گروه شهرستانها: افزایش تورم، مشکلات معیشتی و نبود فرصتهای شغلی پایدار ،سالهاست شمار زیادی از مردم به ویژه مرزنشینان را به سمت مشاغل کاذب سوق داده است؛ فعالیتهایی که نه فقط خارج از چارچوبهای قانونی انجام میشود، بلکه میتواند جان افراد و حتی امنیت عمومی را هم به خطر بیندازد.
قاچاق سوخت و خرید و فروش آن، از جمله مشاغل کاذب و خطر آفرینی است که می تواند مخاطرات فراوانی به دنبال داشته باشد. اختلاف قابل توجه قیمت فرآوردههای نفتی در داخل و خارج از کشور، سوخت را به یکی از کالاهای جذاب برای فعالیت در بازار غیررسمی تبدیل کرده است.
در استانهای مرزی، این اختلاف قیمت انگیزهای ایجاد کرده است تا بخشی از افراد برای کسب درآمد به قاچاق بنزین و خرید و فروش آن بپردازند؛ پدیدهای که طی سالهای گذشته بارها خبرساز شده است و با وجود اجرای طرحهای مختلف برای مقابله با آن، همچنان ادامه دارد.واقعیت این است زمانی که درآمد حاصل از یک فعالیت غیررسمی در مدت کوتاه میتواند از درآمد بسیاری از مشاغل رسمی بیشتر باشد، نمیتوان انتظار داشت فقط با برخوردهای مقطعی، بر این بازار آشفته فائق آمد.
زاهدان اکنون یکی از نمونههای روشن این شرایط است؛ شهری که در برخی ورودیها و مسیرهای منتهی به آن، خرید و فروش سوخت در حاشیه جاده و معابر در قالب دستفروشی،به یک موضوع عادی بدل شده است.
وقتی حاشیه جاده، بازار سوخت میشود
از هر طرف که به زاهدان نزدیک شویم، بهویژه در حوالی پلیسراه، صحنههایی دیده میشود که با ابتداییترین اصول ایمنی سازگار نیست. گالنهای متعدد کنار جاده قرار گرفتهاند؛ عدهای بنزین یا گازوئیل میخرند و عدهای دیگر مشغول فروش آن هستند.
گاهی فروشندگان تا میانه جاده میآیند و با اشاره دست، رانندگان را به توقف و خرید سوخت دعوت میکنند. در چنین شرایطی، حاشیه جاده که باید محلی امن برای تردد خودروها و توقف اضطراری باشد، به بازاری برای عرضه مواد قابل اشتعال تبدیل شده است.در خیابانهای منتهی به جایگاههای سوخت هم کودکان، نوجوانان و افراد مختلفی دیده میشوند که با گالن، سوخت جابهجا میکنند و در حاشیه خیابانها مشغول خرید و فروش هستند. حضور کودکان و نوجوانان در چنین فعالیتی، علاوه بر ابعاد اجتماعی و اقتصادی، یک هشدار جدی از نظر ایمنی است؛ چراکه هرگونه بیاحتیاطی میتواند عواقبی جبرانناپذیر به همراه داشته باشد .
«مشک»؛ بخشی از زنجیره توزیع سوخت
به خیابان امیرالمؤمنین(ع) زاهدان که میرویم، در محدودهای که به «پلاستیکفروشها» معروف است، تابلوهای متعددی دیده میشود که روی آنها فروش «مشک» اعلام شده است. این واژه شاید برای بسیاری از مردم معنای مشخصی نداشته باشد، اما در این محدوده بخشی از ظروف و تجهیزات مورد استفاده برای نگهداری و حمل مایعات از جمله سوخت عرضه میشود.در این میان، مشک های لاستیکی یکی از مهمترین مخازن سیار انتقال سوخت به ویژه گازوییل محسوب می شود.
این موضوع نشان میدهد که ماجرا فقط به فروشندهای که کنار جاده ایستاده محدود نمیشود؛ بلکه زنجیرهای از تهیه ظروف، انتقال، دپو و عرضه شکل گرفته است. همین زنجیره، مقابله با پدیده را پیچیدهتر میکند و ضرورت نظارت مستمر و هماهنگ دستگاههای مسئول را افزایش میدهد.
در یک سوی این ماجرا ادارهکل استاندارد، مدیریت بحران، پدافند غیرعامل، اتحادیههای صنفی، دستگاههای نظارتی، بازرسی و مجموعههای انتظامی و امنیتی قرار دارند؛ دستگاههایی که هرکدام وظایف قانونی و تخصصی مشخصی برعهده دارند و هر سال گزارش عملکرد، آمار و برنامه ارائه میکنند.اما در سوی دیگر، بازار خرید و فروش غیرمجاز سوخت رونق بسیاری دارد و منفعت اقتصادی، این کسب و کار غیرمجاز را سرپا نگه داشته است. به همین دلیل، برخورد با این پدیده نمیتواند فقط به جمعآوری گالنها یا توقیف چند خودرو محدود شود.
حریق یک انبار سوخت و چند خودروی سوخته
در تازه ترین حادثه ، یک محل دپوی سوخت غیرمجاز در زاهدان طعمه حریق شد؛ حادثهای که نشان می دهد نگرانی درباره پیامد های خطرناک این فعالیت، فقط یک هشدار روی کاغذ نیست بلکه در کسری از ثانیه می تواند حادثه بزرگی را رقم بزند.
این انبار نگهداری گازوئیل ،۲ شب قبل طعمه حریق شد که بر اثر این حادثه، ۳ دستگاه اتوبوس و ۳ دستگاه خودرو سواری در آتش سوختند .بر اساس اعلام سازمان آتش نشانی زاهدان در جریان اطفای این حریق ۳۰آتشنشان حضور داشتند که پس از تلاش نیروهای عملیاتی، آتش بهطور کامل مهار شد و از گسترش آن جلوگیری به عمل آمد.
این حادثه اگرچه بدون تلفات جانی به پایان رسید، اما میتواند زنگ خطری جدی برای وضع موجود باشد؛درحقیقت دپوی سوخت در اماکن غیرمجاز بهویژه در محدودههای شهری،میتواند منجر به حادثه ای بزرگ شود.
پشت پرده بسیاری از این فعالیتها، مشکلات اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. نبود صنایع و فرصتهای شغلی پایدار، خشکسالیهای پیدرپی، محدود شدن فعالیتهای کشاورزی و پایین بودن درآمد برخی مشاغل رسمی، بخشی از دلایلی است که افراد را به سمت فعالیتهای غیررسمی سوق می دهد.در چنین شرایطی، خودروهای سنگین، اتوبوسها، وانتها و حتی خودروهای فرسوده و ناکارآمد ممکن است به ابزار حمل سوخت تبدیل شوند؛ خودروهایی که گاه نه برای حمل مسافر یا کالا، بلکه صرفاً برای انتقال سوخت مورد استفاده قرار میگیرند.
شما چه نظری دارید؟