به گزارش اطلاعات آنلاین، ریشههای عشق حسین دهلوی به موسیقی را در کوچهباغهای خاطرات کودکیاش میتوان جست. او که در هفتم مهرماه ۱۳۰۶ در تهران چشم به جهان گشود، در خانوادهای هنرمند پرورش یافت. پدرش، معزالدین دهلوی، از شاگردان برجسته علیاکبر شهنازی بود و با نواختن تار روزگار میگذراند. دهلوی روزگار کودکیاش را اینگونه روایت کرده است:
«پدر من، موسیقیدان و شاگرد خیلی خوب علی اکبر خان شهنازی بود و تار خوبی میزد. ایشان کلاس داشتند و زندگی ما از این راه میگذشت. پنج ساله بودم که یک تار کوچک به من داد. آن وقتها سیستم ارف و آموزشی نبود. گفت دارارام دارارام بیریم و انتظار داشت من آن را بزنم. در آن سن و سال، برای من مشکل بود. گفتم: "آقا جان! سخت است!" او هم حساسیت داشت و دیگر ادامه نداد.»
اما مشعل موسیقی در جان او خاموش نشد. در نه سالگی، نوای ساز همسایه موجی تازه در دل او انداخت: «بعد نه ساله بودم که پسری از همسایگان ما، نزد پدرم ویلن میزد. من هم هر چه او آموخته بود را یاد گرفتم و میزدم. مادرم به پدرم این اتفاق را گفت و از آن سن، پدرم دوباره آموزش من را به عهده گرفت.»
درک تغییر ایام
دهلوی با هوش سرشار خود مراحل رشد را طی کرد و نزد استادانی چون ابوالحسن صبا، حسین ناصحی و توماس کریستین داوید آموخت. او با نگاه ژرفبین خود دریافت که زمانه تغییر کرده است و هنر نیز باید پابهپای اجتماع گام بردارد؛ چنانکه خودش باور داشت: «بعدها در سالهای سخت ۱۳۲۰ به این نتیجه رسیدم که زندگی اجتماعی ما با دوران آقا میرزا عبدالله متفاوت است. در نتیجه موسیقی ما هم باید جمعی شود و تکنوازی دیگر جوابگوی نیاز ما نیست.»
او با همین اندیشه، ارکستر صبا را رهبری کرد، ریاست هنرستان موسیقی ملی را عهدهدار شد و با خلق آثار جاودانهای همچون «سبکبال» و باله «بیژن و منیژه»، شاهکاری از پیوند ملودیهای اصیل ایرانی با فرمهای کلاسیک ارکسترال به یادگار گذاشت. نوآوریهای او در تدوین متد تمبک و ساخت سنتور کروماتیک، راه را برای نسلهای آینده هموار کرد.
از نگاه شاگردان
پرتو حضور دهلوی تنها در نتها و پارتیتورهایش جاری نبود، بلکه جان شاگردانش را نیز روشن میساخت. علی رهبری، از شاگردان نامدار او، با یادآوری روزهای پُراضطراب جوانی و حمایتهای پدرانه استاد میگوید: «من وقتی وارد هنرستان شدم، آقای مفتاح رئیس بودند... آقای دهلوی که آمدند، متوجه شدند که من خیلی با استعدادم در این کارها و برای این است که میروم دنبال آن و فقط بهخاطر پول درآوردن و اسم درکردن نیست... مدت زیادی از آمدنشان به هنرستان نگذشته بود که حتی یکبار جلو تمام بچهها گفتند که من فکر میکنم این علی رهبری آینده درخشانی داشته باشد. من این جمله را تا امروز هیچ وقت فراموش نکردهام.»
رهبری همچنین درباره نقش بیبدیل استاد در هدایت هنریاش با تمجید یاد میکند: «آقای دهلوی من را بردند به ارکستر صبا و به من گفتند توی تلویزیون و رادیو نرو... خلاصه بگویم ایشان مدیر خیلی خوبی بودند، و برای من شخصاً خیلی کمک بزرگی بودند.».»
در همین راستا، حسین علیزاده نیز درباره سبک و سیاق هنری استاد دهلوی میگوید: «آنطور که من آقای دهلوی را میشناسم و افتخار شاگردیشان را داشتهام، فکر میکنم ایشان به هیچوجه در مقابل سنتگراها محتاط نبودند. بخشی از توجه آهنگسازی استاد دهلوی، به موسیقی کلاسیک غرب است و مایهها یا تکنیکهایی که از آن موسیقی میشود با ملودیهای ایرانی ترکیب کرد... ایشان همیشه درصدد آن بودهاند که موسیقیای به وجود آورند که حال و هوای ملی داشته باشد.» .»
این استاد فرزانه که در سال ۱۳۸۲ به عنوان «چهره ماندگار» تجلیل شد، سالهای پایانی عمر را در سکوتِ سنگین بیماری آلزایمر گذراند تا اینکه در بیستوسوم مهرماه ۱۳۹۸، در ۹۲ سالگی چشم از جهان فروبست. پیکر او در میان اندوه هنردوستان در قطعه هنرمندان بهشت زهرا آرام گرفت؛ اما نوای دلنشین «سبکبال» و یاد و خاطرهاش تا ابد در گوش تاریخ موسیقی این سرزمین طنینانداز خواهد ماند.