حمید یزدان پرست

یک‌شنبه ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
ساعت ۱۰ شب است و جمعیت خیلی زیاد شده. حالا حجت‌الاسلام عبدالحسین خسروپناه دبیر شورای انقلاب فرهنگی برای سخنرانی می‌آید و زود می‌رود سر اصل مطلب: 
خدا را شاکریم از وحدت امام و امت که این پیروزی‌ها را به ارمغان آورد. انسجام مردم و شجاعت رزمندگان، حاصل ایمانی است که خداوند در دل مومنان قرار داده. اگر این ایمان نبود، این اجتماعات شکل نمی‌گرفت. مردم با تشکیلات حزبی جمع نشده‌اند، با ایمان جمع شده‌اند. در «وعده صادق۱» ضربه‌ای به آمریکا زدیم؛ در «وعده صادق۲» ضربه محکم‌تری زدیم؛ در «وعده صادق۳» ضربه‌ای باز محکم‌تر زده شد؛ و در «وعده صادق۴» این ضربه چنان کاری بود که دشمن را زمین‌گیر کرد. راز این زمین‌گیرشدن را می‌گویم. 
دشمن خیال می‌کند اگر مرکز هوش مصنوعی دانشگاه صنعتی شریف، ماهواره دانشگاه علم و صنعت، مرکز پلاسمای دانشگاه شهیدبهشتی را بزند، دانش بومی را از دست می‌دهیم؛ دانش لیزر و پلاسما برای ما بومی است. قدرت نقطه‌زنی رزمندگان که با موشک و پهپاد، دیمونا (مرکز اتمی اسرائیل) و مراکز آمریکا را می‌زنند، با محاسبات دقیق انجام می‌شود. رازش این است که دانشمند داریم که فکر می‌کنند، موشکی و ماهواره‌ها را هوشمند می‌کنند. بعد از جنگ ۱۲روزه، دو ماهواره در مدار فرستادیم که مراکز مهم دشمن را شناسایی می‌کند و به این ترتیب ضربه محکمی به دشمن می‌زنند.
(راستش با خودم گفتم او نباید این حرف را علنی می‌کرد، بعد فکر کردم آن خبیثان مگر نمی‌دانند چه خبر است!) 
وقتی امام «امت»، «دولت» و «ملت» متحد بشوند، علم و فنّاوری هم نتیجه‌اش این پیروزی است. دشمن می‌خواست نیروهایش را در یک فرودگاه متروکه پیاده کند، خدا معجزه طبس دوم را اجرا می‌کند، این حاصل ایمان و استغاثه است. همان‌گونه که پزشکان و اورژانس و رزمندگان شبانه‌روز خدمت می‌کنند، دانشمندان هم شبانه‌روز دارند علم و فناوری را به‌روز می‌کنند. اگر پدافند ما اف۳۵ را سرنگون کرده‌، از روسیه و چین نیامده، ساخته دست دانشمندان ایران است و این حاصل ساختار علمی و فناوری است که ۳۰ سال پیش امام شهید راه انداخت. دستور داد دانشگاه به نقشه جامع علمی عمل کنند، نتیجه‌اش شد که آمریکا و صهیونیسم، در «وعده۴» شکست‌ و انحرافش نشان داده شد. تمام دنیا که در برابر آمریکا سر خم می‌کردند، فریاد می‌زنند: «پیروز این جنگ، ایران است.» آمریکا جرأت دارد، ناوهایش نزدیک بشود؛ با یک تهدید زبانی، کیلومترها عقب نشستند. ایمان و اخلاص را حفظ کنیم و استغاثه داشته باشیم. در این جنگ نابرابر نشان دهیم اینجا خدا بر شیطان‌پرست غلبه دارد. ان‌شاءالله این اجتماعات زمینه ظهور خواهد بود...
دارم حرفهای او را می‌نویسم که مردی از من می‌پرسد: «لری؟» و این را با چنان لهجه‌ای گفت که نفهمیدم و حتی فکر کردم عراقی است! ناگزیر چند بار تکرار کرد. میان این‌همه خلایق، باید حواس مرا پرت می‌کردی؟ شاید هم چون سخنران لر است (بچه دزفول)، فکر کرد کسی که خودش را به زحمت انداخته تا اینها را بنویسد، باید لر باشد. رگ شیطنتم جنبید. «ای خَله‌خَس به سرم! ننه‌م لر بی یا بُوآم که مِ لر بواَم؟ مِ مسلمونِم.» درهم شد: «پس لر مسلمان نیست؟!» فکر نمی‌کردم چنین برداشتی کند، درجا دلجویی کردم؛ ولی رنجید و رفت. حیف! اگر یک زمانی این نوشته دستش افتاد، بداند که واقعاً پشیمانم و فقط می‌خواستم شوخی کنم و لبخندی بر لبش بیاورم. لر، مازندرانی و عرب تنها اقوام ایرانی هستند که مطلقاً شیعه‌اند. دیگران از فارس و کرد و آذری و...، غیر مسلمان هم دارند (زرتشتی، یهودی و مسیحی) تا چه رسد به غیر شیعه. این هم نازکشی من:
اگر مستانِ مستیم، از تِه‌ایمان
 و گـر  بی‌پا  و   دستیم،  از  ته‌ایمان
اگر گبریم و ترسا، ور  مسلمان
به هر ملت که هستیم، از ته‌ایمان
یعنی از تو هستیم ای خداوند. پسرک چندماهه در آغوش مادر، پرچم کوچکی را تکان می‌دهد که خیلی بامزه شده و پدر فیلم می‌گیرد. دلم چرکین شد، این چه شوخی مسخره‌ای بود که کردم! مداح دیگر می‌آید: سیدرضا تحویلدار و خیلی تند و شلاقی عباراتی را پشت سر هم ردیف می‌کند:
به خدای منان، به تمام قرآن
به جلال احمـد، به مقـام حیدر
به کمال زهـرا، به وقار زینب
به شبیر و شُبّر،  به  بهشت و کوثر
به قتال حمزه، به نبرد مالک
به صفای سلمان، به خلوص بوذر
به حقیقت دین و به تمام ایمان
 به حبیب و میثم، به بلال و قنبر
درست بیست تا قسم خورد که چه بگوید؟ این را:
که علی‌ست والا، که علی‌ست اعلا
که علی‌ست آقا، که علی‌ست بالا
که علی‌ست مولا، که علی‌ست هادی
که علی‌ست رحمت، که علی‌ست سرور
که علی‌ست اول، که علی‌ست آخر
که علی‌ست ظاهر، که علی‌ست باطن
فکر می‌کنم چهار جمله آخر که تلمیحی است به آیات آغازین سوره حدید، صرفاً درباره خداوند باشد و روا نیست به کس دیگری تعمیم دهیم. این مطالب خوشایند غالیان است و نباید با تحریک عواطف مردم، آنها را به لحاظ معرفتی از چارچوب‌های تشیع اعتدالی که امامیه بر آن بوده‌اند، بیرون برد. 
چه خوش است عمری، شب و روز و دائم
ز علی بگویم، ز علی بخوانم، به علی ببالم
به علی بنازم، ز علی بخواهم، ز علی ستانم
که علی‌ست عشقم، که علی‌ست عمرم
که علی‌ست قلبم، که علی‌ست جانم
گر از او نگویم، گر از او نخوانم
به چه کار آید، سخن و زبانم؟
به فدای حیدر، من و دوستانم
من و دودمانم، من و خاندانم
امیری نداریم الا علی 
و این جمله آخر ترجیع‌بند است که مردم تکرار می‌کنند: امیری نداریم الا علی.
ـ اگر ناتوانی، بگو یا علی!
مردم داد می‌زنند: یا علی!
همه اینها را یک‌نفس خواند و بعد می‌گوید: «اینها (یعنی دشمنان) می‌خواهند ذکر علی ولی الله را از مأذنه‌ها پایین بیاورند» و من یاد سخنی افتادم که چند سال پیش از امیر امارات نقل شد: «ما تلاش می‌کنیم دوباره دین حقه بر ایران مسلط شود...» تحویلدار به مردم می‌گوید: «نشان بده کشور، کشور امیرالمومنین است» و بعد باز با همان سرعت شروع می‌کند به خواندن:به دور امیر کرَم گشته‌ام...
به او گفتم: ای شاه، راهم بده
امان‌نامـه‌ای بـر گناهـم بده
لیاقت به یک دَم نگاهم بده
پناهی نـدارم، پناهـم بـده
صـدا زد پریشانی‌ام با علی
اگر خسته‌جانی، بگو: یا علی
مردم ‌می گویند و او این را چند بار تکرار می‌کند و مردم جواب می‌دهند. سپس ادامه می‌دهد:
همین لحظه‌ها بود پیدا شدم
علی گفتم و از زمین پا شدم
شب و روز حیران مولا شدم
گدا بودم، او خواست آقا شدم
دلِ من بدون علی، بی‌کس است
بمیرم ببینم علی را، بس است
دوباره می‌گوید: «اگر خسته‌جانی، بگو: یا علی» و مردم می‌گویند و پرچمدارها پرچم ایران را تکان می‌دهند و او بقیه شعرش را می‌خواند که همچنان مدح حضرت مولاست. اگر این‌قدر تند نمی‌خواند، اثر بیشتری می‌گذاشت. چنان همه چیز را با هیجان می‌گوید که شنونده به طور طبیعی نمی‌تواند همپایش پیش برود. بعد به سبک تعزیه می‌خواند:
 والله بالله تالله، ندهم خاک وطن! 
و این ترجیع‌بند است و مردم باید تکرار کنند. 
محکم بزن فرمانده/ که دشمنت درمانده
صدای «شاهد» زمان به گوش دنیا مانده
«سجیل» آن‌چنان زد بر گردنش
که مرحب توی گور لرزیده تنش
والله بالله تالله، ندهم خاک وطن! 
مردم می‌گویند و بعد خودش و مردم تکرار می‌کنند: «حیدر، حیدر!» چقدر پرچم حزب‌الله امشب زیاد است.
کاری کرده باهاشون، این امواج دمادم
می‌ترسن دیگه حتی از سخنگوی خاتم
تو قلب خونه‌هامون، غرق شور و امیده
خیابون دست ما و میدون با سیدمجیده
مردم « حیدر، حیدر» می گویند و او می‌خواند:
والله بالله تالله، ندهم خاک وطن! 
باز مردم «حیدر، حیدر»  را تکرار می‌کنند و او ‌ادامه می دهد:
این آژیر نبرد نیست، هشدار مرگشان است
آرش‌های کمانگیر! وقت تیر و کمان است
بزن به قلب دشمن امت/ بزن چو بر اهریمن
 بزن بزن مردانه، بت‌ بزرگُ بشکن 
دیگر چه هراس از سنگرشکن؟
صهیون در فرار از خیبرشکن
والله بالله تالله، ندهم خاک وطن! 
ادامه  دارد

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی