجرم، قربانی، فرد نادان یا موجودی حاشیه‌ای نمایش داده شود، این بازنمایی ممکن است به‌تدریج در تخیل عمومی رسوب کند. برعکس، حضور شخصیت‌ها و شیوه‌های زندگی‌ای که پیش‌تر از فضای عمومی حذف شده بودند، می‌تواند محدوده آنچه جامعه قابل تصور یا قابل پذیرش می‌داند گسترش دهد. این تغییر معمولاً ناگهانی و قابل اندازه‌گیری با تماشای یک فیلم نیست، بلکه در انباشت هزاران تصویر و روایت اتفاق می‌افتد.

علومی مانند انسان‌شناسی همچنین به ما یادآوری می‌کند که سینما تنها بر جامعه اثر نمی‌گذارد؛ خود سینما نیز محصول جامعه است. فیلم‌ها در خلأ ساخته نمی‌شوند. روابط قدرت، ساختار اقتصادی، سانسور، فناوری، ارزش‌های اخلاقی، وضعیت سیاسی و حتی شکل زندگی روزمره بر آنچه امکان ساخته‌شدن و دیده‌شدن دارد اثر می‌گذارند. بنابراین رابطه سینما و جامعه را بهتر است رابطه‌ای دوسویه بدانیم. جامعه مواد خام خود را در اختیار سینما قرار می‌دهد و سینما همان مواد را انتخاب، بازآرایی و دوباره وارد جامعه می‌کند. به همین دلیل، مطالعه فیلم‌های یک دوره تاریخی می‌تواند اطلاعات مهمی درباره ترس‌ها، آرزوها، تعارض‌ها و ارزش‌های آن جامعه در اختیار انسان‌شناس قرار دهد.

اما تکلیف «سرگرمی» چیست؟ آیا فیلمی که هدف اصلی آن سرگرم کردن مخاطب است اهمیت اجتماعی کمتری دارد؟ الزاماً نه. از منظر انسان‌شناختی، خود سرگرمی یک پدیده فرهنگی مهم است. اینکه مردم یک جامعه به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند، با چه قهرمانی همذات‌پنداری می‌کنند و برای فرار موقت از زندگی روزمره چه جهانی را انتخاب می‌کنند، درباره همان جامعه اطلاعات زیادی به ما می‌دهد. حتی تجاری‌ترین فیلم‌ها نیز می‌توانند حامل الگوهایی درباره مصرف، موفقیت، عشق، زیبایی، خانواده یا منزلت اجتماعی باشند، بی‌آنکه سازندگانشان قصد آموزش یا تغییر جامعه را داشته باشند.

البته نباید در جهت مخالف نیز اغراق کرد. سینما به‌تنهایی قادر نیست ساختارهای عمیق اجتماعی را تغییر دهد. فقر با یک فیلم درباره فقر از میان نمی‌رود، تبعیض صرفاً با نمایش رنج قربانیان پایان نمی‌یابد و یک اثر سیاسی لزوماً نگرش مخالفان خود را تغییر نمی‌دهد. رفتار اجتماعی حاصل شبکه پیچیده‌ای از اقتصاد، سیاست، خانواده، آموزش، دین، رسانه، تجربه شخصی و روابط قدرت است. حتی گاهی یک فیلم بیش از آنکه موجب تغییر شود، صرفاً نگرش موجود مخاطبان را تقویت می‌کند. کسی که از پیش با پیام یک فیلم موافق است ممکن است پس از تماشای آن احساس اطمینان بیشتری کند، درحالی‌که مخاطب مخالف همان اثر را رد کند یا معنایی کاملاً متفاوت از آن استخراج کند.

بنابراین شاید دقیق‌تر باشد که قدرت سینما را نه در «تغییر مستقیم جامعه»، بلکه در مشارکت آن در فرایند ساخته‌شدن معنا جست‌وجو کنیم. سینما یکی از نهادهایی است که جامعه از طریق آن خودش را تماشا می‌کند. انسان روی پرده با تصویری از خودش، دیگری، گذشته، آینده و جهان مطلوب یا هراس‌آورش روبه‌رو می‌شود. بعضی فیلم‌ها این تصویر را تأیید می‌کنند و بعضی در آن شکاف ایجاد می‌کنند. همین شکاف گاهی می‌تواند آغاز یک پرسش اجتماعی باشد.

در نتیجه، دوگانه «سینما یا سرگرمی است یا وسیله‌ای برای تغییر جامعه» تا اندازه‌ای گمراه‌کننده است. سینما می‌تواند هم‌زمان سرگرم‌کننده و از نظر فرهنگی تأثیرگذار باشد. تأثیر آن نیز معمولاً نه فوری، یکسان و قابل پیش‌بینی، بلکه تدریجی، پراکنده و وابسته به شرایط اجتماعی است. شاید یک فیلم به‌تنهایی جامعه‌ای را تغییر ندهد، اما مجموعه تصاویری که یک جامعه طی سال‌ها از طریق سینما درباره خودش و دیگران می‌بیند، بخشی از جهان ذهنی آن جامعه را می‌سازد. از این منظر، قدرت اصلی سینما نه در فرمان دادن به انسان که در شکل دادن به قلمروی «قابل تصور» است: اینکه چه نوع زندگی‌ای ممکن، چه انسانی طبیعی، چه رفتاری پذیرفتنی و چه آینده‌ای قابل تصور به نظر برسد. و دقیقاً در همین سطح است که سرگرمی نیز می‌تواند به امری عمیقاً اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی