علی نعیمی
نمایش فیلم های سیوهشتمین جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان از امروز آغاز شد؛ اما مساله اصلی فراتر از برگزاری یک رویداد است: جشنواره چه نسبتی با تولید، اکران و تداوم حیات سینمای کودک دارد؟
***
سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان رویدادی است که اکنون بعد از نزدیک به چهار دهه، دیگر فقط یک جشنواره سینمایی نیست، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی چند نسل از ایرانیهاست. کودکانی که روزگاری در سالنهای جشنواره فیلم میدیدند، امروز خودشان فیلمساز، نویسنده، بازیگر، منتقد یا مدیر فرهنگی شدهاند. دبیر این دوره نیز بر همین میراث تأکید کرده و گفته است: بسیاری از مخاطبان دورههای گذشته امروز در جایگاههای مختلف سینما و فرهنگ فعالیت میکنند.
اما درست همینجا باید پرسش مهمتری را مطرح کرد: جشنواره فیلم کودک اساساً چه کمکی به خود «سینمای کودک» میکند؟ آیا میتوان میان برگزاری جشنواره و رونق واقعی این سینما نسبتی برقرار کرد؟ آیا چند روز نمایش فیلم، اهدای پروانه زرین و برگزاری نشست و کارگاه میتواند به تولید فیلم در طول سال، پیدا کردن سرمایهگذار، اکران عمومی و بازگشت مخاطب به سالنها منجر شود؟ یا جشنواره در نهایت یک ویترین چندروزه است که پس از اختتامیه، سینمای کودک دوباره به حاشیه میرود؟
این پرسشها اتفاقاً در آستانه دوره سیوهشتم جدیتر از همیشه است؛ چراکه امسال ۷۷۱ اثر در بخش ملی متقاضی حضور شدهاند؛ آماری که به گفته دبیر جشنواره تقریباً دو برابر دورههای گذشته است و از ظرفیت قابل توجه تولید در این حوزه خبر میدهد. در میان این آثار، فیلمهای بلند، کوتاه، مستند، پویانمایی و آثار مرتبط با فناوریهای جدید حضور دارند. خود حامد جعفری نیز هنگام اعلام این آمار تأکید کرده که چنین استقبالی فقط یک عدد نیست و ضرورتهایی مانند رونق اقتصاد تولید، استمرار چرخه اکران، توسعه بازار مصرف، تقویت مخاطب و حمایت نظاممند از استعدادهای جوان را یادآوری میکند.
اما همین جمله، در واقع مهمترین مساله سینمای کودک ایران را پیش روی ما میگذارد. ما ظاهراً مشکل تولید فیلم کودک نداریم؛ مشکل اصلی، تداوم حیات این فیلمهاست.
جشنواره میتواند در مرحله نخست، تقاضا برای تولید را به وجود بیاورد. فیلمسازی که میداند جشنوارهای تخصصی برای دیدهشدن اثرش وجود دارد، طبیعتاً انگیزه بیشتری برای ورود به حوزهای پیدا میکند که از نظر اقتصادی یکی از پرریسکترین بخشهای سینمای ایران است. سینمای کودک، برخلاف بسیاری از گونههای سینمای بزرگسال، مخاطب مشخصی دارد، اما همین مخاطب الزاماً به معنای بازار تضمینشده نیست. کودک باید همراه خانواده به سینما برود و در نتیجه تصمیم نهایی برای خرید بلیت فقط به سلیقه کودک وابسته نیست. از طرف دیگر، اکران فیلم کودک با رقابت سنگین با انیمیشنهای خارجی، محصولات پلتفرمها، تلویزیون، بازیهای ویدئویی و انبوه محتوای دیجیتال روبروست.
جشنواره نقطه آغاز نه مقصد نهایی
در چنین شرایطی، جشنواره میتواند نقش «بازار اولیه» را بازی کند؛ جایی که فیلمساز، تهیهکننده، پخشکننده، منتقد و مخاطب تخصصی برای نخستین بار روبهروی یکدیگر قرار میگیرند. اما اگر این ارتباط در همان جشنواره تمام شود، تأثیر آن محدود خواهد بود.
اتفاقاً تجربه دوره سیوهشتم نشان میدهد برگزارکنندگان نیز به این مساله توجه دارند. جعفری در نشست خبری اخیر جشنواره از جدیتر و کاربردیتر شدن کارگاههای تخصصی سخن گفته و هدف این برنامهها را کمک به رونق سینمای کودک و نوجوان دانسته است. همچنین امسال خانه جشنواره در یک فضای متمرکز شکل میگیرد تا اکرانها، نشستها، کارگاهها و حضور عوامل در کنار یکدیگر قرار بگیرند.
این تمرکز اگر فقط یک تغییر اجرایی باشد، اهمیت محدودی دارد؛ اما اگر بتواند به ارتباط میان فیلمساز و مخاطب و میان تولیدکننده و فعالان صنعت منجر شود، میتواند بخشی از همان زنجیرهای باشد که سینمای کودک سالهاست از فقدان آن رنج میبرد.
مساله دوم، اکران است.سینمای کودک زمانی زنده است که فیلم کودک فقط برای جشنواره ساخته نشود. جشنواره باید بتواند به فیلمی که در آن نمایش داده میشود، یک زندگی دوم هم بدهد؛ یعنی فیلم پس از پایان جشنواره راهی سالنهای عمومی شود و بتواند مخاطب واقعی خود را پیدا کند. در غیر این صورت، جشنواره تبدیل میشود به مقصد نهایی فیلم، نه نقطه آغاز اکران آن.
اینجا مفهوم «اقتصاد سینمای کودک» اهمیت پیدا میکند. فیلمساز زمانی میتواند برای تولید بعدی خود سرمایه جذب کند که فیلم قبلیاش دیده شده باشد و بتواند بخشی از هزینه تولید را بازگرداند. تهیهکننده نیز وقتی دوباره وارد این حوزه میشود که بداند محصولش امکان اکران، تبلیغ، فروش و بازگشت سرمایه دارد. اگر این چرخه شکل نگیرد، حتی افزایش تعداد فیلمهای جشنوارهای هم لزوماً به معنای رونق سینمای کودک نیست.
به بیان سادهتر، ۷۷۱اثر متقاضی خبر بسیار خوبی است؛ اما خبر کامل نیست.خبر کامل زمانی خواهد بود که بدانیم چند فیلم از این آثار در طول سال آینده اکران میشوند، چه تعداد تماشاگر خواهند داشت؟ چقدر فروش میکنند و چند تهیهکننده بعد از تجربه اکران موفق، سراغ تولید فیلم کودک دیگری میروند؟
این همان حلقهای است که جشنواره باید بتواند با صنعت سینما برقرار کند.از طرف دیگر، جشنواره میتواند در حوزهای مهمتر از تولید و اکران هم اثرگذار باشد: ساختن مخاطب.این شاید مهمترین کارکرد بلندمدت جشنواره کودک باشد. ثبتنام گسترده کودکان و نوجوانان برای حضور به عنوان داور در دوره سیوهشتم، نشانهای از این ظرفیت است. در دو روز نخست ثبتنام، حدود ۱۲۰۰ کودک و نوجوان برای داوری آثار ثبتنام کردند؛ گروهی که قرار است در فرآیند انتخاب و ارزیابی فیلمها مشارکت داشته باشند.
این اتفاق را نباید صرفاً یک برنامه جانبی دانست. سینمای کودک بدون کودک معنایی ندارد. اگر کودک از سنین پایین با سالن سینما، فیلم ایرانی، نقد فیلم و انتخاب فیلم آشنا شود، در واقع بخشی از مخاطبان آینده سینمای ایران ساخته میشوند. جشنواره میتواند سلیقه دیداری کودک را شکل دهد و به او یاد بدهد که سینما فقط محصولی برای پر کردن دو ساعت اوقات فراغت نیست.
در همین مسیر، نهمین المپیاد فیلمسازی نوجوانان و کارگاههایی مانند «از قصه تا سینما» نیز اهمیت پیدا میکنند. کارگاه «از قصه تا سینما» با همکاری بنیاد سینمایی فارابی و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان برگزار میشود و اساساً به جای اینکه کودک و نوجوان را فقط در جایگاه مصرفکننده تصویر قرار دهد، او را وارد فرآیند تولید میکند.
جشنواره کودک و فیلمسازان نسل فردا
این شاید یکی از مهمترین نسبتهای جشنواره با آینده سینمای کودک باشد: جشنواره فقط نباید برای نسل امروز فیلم نشان دهد؛ باید فیلمساز فردا را هم پیدا کند.تجربه جشنواره در چهار دهه گذشته نیز دقیقاً از همین منظر ارزشمند است. یک جشنواره فرهنگی زمانی موفق است که اثرش فقط در آمار همان دوره دیده نشود. اگر کودک هفتسالهای که در دهه هفتاد به تماشای فیلمهای جشنواره رفته، امروز فیلمساز شده باشد، جشنواره در واقع یک سرمایهگذاری فرهنگی چند دههای انجام داده است. دبیر جشنواره امسال نیز بر همین میراث نسلی تأکید کرده است.
اما در کنار همه اینها، باید مراقب یک اشتباه قدیمی هم بود: اینکه جشنواره را با سینمای کودک یکی بگیریم.
جشنواره، خودِ سینمای کودک نیست. جشنواره میتواند ویترین سینمای کودک باشد، محل کشف استعداد باشد، محل نقد و گفتوگو باشد، به فیلمساز اعتبار بدهد، به فیلم امکان دیدهشدن بدهد و حتی به ایجاد بازار کمک کند؛ اما نمیتواند جای سیاستگذاری تولید، نظام اکران، سرمایهگذاری، پخش حرفهای و برنامهریزی مستمر را بگیرد.
سینمای کودک به یک جشنواره خوب نیاز دارد، اما بیش از آن به یک زنجیره کامل نیازمند است: فیلمنامهنویس متخصص، تهیهکننده علاقهمند، سرمایهگذار، نظام حمایت، پخشکننده، سالن، تبلیغات، اکران مناسب، شبکه نمایش خانگی و در نهایت مخاطبی که حاضر باشد برای دیدن فیلم کودک پول بپردازد.
اگر جشنواره بتواند این زنجیره را به یکدیگر متصل کند، آن وقت میتوان از «رونق سینمای کودک» سخن گفت. در غیر این صورت، حتی اگر هر سال تعداد آثار متقاضی افزایش پیدا کند، ممکن است با پدیدهای مواجه باشیم که در آن تولید رشد کرده اما صنعت رشد نکرده است.
اتفاقاً حرف خود دبیر جشنواره در رونمایی از پوستر این دوره نیز به همین نقطه نزدیک میشود؛ او در کنار استقبال ۷۷۱ اثر، از ضرورت توجه به اقتصاد تولید، استمرار اکران، توسعه بازار و محصولات جانبی و ایجاد زمینه پایدار برای تولید آثار باکیفیت سخن گفته است.
این شاید مهمترین دستور کار جشنواره سیوهشتم باشد.اصفهان از امروز دوباره میزبان جشنوارهای است که بخش مهمی از هویت سینمای کودک ایران را با خود حمل میکند. اما ارزش واقعی این شش روز را نباید در تعداد فیلمهای نمایش دادهشده یا تعداد جوایز جستوجو کرد. ارزش جشنواره زمانی مشخص میشود که بعد از خاموش شدن چراغهای جشنواره، چراغ سینمای کودک روشن بماند.
اگر فیلمی در اصفهان دیده شود و بعد اکران شود، اگر تهیهکنندهای در جشنواره برای تولید فیلم بعدی سرمایه پیدا کند، اگر کودک امروز داور جشنواره، فردا فیلمساز شود، اگر نوجوان فیلمساز بتواند ایدهاش را به فیلم تبدیل کند و اگر خانوادهای که امسال برای دیدن یک فیلم به سالن آمده، سال آینده هم برای تماشای یک فیلم ایرانی دیگر به سینما برگردد، آن وقت میتوان گفت جشنواره از محدوده یک رویداد فرهنگی عبور کرده و به بخشی از چرخه سینمای کودک تبدیل شده است؛در غیر این صورت، جشنواره هرچقدر هم باشکوه برگزار شود، همچنان فقط چند روز از یک سال خواهد بود و سینمای کودک برای زنده ماندن، به چیزی بیشتر از چند روز نیاز دارد؛ به یک سال کامل.
شما چه نظری دارید؟