به گزارش اطلاعات آنلاین، این کتاب، مجموعهای است از روایتهای شوخطبعانه نویسنده در موقعیتهایی کمیک و گاه تراژیک. طنز توکلی کازرونی در این روایتها، طنزی است جسورانه و البته بیرحمانه که به دوست و دشمن و حتی خودش هم رحم نمیکند! این روایتها گاه پهلو به داستان میزنند (چون رنگ و بوی تخیل در آنها پررنگتر از واقعیت است)، اما گاه هم به خاطرهای واقعی میمانند. با اینهمه، چیزی که در تمامی آنها مشترک است و به چشم میخورد، نگاه تیزبین نویسنده است که کوشیده از هر ماجرا و اتفاقی، نکتهای نادیده و پنهان اما جذاب را بیرون بکشد و پیش روی مخاطب بگذارد.
نکته دیگری که توکلی کوشیده است تا در 46 روایت موجود در کتاب «دوستان اجتماعی و سایر دروغها» رعایت کند، ایجاز و گزیدهگویی است؛ چنانکه هر روایت بین 2 تا 3 صفحه است. او در برخی از این روایات موجز و مختصر، به ترسها و تردیدها و حتی دستوپاچلفتی بودنهای خودش میپردازد که به موقعیتهایی گاه خندهدار و گاه شرمآور میانجامد. اما در برخی دیگر از روایتها نوک پیکان حمله نویسنده به اجتماع یا برخی جمعهاست. مثلاً با طنزی تند، از فضلفروشیهای توخالی در برخی محافل ادبی میپردازد یا زیادهخواهیها و طماعیهای گروهی از مردم را به باد انتقاد میگیرد. اما چون همه اینها در لفافهای از طنز و شوخی اتفاق میافتد، ماحصل کار، ضمن تلنگر به خواننده، آزارنده و تلخ نیست؛ چه آنجا که به نقد صریح رفتار و عملکرد خود میپردازد و چه آنجا که دیگران را با همین طنازی منتقدانه مینوازد!
نویسنده کتاب «دوستان اجتماعی و سایر دروغها» گچسارانی است و اکثر روایتهایش در همین شهر اتفاق میافتد. به همین خاطر، نیمنگاهی هم به آداب و فرهنگ و حتی گویش این منطقه داشته است. اما این موارد، آنقدر در اثرش پررنگ نیستند که بتوان این کتاب را در دستهی ادبیات بومی یا اقلیمی جای داد. با این حال، همین که از جغرافیا و محل زیست خود نوشته، هم نشانه توجه او به این موضوع مهم است و هم میتواند برای مخاطب، جالب و جذاب باشد.
او در بخشی از مقدمه کتاب نوشته است: «اگر به دنبال کتابی هستید که در آن قهرمانها بر دشمنان یا مشکلات پیروز میشوند، از روایتهای من فرار کنید؛ چون این کتاب، گزارش رسمی من از شکستها، سوتیها و بدشانسیهای بیامان زندگی است...
این کتاب، دعوتنامهای است برای جشن ناموفق بودن در دنیای بیش از حد موفق؛ برای اینکه باهم، به جای تلاش برای بینقص بودن، به پذیرش نقصها و خندیدن به آنها بپردازیم.»
در قسمتی از یک روایت کتاب میخوانیم: مأمور اول «آقای چناری» پادرمیانی کرد و نجاتم داد. درست مانند شاهزادهای که دختری را از چنگال طلسم دیو بدنهادی رهایی دهد.
ازش عذر تقصیر خواستم و همینکه چشمم به چشمش افتاد، به عشق در نگاه اول معتقد شدم!
من، عشق، پلیس، ترس! جمع اضداد عجیبی بود.
اصلاً متوجه اتفاقات نبودم و در ذهنم دنبال کار ثوابِ نکردهای میگشتم که پاداشش این لعبت بهشتی شده بود. و چون به نتیجهای نرسیدم یقین حاصل کردم از بس عزباوقلی ماندهام خدا را عصبانی کردهام و خودش دستبهکار شده است. یا به زبان سادهتر، آنقدر به سایه نرفته بودم که سایه خودش آمده بود.
مأمور دوم گزارشی نوشت و رو به همسایهها پرسید: دزده رو نمیشناختین؟
رو به چناری با شیطنت گفتم: اگه خودت بازجوم میشی به تمام دزدیهای یک ماه اخیر اعتراف میکنم.
با قیافهای جدی، یک برگهی گزارش درآورد، مقابلم گرفت و گفت: بنویس!
با صدای آرامی گفتم: شوخی کردم، در اون حد نمیارزی.
چند ضربه به کاغذ زد: اسم و فامیل و مشخصاتت رو بنویس.
ترسیده بودم و جایی برای فرار نداشتم، پس به ناچار نوشتم. همین حین چناری آرام گفت: شمارهت رو هم بنویس.
البته که نوشتم، اما اینبار کاملاً با رضایت خاطر و نه از سر ترس!
بعد از تمام شدن غائله، دویدم توی اتاق، به بهار پیام دادم و برایش توضیح دادم که اگر کسی با او تماس گرفت نگران نشود، چون مشخصات و شمارهی تماس بهار را نوشته بودم.»
«دوستان اجتماعی و سایر دروغها» در 110 صفحه و به قیمت 330 هزار تومان از سوی نشر خزه وارد بازار کتاب شده است.