مرتضی جوهری
صهیونیست ها به شدتبا مذاکره کردن مخالف هستند. سیاست آنها از ابتدا امتناع از مذاکره با دشمن در هر شرایطی است و فقط یک جواب دارند: «هیچ مذاکرهای وجود نخواهد داشت.» به عقیده آنها مذاکره باعث میشود انگیزه ای برای حملات آینده دشمن به وجود آید.
وقتی «زوی زمیر» رئیس موساد به مونیخ رسید، ۹ گروگان در اختیار گروگانگیرها بودند. پلیس آلمان در طول این مدت چندین تلاش ناموفق انجام داد و همین باعث شد مهلت تعیین شده توسط گروگانگیرها به پایان برسد. موشه دایان وزیر جنگ، و گلدا مایر نخست وزیر اسرائیل تمامی پیشنهادهای گروگانگیرها و دولت و پلیس آلمان برای مذاکره را رد کردند. زمیر سعی کرد کنترل عملیات را داشته باشد و از نیروهای «سایرت ماتکال» (SayeretMatkal) برای مبارزه با گروگانگیرها کمک بگیرد اما پلیس آلمان مخالفت کرد. سایرت ماتکال، واحد ویژه وابسته به ستاد کل نیروهای دفاعی اسرائیل است که در عمق خاک دشمن در زمینه جمع آوری اطلاعات، عملیات های ویژه، جستجو و نجات، شکار و ترور انسان، نفوذ و خرابکاری فعالیت می کند. این واحد فوق سری که تاکنون عملیات های بسیاری در لبنان، سوریه و غزه انجام داده است، نیروهای خود را در بسیاری از کشورها مستقر می کند تا هر زمان نیاز باشد وارد عمل شوند. موساد نیز هر زمان که لازم باشد از این واحد کمک
می گیرد.
شرط اولیه برای خدمت در این واحد، داشتن حداقل نمره پزشکی ۹۷ است و پس از روان آزمایی، باید دو سال آموزش رزمی، کار با سلاح های جنگی مختلف، زندگی در بیابان و کوهستان، تاکتیک های شناسایی و بقا و فرار، فوریت های پزشکی، پیاده روی های طولانی مدت، چتربازی، رانندگی حرفه ای و حتی آشنایی با هدایت هلیکوپتر را پشت سر بگذارند. بسیاری از مقامات مشهور اسرائیلی که در این واحد خدمت کرده اند شامل ایهود باراک، گابی اشکنازی، بنیامین نتانیاهو، یوناتان نتانیاهو و نفتالی بنت هستند.
پلیس آلمان غربی برای فریب گروگانگیرها به آنها پیشنهاد کرد با هلیکوپتر به فرودگاه «فورستن فلدبروک» (Fürsten feldbruck) بروند و از آنجا توسط هواپیمایی که آماده شده بود به قاهره پرواز کنند. زمیر هم در برج مراقبت فرودگاه و با دوربین شاهد تمامی ماجرا بود. وقتی گروگانگیرها از هلیکوپتر پیاده شدند یک تک تیرانداز بدون هماهنگی شروع به تیراندازی کرد. گروگانگیرها به هلیکوپتر برگشتند و در طول یک درگیری خونین، فرصت این را هم داشتند تمامی گروگان ها را بکشند. سلاح تک تیرانداز فاقد دوربین مناسب بود و خودش نیز تجربه زیادی در تیراندازی نداشت. وضعیت آنقدر برای پلیس آلمان گیج کننده بود که حتی به یک خلبان و یک پلیس تیراندازی کردند.
زمیر در خاطرات خود می گوید گلدا مایر در نیمه های شب با من تماس گرفت و پرسید: «گروگان ها آزاد شدند؟ زوی جواب بده! بگو همه چی به خوبی پایان یافته؟ من توی اخبار دیدم که نجات پیداکردند!» در پاسخ به او گفتم: «من همین جا در کنارشان هستم، همگی کشته شدند! آلمانی ها گند زدند!» گاد شیمرون، مأمور سابق موساد در خاطراتش نوشته است: «هنوز چند سال از جنگ جهانی نگذشته بود که یهودیان این گونه در خاک آلمان کشته شدند.» بعد از این ماجرا بود که ترورهای هدفمند موساد آغاز شد و در این میان بسیاری از افراد بی گناه نیز کشته شدند.
ادامه دارد...
شما چه نظری دارید؟