۲۴ سپتامبر هنگامی که نخستوزیر اسرائیل برای سخنرانی در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل پشت تریبون رفت، صدها نماینده در اعتراض سالن را ترک کردند و خشم خود را نسبت به جنایات صهیونیستها به جهانیان نشان دادند. سه روز بعد، نتانیاهو در ابوظبی بود و با شیخ محمد بن زاید آلنهیان، رئیس امارات متحده عربی دیدار میکرد.
کنار هم قراردادن این دو تصویر، بخشی از شرایطی را نشان میدهد که نتانیاهو در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر با آن روبهروست. در نیویورک خروج نمایندگان، تصویری از انتقادهای بینالمللی را به نمایش گذاشت؛ در ابوظبی اما دیدار با یکی از مهمترین رهبران عرب منطقه فرصتی برای ارائه تصویری متفاوت بود. برای سیاستمداری که سالها بخشی از سرمایه سیاسی خود را بر توانایی برقراری ارتباط با واشنگتن و کشورهای عربی بنا کرده، این تفاوت در آستانه انتخابات بیاهمیت نیست .
سخنرانی نیویورک نیز فقط خطاب به جامعه جهانی نبود. بخشی از مخاطبان نتانیاهو در داخل اسرائیل نشسته بودند؛ جامعهای که جنگ، امنیت و روابط منطقهای بار دیگر به موضوعات اصلی بحث سیاسی در آن تبدیل شده است. از همین منظر، سفر به امارات را نیز نمیتوان تنها یک دیدار دیپلماتیک معمول دانست.البته دیدار ابوظبی به معنای بازگشت روابط اسرائیل و امارات به فضای نخستین سالهای «توافق ابراهیم» نیست. تحولات منطقه و مسئله فلسطین بر روابط اسرائیل با کشورهای عربی سایه انداخته، اما کانال ارتباطی میان ابوظبی و تلآویو همچنان باز مانده است. مناسبات منطقهای همیشه میان دو گزینه «اتحاد» یا «قطع رابطه» تعریف نمیشود. کشورها ممکن است اختلافات جدی داشته باشند و در همان حال، بنا بر منافع خود، مسیر گفتوگو را حفظ کنند .
موضوع دیگری نیز بر حساسیت این سفر افزوده است. گزارشهایی در اسرائیل منتشر شده که مدعی است محمد بن زاید پیش از حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳ نسبت به احتمال یک عملیات بزرگ حماس هشدار داده بود. دفتر نتانیاهو این ادعا را رد کرده اما مطرح شدن این موضوع، بحث مسئولیت سیاسی و امنیتی هفتم اکتبر را به فضای عمومی بازگردانده؛ پروندهای که همچنان بر کارنامه دولت نتانیاهو سایه انداخته است.
در کنار آن، تجربه جنگ با ایران و موشکباران شهرهای اسرائیل و تخریب زیرساختها و مراکز نظامی نیز بر فضای امنیتی اسرائیل اثر گذاشته و مسئله امنیت را بار دیگر در مرکز مباحث سیاسی و نظامی قرار داده است؛ همان حوزهای که نتانیاهو طی سالها تلاش کرده بخش مهمی از هویت سیاسی خود را با آن تعریف کند.او چند روز قبل هشدار داد نشانههایی وجود دارد که دشمنان اسرائیل ممکن است پیش از انتخابات ابن رژیم دست به حمله بزنند. تنها یک روز بعد، حادثهای در پرواز فلایدبی از دبی به مقصد تلآویو رخ داد که همزمانی این حادثه با هشدار نتانیاهو، بهسرعت آن را وارد فضای سیاسی و انتخاباتی اسرائیل کرد؛ بطوری که رقبای نتانیاهو آن را مشکوک و در جهت بهره برداری انتخاباتی میدانند و نخستوزیر را متهم می کنند که میکوشد از این ماجرا برای تقویت چهره امنیتی خود بهره بگیرد. یائیر لاپید، نخست وزیر سابق و رهبر کنونی اپوزیسیون اسرائیل نیز گفته است در جلسه توجیهی امنیتی که یک روز پیش از حادثه با نتانیاهو داشته، تهدیدی مشابه آنچه در پرواز فلایدبی رخ داد مطرح نشده بود.
حتی دیدگاههایی مطرح شده که حادثه فلایدبی را ساختهوپرداخته نتانیاهو و بخشی از تلاش او برای ایجاد فضای تهدید میدانند. تاکنون مدرک معتبری برای اثبات چنین ادعایی منتشر نشده، اما طرح چنین گمانههایی نشان میدهد این حادثه تا چه اندازه با فضای انتخاباتی اسرائیل گره خورده است.نتانیاهو اکنون با انتخاباتی دشوار و پرسشهایی جدی درباره کارنامه دولت خود روبهروست. در چنین شرایطی منتقدانش معتقدند او با برجسته کردن تهدیدهای امنیتی و تروریسم میکوشد این تصور را در جامعه اسرائیل تقویت کند که اسرائیل با تهدیدی جدی روبهروست و تنها اوست که میتواند امنیت و رفاه را به مردم اسرائیل بازگرداند.
از نگاه این منتقدان، انتقال مرکز بحث از مسئولیت دولت در قبال هفتم اکتبر به تهدیدهای آینده، میتواند بخشی از راهبرد انتخاباتی نتانیاهو برای جلب افکار عمومی و کسب کرسیهای بیشتر در انتخابات پیش رو باشد.
از همین زاویه است که سفر ابوظبی نیز معنای سیاسی بیشتری پیدا میکند. نتانیاهو در داخل میکوشد خود را ضامن امنیت معرفی کند و در خارج نشان دهد با وجود فشارهای بینالمللی، اسرائیل منزوی نشده و هنوز میتواند با کشورهای مهم عربی گفتوگو کند. دو تصویر ظاهراً متفاوت، در نهایت یک پیام انتخاباتی را دنبال میکنند: رهبری که مدعی است هم توان مقابله با تهدید را دارد و هم قادر است روابط منطقهای اسرائیل را حفظ کند.
از نیویورک تا ابوظبی و از هشدارهای امنیتی تا حادثه فلایدبی، رقابت انتخاباتی اسرائیل بیش از گذشته با مسئله امنیت گره خورده است. پرسش اصلی این است که آیا نتانیاهو خواهد توانست با برجسته کردن تهدیدهای تازه، نگاه افکار عمومی را از پرسشهای باقیمانده درباره هفتم اکتبر و کارنامه دولت خود به آینده معطوف کند یا خیر؟ پاسخ این پرسش را نه سخنرانیهای نیویورک و نه دیدارهای ابوظبی، بلکه رأی اسرائیلی ها در ۲۷ اکتبر روشن خواهد کرد.